اثراتِ وابستگی به گوشی‌ هوشمند و راه‌حل‌هاش

راستش من اونقدری به گوشیم معتاد نیستم، اما هر روز یه جوری دستم به سمتش می ره و نمی دونم چقدر از وقتم رو می گیره. گاهی هم ساعت‌ها محوِ اسکرول کردن می شم. آخرین بار که چک کردم، میانگینِ زمانِ استفاده‌ام از صفحه نمایش، بیشتر از ۳۲ ساعت توی هفته بود. انگار آیفون‌م شده جزئی از وجودم، تا چشم باز می کنم، می بینم تو دستمه.

یه جورایی، دسترسیِ آسون به تقریباً هر نوع اطلاعاتی، یه راحتیِ بی‌خودی ایجاد کرده و همین باعث شده که من راحت طلب بشم و به تکنولوژی اجازه بدم زندگی‌مو مدیریت کنه. سعی کردم بعضی از اپلیکیشن‌ها مثل تیک‌تاک و توییتر (X) رو پاک کنم تا جلوی تحریکات رو بگیرم، ولی اراده‌ام خیلی دووم نمیاره و دوباره هوس می‌کنم نصب‌شون کنم. دکمه‌ی “مزاحم نشوید” هم یه کم جلوی چک کردن پیام‌ها و نوتیفیکیشن‌ها رو می گیره، ولی خب، گاهی یادم می ره روشنش کنم.

استرسِ چک کردنِ مداومِ گوشی

تجربه‌ی رفتن به گوشی تاشو

برای یه هفته، آیفونم رو گذاشتم کنار و رفتم سراغ یه گوشیِ تاشوی نوکیا ۲۷۸۰ تا ببینم چه تأثیری روی سلامت روان و حالِ خوبم می ذاره. نتیجه‌ش خیلی هم غافلگیرکننده نبود و واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

بی‌میلی به اسکرول یا پیام دادن

سادگیِ این گوشی منو محدود کرد به امکاناتِ پایه: تماس و اس‌ام‌اس. چند تا اپلیکیشن موبایل و دسترسی به اینترنت داشت، ولی بسته اینترنتم و وای‌فای با گوشی تاشو سازگار نبود، پس نمی‌تونستم برم تو وب.

اپلیکیشن‌هایی هم که می شد ازشون استفاده کرد—مثل نقشه و موزیک—با اون کلیدهای بزرگ گوشیه، سخت می شد استفاده کرد، برای همین اصلاً سمتشون هم نمی رفتم. اصلاً دلم نمی خواست با اون صفحه کوچیک گوشی، باتریِ کم، و صفحه کلید کوچک اسکرول کنم.

راستش، مگر اینکه ضروری بود زنگ بزنم یا یه پیامِ فوری بفرستم، دیگه کمتر نگاهم به گوشی می افتاد. واقعاً دیدم که کمتر پیام می دم، چون نوشتنِ یه پیام تو اون گوشی خیلی زمان بر بود. وقتی هم می خواستم به کسی زنگ بزنم، تقریباً همیشه از تماس تلفنی استفاده می کردم. چون از اپلیکیشن‌های دیگه استفاده نمی کردم، موقع مکالمه، مثل قبل چندتا کار رو با هم انجام نمی دادم. نتیجه‌ش این بود که تو مکالمه‌ها بیشتر حضور داشتم، چون فرصتی برای ورق زدن اینستاگرام یا چک کردن ایمیل‌ها نبود.

تقویتِ ارتباطاتِ انسانی و بهره‌وریِ بیشتر

محدودیت‌های گوشیِ تاشو یه حس ارتباط انسانیِ بیشتری رو تو من ایجاد کرد. به جای چت کردن با یه تیمِ خدمات مشتری، گوشیو برداشتم و زنگ زدم. بیشتر به مغازه‌ها و رستورانای مورد علاقه ام سر زدم و به جای استفاده از Instacart یا اسنپ فود، خودم خرید کردم. دسترسیِ محدود به بانکداریِ آنلاین هم باعث شد کمتر وسوسه بشم که بی دلیل خرید کنم.

کم شدنِ وابستگیم به اپلیکیشن‌های موبایل، تأثیرِ مثبتی هم رو بهره‌وری و تعادلِ کار و زندگی‌م گذاشت. مثلاً دیگه تو طول روز، حواسم پرتِ نوتیفیکیشن‌هایِ ایمیل نمی شد. به‌علاوه، نبودِ گوشیِ هوشمند، باعث شد بیشتر با بقیه رو در رو ملاقات داشته باشم. فقط از نظر فیزیکی حاضر نبودم، بلکه از نظرِ احساسی هم بیشتر در دسترس بودم. چرا؟ چون گوشیم حواسمو پرت نمی کرد. خوب به حرفای بقیه گوش می‌دادم و ارتباط چشمی برقرار می کردم.

تأثیراتِ اسکرول کردنِ آگاهانه رو سلامتِ روان

تو چند روزِ اول که گوشی هوشمند نداشتم، یه حسِ FOMO (ترس از دست دادن) داشتم. دلم برای دسترسی به تیک‌تاک، اینستاگرام و بقیه اپلیکیشن‌های محبوب تنگ شده بود. نکته‌ای که در مورد FOMO هست، اینه که رو سلامتِ روان‌تون تأثیر منفی می ذاره. حال‌تون رو بدتر می کنه (مثل نگرانی از ندیدنِ اخبار) و شما رو به سمت اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی سوق می ده.

ولی بعد از یه مدت استفاده از گوشی تاشو، دیدم این حس کم و کم‌تر می شه. زندگیِ “آفلاین” با گوشی تاشو باعث شد کمتر از گوشیم استفاده کنم و این قضیه به بهتر شدنِ حال و روحیه ام و افزایشِ انرژی‌م برای زندگیِ بیرون از اپلیکیشن‌ها کمک کرد. درنهایت، رابطه سالم‌تری با تکنولوژی برقرار کردم و یاد گرفتم که مرزهای سالمی با گوشیم ایجاد کنم و نسبت به اسکرول کردن آگاه‌تر باشم.

نکته: اسکرولِ آگاهانه فقط مربوط به ساعت‌هایی که “آنلاین” هستید نمی شه، بلکه به محتوایی که می بینید هم مربوطه. دکتر لای بروسو روانشناس بالینی، توصیه می‌کنه «محتوا رو با دقت انتخاب کنید». او می گه “محتوای طنزآمیز و مرتبط با طبیعت، شاید مفیدتر باشه” و “اگه [یه حساب] احساسات ناسالمی رو تحریک می کنه، بهتره موقتاً ازش خارج بشید.”

آیا رسانه‌ های اجتماعی شما رو احمق کرده‌ن؟

گوشی تاشو به خواب و تمرکز من کمک کرد

تحقیقات نشون می ده که با محدود کردنِ زمانِ اسکرولِ رسانه‌های اجتماعی به ۳۰ دقیقه تو روز، می تونید حالِ خودتونو بهتر کنید و علائم افسردگی و تنهایی رو کم کنید. و من با اطمینان می تونم بگم که این تحقیق درست بود—رفتن به نوکیا ۲۷۸۰ به من این قدرت رو داد که از لحظه‌های حالِ زندگی لذت ببرم و همین باعث شد که کمتر احساس تنهایی و افسردگی کنم.

من بیشتر وقتمو روی چیزای مهمِ زندگی و با آدمایی که برام ارزش دارن، گذروندم. نمی تونستم همه تیک‌تاکهایی که خانواده و دوستام برام می فرستادن رو ببینم، اما وقتِ بیشتری برای کارهای آگاهانه مثل پیاده‌روی تو طبیعت، مدیتیشن، سفر و کارهای عاطفیِ معنادار داشتم.

چون گوشی آیفونم حواس‌پرتی‌هایی مثل موزیک، پادکست و ویدیوهای یوتیوب رو نداشت، فضای ذهنی‌م آزاد شد که افکارِ واضح‌تری داشته باشم و برای مدتِ طولانی‌تری متمرکز بمونم. همچنین به‌راحتی تونستم زمانِ استفاده از صفحه رو تو ساعتای خواب کم کنم که کیفیتِ خواب‌مو بهتر کرد.

نتیجه‌گیری نهایی

مزایای استفاده از گوشی بدون اسمارت‌فون، بیشتر از سختی‌های استفاده از گوشیِ تاشو بود. این قضیه باعث شد که به طور کلّی کم‌تر به گوشیم وابسته باشم و مجبور شدم بیشتر تو فضای باز باشم و به ارتباطاتِ انسانی وابسته تر بشم که برام مثل یه هوای تازه بود. این تجربه منو یادِ دورانی انداخت که ما آدما به هم نزدیک‌تر بودیم و عشق و همدلیِ بیشتری نسبت به همدیگه داشتیم.

خلاصه

سخته که آدم بخواد کامل فناوری‌شو downgrade کنه، در حالی که دنیا داره پیشرفت می کنه. این غیرواقعیِ که آدم بخواد کلاً گوشی هوشمندشو بذاره کنار، تو این دنیای مبتنی بر تکنولوژی که توش زندگی می کنیم، ولی با کمال میل از انجامِ سم‌زداییِ دیجیتالِ کوتاه مدت، استقبال می کنم.

نمی خوام کلاً از آیفونم دست بکشم، ولی ایده برگشتن به نوکیا ۲۷۸۰ رو برای تعطیلات و سفرهای خاص دوست دارم تا بتونم از تمام چیزایی که جلومه، لذت ببرم.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *