درد و ردپاهاش توی زندگی
درد یه حس عاطفی شدید و پیچیدهست، که از یه درد ذهنی یا جسمی نشأت میگیره. وقتی آدما درد میکشن، حسهایی مثل دردِ جانکاه، غصه، عذاب وجدان، دلواپسی و دردِ درونی رو تجربه میکنن. این حسها معمولاً با از دست دادن یه چیزی یا آسیب دیدن مرتبطن، ولی چالشهای دیگهٔ زندگی هم میتونن این حس رو بیدار کنن.
خلاصهش
درد یعنی یه غم و غصّهٔ عمیق و دردآور که میتونه کلی ناراحتی به بار بیاره. زندگی میتونه یه عالمه سد راهمون بذاره (مثل غصه، آسیب و از دست دادن)، و همهمون یه روزی این نوع درد رو چشیدیم. خداروشکر، با کمک گرفتن از اطرافیان یا یه مشاور روانشناس میشه رو این حسها غلبه کرد.
این حسِ درد چهجوریه؟
به قول رینر ولز، LMHC، که یکی از همکارای Grow Therapy هستش: «درد میتونه مثل یه اضطراب یا یه درد عجیبی باشه که معمولاً مربوط به یه چیز باارزش و مهم برامونه.» این حسها میتونن هم توی جسممون بروز کنن و هم توی احساساتمون. از نظر جسمی، این حسها ممکنه شامل دردِ جسمی، خشکی و گرفتگی، سنگینی، اشک ریختن زیاد و کمتحرکی باشن.
علاوه بر تجربهی جسمی درد، این حس میتونه ما رو به فکر فرو ببره و به جنبههای هویتی، اعتقادی و سؤالای مهم زندگی برسونه. درد ممکنه باعث شه راجع به اعتقاداتمون، موقعیت اجتماعیمون، مرگ و زندگی، میراثمون و سؤالای مهم دیگه فکر کنیم.
درد و اضطراب: مقایسهای
کلمههای درد و اضطراب ریشهی مشترک دارن. هر دوشون از ریشهی هندواروپاییِ “اَنگ” (ang) اومدن که معنی تنگ کردن، خفه کردن یا فشار دادن رو میده. با اینکه این دو حس شباهتایی دارن، ولی درد معمولاً یه تجربهی ناراحتکنندهتره. اضطراب بیشتر روی نگرانی، ترس و هراس تمرکز داره، در حالی که درد یه ناراحتی عمیق ذهنی، غم و ناامیدی رو شامل میشه.
چه چیزایی باعث درد میشن؟
درد یه حس پیچیدهست که میتونه دلایل مختلفی داشته باشه. بعضی از چیزایی که باعث این حس میشن، اینان:
- غم و از دست دادن: مرگ عزیز آدم میتونه یه درد عمیق درست کنه، ولی تموم شدن یه رابطهی مهم یا از دست دادن چیزای دیگه هم میتونه عذاب و ناامیدی شدید به بار بیاره.
- آسیب دیدن: بلایای طبیعی، تصادفها، خشونت و اتفاقای آسیبزنندهی دیگه میتونن حس درد شدیدی ایجاد کنن.
- روابط: روابط میتونن یه منبع برای ارتباط و شادی باشن، ولی در عین حال میتونن باعث درد و ناراحتی عاطفی هم بشن.
- بیماری: درد جسمی و بیماری میتونه منبع درد باشه، مخصوصاً وقتی که بیماریش مزمن باشه.
- تغییرات زندگی: تغییرات زندگی، مخصوصاً اگه ناخواسته باشن، میتونن حس درد، بیثباتی و در بعضی موارد درد به وجود بیارن.
- تنهایی: ارتباطات اجتماعی برای سلامت روان ضروریان، و به همین خاطر تنهایی میتونه حس درد رو با خودش بیاره.
چهجوری با درد مقابله کنیم؟
اگه درد میکشین، مهمه که کمک و حمایتی که لازم دارین رو بگیرین تا به کم شدن دردتون کمک کنه. کنار اومدن با درد میتونه سخت باشه، ولی راهها و منابع زیادی وجود داره که میتونن کمک کنن.
- از یه متخصص کمک بگیرین: مشاوره با یه روانشناس میتونه توی مدیریت درد و پیدا کردن راهحلها کمک کنه.
- از تکنیکهای کاهش استرس استفاده کنید: استفاده از تکنیکهایی مثل ذهنآگاهی، مدیتیشن و نفس عمیق میتونه به شما کمک کنه تا احساسات استرسزاتون رو مدیریت کنین.
- احساساتتون رو بروز بدین: به جای اینکه احساساتتون رو قایم کنین، راههای سالمی برای نشون دادنشون پیدا کنین.
- با خودتون مهربون باشین: خودتون رو به خاطر احساساتتون سرزنش نکنین و با خودتون مهربون باشین.
- فعالیت بدنی داشته باشین: ورزش یه ابزار مهم برای سلامت روانه و میتونه به کم شدن حس افسردگی و اضطراب کمک کنه.
- از دیگران پشتیبانی بگیرید: کمک گرفتن از دوستا و خانواده میتونه آرامش و اطمینان رو فراهم کنه.
حرف آخر
درد یکی از عمیقترین و دردناکترین حساییه که آدم میتونه تجربه کنه و میتونه روی سلامت جسمی و روحی تأثیر عمیق و همیشگی بذاره. توی این مواقع، پیدا کردن کمک و منابع مناسب برای مدیریت این احساسات خیلی مهمه. با مهربون بودن با خودتون، درخواست کمک از متخصصها و تکیه کردن به عزیزانتون، میتونین مراقبت و حمایتی که لازم دارین رو فراهم کنین و حس ایستادگی و هدفمندی بیشتری رو توی مسیر بهبودی عاطفیتون تجربه کنین.
“`
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس