پایه‌های گوناگونی که یک رابطه روی آن‌ها بنا می‌شه

روابط می‌تونن بر مبناهای متفاوتی شکل بگیرن. ممکنه از دوران کودکی کسی رو بشناسید، یا این که اون یه هم‌تیمی یا هم‌کلاسی سابقتون بوده باشه. این ارتباط شاید تو یه کافه، یه اپلیکیشن دوستیابی، یا تو لابی یه تئاتر تو دانشگاه شروع بشه. ولی، مهم نیست این romantic زودگذر چه‌جوری شروع شده، در نهایت شما وارد حرف زدن درباره میزان این‌که چقد با اون آدم سازگارید، می‌شید. روش بیان این حرفا تغییر کرده؛ از نامه‌های عاشقانه خداحافظی کردیم و رفتیم سراغ پیام‌های مستقیم، اما اصل ماجرا همیشه همون مونده. شاید از کلمه‌ی «وایب» استفاده کنید، یا رابطتونو با یه کمدی رمانتیک یا یه رمان عاشقانه مقایسه کنید، یا این که انواع شخصیت‌ها رو بررسی کنید.

چیزی که یه رابطه‌ی نوع «ب» به‌نظر می‌رسه

قبل از این‌که بتونیم درباره‌ی آینده‌ی یه رابطه‌ی بین دو تا «ب» حرف بزنیم، باید ببینیم این اصطلاحات تو دنیای واقعی به درد می‌خورن یا نه. کالین مارشال، یه درمانگر و رئیس بالینی تو «دو صندلی»، معتقده این اصطلاحات مفیدن. اون می‌گه: «هر موقعی که یه چیزی وجود داشته باشه که روشن بگه آدما چقد با هم فرق دارن، به درک آدما کمک می‌کنه تا بفهمن چرا ممکنه ب‌خاطر تفاوت‌های ذاتی‌شون با هم دچار اختلاف بشن.» به گفته‌ی مارشال، مهمه که به تیپ‌های شخصیتی، به‌چشم جعبه‌های سخت و انعطاف‌ناپذیر نگاه نکنیم و آن‌ها رو از دریچه‌ی یه پیوستار ببینیم؛ طوری که بعضی از «ب»اها به ویژگی‌های «آ» نزدیک‌ترن.

علت این‌که چرا آدما ممکنه تو فرآیند انتخاب شریک عاشقانه، به تیپ‌های شخصیتی تکیه کنن، به‌گفته‌ی وندی والش، روانشناس سلامت توی دانشگاه ایالت کالیفرنیا، کانال جزایر، اینه که ناخودآگاه دارن تلاش می‌کنن یه نفرو با تیپ شخصیتی مشابه خودشون پیدا کنن، که این خودش یه جور محافظته. اون می‌گه: «ما همه سعی داریم از شکسته شدن قلب‌هامون جلوگیری کنیم. همه می‌خوان با کسی ارتباط برقرار کنن، احساس محبت کنن و محبت نشون بدن. ولی همچنین می‌دونیم که مسیر این موضوع معمولاً پر از دردهای بزرگه، چون کارایی رو پیدا می‌کنیم که به درد ما نمی‌خوره، واسه همین سعی می‌کنیم تا جایی که می‌شه ارزیابی و تحلیل کنیم.»

موفقیت تو یه رابطه‌ی «آ»/«ب»

یکی از مزایای بودن با آدمی که اونم «ب»ه، اینه که ممکنه روی یه موج مشابه باشید و اولویت‌های مشترکی داشته باشید. مارشال می‌گه، چون شخصیتای «ب» بعنوان آدمایی با ذهن باز شناخته می‌شن، این می‌تونه نقش مهمی بازی کنه. «نوع «ب» بیش‌تر ذِن، ایده‌آل، به سلامتی توجه داره و همین‌طور فضای باز برای افکار خلاقانه و انعطاف‌پذیری داره. من تصور می‌کنم که روابط خلاقانه‌ای تو این زمینه وجود داشته باشه.» اون اضافه می‌کنه که یه مزیت دیگه تو رابطه‌ای که هر دو طرفش «ب» هستن، رویکرد آروم‌تر به اختلاف نظره.

الش معتقده که «اختلاف‌ها کمتر می‌شه و تضادها راحت حل می‌شن؛ چون هیچ کدوم از طرفین نمی‌خوان وارد بحث بشن. نکته‌ی دیگه اینه که عشق و ارتباط بیش‌تر می‌شه. آدمای نوع «ب» عاشق لمس کردن‌ان، عاشق این‌ان که کنار بقیه باشن و به روابط اجتماعی علاقه دارن.»

چه‌جوری بفهمیم تو یه رابطه‌ی سالمیم

چرا این رابطه همیشه موفق نمی‌شه

مثل همه‌ی رابطه‌ها، هم‌پیمانی بین آدمایی که هر دو «ب» هستن، شاید یه سری عیبایی هم داشته باشه. چون شخصیتای «ب» بعنوان آدما آروم توصیف می‌شن، تصمیم‌گیری نکردن قاطع شاید باعث ایجاد تنش بشه. مثلاً، اگه هیچ‌کدوم از دو طرف نخوان یه بودجه‌ای تعیین کنن یا درباره‌ی انتخاب محل شام بر اساس یک سناریویی که مارشال گفت، تصمیم بگیرن.

مارشال می‌گه: «آدمای نوع «ب» در نهایت به هدفاشون می‌رسن… فقط به‌یه روش متفاوت». اون اضافه می‌کنه که شاید بعضیاشون دچار حس عجله نداشتن، کمبود زمان و نامعلوم بودن بشن. تصور کنید که می‌خواین محل شامو انتخاب کنید و زمان زیادی رو صرف گزینه‌ها و خلاقیت کنید، به‌جای این‌که برید و فقط انتخاب کنید «بذار بریم یه جا بزنیم.»

چه‌جوری رابطه رو موفق کنیم

یکی از چالشا برای کسایی که وارد یه رابطه‌ی جدید می‌شن—به‌خصوص با آدمایی که تیپ شخصیتی متفاوتی دارن—فشارهاییه که نیروهای بیرونی به رابطه وارد می‌کنن. با توجه به این‌که شخصیتای «ب» به‌عنوان آدمایی کم‌تر موفق شناخته می‌شن، شاید خوب باشه که سروصدای اجتماعی رو، که می‌تونه پویایی‌های رابطه رو پیچیده کنه، نادیده بگیریم.

والش می‌گه: «این فشار از طرف بیرونه که می‌گه چرا یه شغل بهتر پیدا نمی‌کنی؟ چرا جابه‌جا نمی‌شی؟ بچه‌هات کی به‌دنیا میان؟ چه خبره؟ و خب هیچ دلیلی نیست که اونا [شخصیتای «ب»] اهمیت زیادی بدن. و ما چه حقی داریم که قضاوت کنیم؟ شاید اونا در نهایت کلاً راضی باشن.»

حکم نهایی: آیا این رابطه واقعاً موفق می‌شه؟

بله. مثل هر رابطه‌ای، این رابطه هم نیاز به تلاش، عشق، مراقبت و تمرکز داره اما می‌تونه به‌موفقیت برسه. والش معتقده که بهترین پایه برای این نوع رابطه‌ها، درک نیازهای خود فرده، نه این‌که بیش از حد به تیپ‌های شخصیتی یا معیارهای تحلیلی دیگه وابسته بشیم.

اون می‌گه: «عشق یه کار درونیه. این شروعش با دوس داشتن خودته و بعد ادامه پیدا می‌کنه به دوست داشتن و پذیرفتن بقیه. اگه می‌خوای یه رابطه‌ رو شروع کنی و فکر کنی این آدم باید انگیزه بیش‌تری داشته باشه، یا بیش‌تر نوع «آ» باشه، یا با من درگیر بشه، در واقع داری سعی می‌کنی اون رو تو ذهنت عوض کنی. واسه همین خیلی مهمه که ما با یه ذهن کنجکاو وارد روابط جدید بشیم.»

در نهایت، ما آدما عاشق اینیم که یه نوع داشته باشیم حتی اگه اون نوع نتونه به تحقیقات قدیمی‌ قلب‌مون تقلیل پیدا کنه.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *