تجربه‌های احساسی و تأثیرشون رو تصمیم‌گیری

حس‌های جورواجوری مثل عصبانیت، دلسردی، ناراحتی، یا دلشوره، همه می‌تونن روی سلامت روح و روند تصمیم‌گیری‌هامون اثر بذارن. به‌طور خاص، تحقیقات نشون داده که این تجربه‌های احساسی، هم می‌تونن انگیزه‌های خوبی برای تصمیم‌گیری باشن، و هم ممکنه روند تصمیم‌گیری رو خراب یا ضعیف کنن.

دبورا سرانی، یه روانشناس و استاد دانشگاه آدل‌فی، توی این مورد می‌گه: «وقتی بحث حل مسئله پیش میاد، احساسات تند و تیز، نمی‌تونن کمکی کنن تا خوب تمرکز کنیم.»

ولی در ادامه توضیح می‌ده که، اگه احساسات قوی و طاقت‌فرسا دارید، و می‌تونید از فکرتون استفاده کنید تا خواسته‌ها، رفتارها و افکارتون رو کنترل کنید، احتمالاً انتخاب‌های بهتری خواهید داشت و نتیجه‌اش هم بهتر میشه.

سوالای مثبت برای متوقف کردن فکرهای منفی

چرا نمی‌تونم احساساتمو کنترل کنم؟

سرانی می‌گه هر وقت یه نفر قبل از فکر کردن، عمل کنه، کنترل احساسات سخت میشه. اون بیان می‌کنه که لحظه‌های شاد و هیجان‌انگیز هم می‌تونن روی تصمیم‌گیری اثر بذارن، همینطور احساسات منفی و تهاجمی مثل خشم، ناراحتی، ناامیدی و تعصب.

سرانی اضافه می‌کنه: «اصل کار اینه که احساساتتو قبول کنی، ولی باید فکر کردن رو هم وارد این پروسه کنی. یه ضرب‌المثل معروف می‌گه: ‘برو دنبال دلت، ولی مغزتم با خودت ببر.’»

اون اشاره می‌کنه که رفتارهای یهویی و فاجعه‌بار می‌تونن روی توانایی کنترل احساسات اثر بذارن، و همینطور رفتارهای خطرناک و اشتباهات فکری باعث می‌شن هورمون‌های استرس بیشتر بشن، که اینا تنش، بیزاری و حساسیت رو بالا می‌برن.

میگه: «این رفتارها، اضطراب و احساس ناامنی رو هم اضافه می‌کنن. متاسفانه، این راه‌ها باعث میشن احساس بی‌عرضه بودن و ناامیدی کنیم، و خیلی‌ها نمی‌تونن به یه ثبات احساسی برسن.»

می‌تونم احساساتمو کنترل کنم واقعاً؟

به گفته‌ی ناتالی کریستین دیتتیلو، روانشناس بالینی و مدرس روانشناسی در دانشکده پزشکی هاروارد، جواب این سوال هم بله هست، هم نه.

اون توضیح میده: «احساساتمون ذاتی و ناخواسته‌ان، یعنی خودکار و واکنشی اتفاق می‌افتن، مثل یه جواب سریع. چیزی که می‌تونیم روش کنترل داشته باشیم، اینه که با این احساسات چیکار کنیم.»

طبق گفته‌ی دیتتیلو، کنترل احساسات یعنی «کم کردن شدت» اونها، و «تغییر مسیر» به یه احساس دیگه، وقتی لازمه.

ولی چیزی که معمولاً اتفاق می‌افته اینه که خودمون رو به خاطر داشتن احساسات بد، سرزنش و نقد می‌کنیم، که این کار، در واقع شدت احساساتمون رو بیشتر می‌کنه و اوضاع رو بدتر می‌کنه.

روش‌های تنظیم احساسات

در ادامه، چند روش برای کمک به تنظیم کردن احساسات، بیان میشه:

  • با روانشناسی احساسات خودت آشنا شو: هوش هیجانی یعنی اینکه بتونی احساسات خودت رو درک و مدیریت کنی، و احساسات بقیه رو هم تشخیص بدی.
  • توجهت رو به بیرون معطوف کن: وقتی احساسات خیلی شدیدی داری، روی چیزای ملموس و فیزیکی تمرکز کن.
  • فعالیت‌های مراقبت از خودت رو انجام بده: ورزش، خواب کافی، غذای سالم و سرگرمی‌ها می‌تونن به تنظیم احساسات کمک کنن.
  • تمرین‌های درونی رو انجام بده: فعالیت‌های هنری مثل نوشتن، شرکت تو گروه‌های حمایتی و مشاوره می‌تونن به پردازش احساسات کمک کنن.
  • محرک‌هایی رو که احساسات رو زیاد می‌کنن، شناسایی کن: شناختن این محرک‌ها بهت کمک می‌کنه تا بهترین جواب رو بهشون بدی.

رابطه‌ی سازنده

اینجا تکنیک‌های ارتباطی موثر برای بیان کردن احساسات به شکل درست، گوش دادن فعال و جلب احترام و همدلی، ارائه میشه.

  • از بحث‌های مخرب دوری کن: یادت باشه لازم نیست تو بحثی که داره به سمت دشمنی میره، شرکت کنی.
  • از حرفای اتهام‌آمیز دوری کن: به‌جای اینکه اتهام بزنی، احساساتت رو با این قالب بیان کن: «وقتی تو ‘x’ رو انجام میدی، من احساس ‘y’ می‌کنم.»
  • به بقیه فرصت حرف زدن بده: به بقیه وقت کافی بده تا افکار و احساساتشونو بدون اینکه حرفشون قطع بشه، بگن.
  • قبل از صحبت، آروم باش: قبل از اینکه نوبت تو بشه، نفس عمیق بکش و سعی کن واکنش‌های استرس‌زا رو کم کنی.
  • دنبال یه نقطه مشترک باش: سعی کن زمینه‌های توافق رو پیدا کنی، با گفتن جملاتی مثل «می‌تونیم قبول کنیم که این موضوع رو بعداً بررسی کنیم؟»

خلاصه: احساسات همیشه تحت تاثیر قرار می‌گیرن. با این حال، یاد گرفتن اینکه چطور احساساتتو تنظیم کنی، یه مهارته که با تمرین، صبر و مهربون بودن با خودت، بهتر میشه. هر موقعیت سختی که تو رو به چالش می‌کشه، به چشم یه فرصت برای رشد و بهبود تو آگاهی احساسی‌ت نگاه کن.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *