حسها و نقش پررنگشون تو زندگی ما
حسّاس، بخشای بزرگی از زندگیمونو میسازن و توش تأثیر میذارن. حتّی نویسندهها و شاعرای کاربلدم بعضی وقتا زبونشون از بیانِ تمام و کمالِ **گستردگی و ژرفای** حسّ و حالای آدمی قاصره.
حسها، هم زودگذرن و همون چیزایی هستن که ما از طریقشون، **لطیفترین حسهامون** رو به اطرافیهامون منتقل میکنیم. اگه حسّاس نبود، نمیتونستیم اصلاً وجود داشته باشیم؛ ولی معمولاً کم پیش میاد که به این فکر کنیم اصلاً **چند جور حسّ** هست. این پرسش، از قدیمالایّام **ذهن** و **فکر** دانشمندا و فیلسوفا رو درگیر کرده و هنوزم ادامه داره.
تحقیقات در مورد حسّ و حال
ارسطو از حدودای قرن چهارم قبل از میلاد خواست **تعداد دقیق** حسّای اصلی آدما رو بفهمه. اون یه لیستی درست کرد به اسم «فهرست حسّ و حالای ارسطو» که توش **۱۴ تا** بیانِ مختلفِ حسی بود: ترس، اعتماد، خشم، رفاقت، آرامش، دشمنی، خجالت، بیشرمی، دلسوزی، مهربونی، حسادت، کینه، تقلید و تحقیر.
تو سال ۱۸۷۲ میلادی، چارلز داروین تو کتابش به اسم «بیان حسّ و حال در انسان و حیوانات» یه نظریه داد که طبق اون، حسها **ذاتی، تکاملیافته** و یه **هدفِ کاربردی** دارن. البتّه داروین این حسّای **اصلی** رو دقیق مشخّص نکرد، ولی انگار یه فهرستِ کوتاهتر از حسای اصلی مثل ترس، خشم، غصّه، شادی و عشق، مدّ نظرش بود.
با پیدایش رواندرمانی تو قرن بیستم، **تعداد حسّها** به طرز قابلتوجهی بیشتر شد. به گفتهی رابرت پُلچیک، استاد افتخاری دانشکدهی پزشکی آلبرت آینشتین، بیش از **۹۰ تا** تعریف گوناگون از «حس» توسّط روانشناسا اومد که هدفشون این بود که دقیق توضیح بدن چی باعث شکلگیری و تفاوت حسّای آدما میشه.
تو سالای اخیر، روانشناسا سعی کردن این حسها رو یه جوری **شناسایی و دستهبندی** کنن که بشه اندازهشون گرفت و یه جورایی همهگیر باشن. ولی تعداد حسّای مورد توافقِ محقّقا، خیلی به این بستگی داره که چطوری **حسها رو دقیق تعریف میکنن** و از چه **معیارهایی** استفاده میکنن. مثلاً، تو یه پژوهش تو سال ۲۰۱۷، محققا تونستن **۲۷ تا** حسّ منحصر به فرد رو بشناسن. ولی در مورد حسّهای اصلی، بیشتر روانشناسا بهتون خواهن گفت که تعدادشون خیلی کمتر از این حرفاس؛ و بیشترِ **بیانهای حسّی** به خاطر تغییرات کوچیک اون حسّای اصلی پیش میان.
شما چه حسی دارین؟ آزمونو امتحان کنین
آزمونِ سریع و رایگان حسّ ما میتونه کمکتون کنه که **بهتر درک کنین** که تو شرایط خاص چه حسّایی دارین و چرا ممکنه اینجوری فکر یا رفتار کنین.
این آزمون حسّها، از نظر پزشکی توسّط دکتر راشل گلدمن، PhD، FTOS بررسی شده.
چرخ حسّای پلچیک
یکی از نظریههای مهم قرن بیستم، **چرخ حسّای** رابرت پلچیکه. تو این نظریه، پلچیک **هشت حسّ پایه** – شادی، غم، اعتماد، نفرت، ترس، خشم، تعجّب و انتظار – رو معرّفی کرد و اعتقاد داشت که این حسّها باهم ادغام میشن و مثل رنگا تو چرخهی رنگی با هم ترکیب میشن.
پلچیک توضیح داد که این «رنگای» حسّیِ اوّلیّه میتونن با هم قاطی بشن و «رنگای» حسّیِ ثانویه و مکمل رو درست کنن. مثلاً انتظار همراه با شادی ممکنه به **خوشبینی** منجر بشه، در حالی که ترس و تعجّب میتونن به حسّ **بهتزدگی** تعبیر بشن.
سیستم شناسایی حالات چهرهی اکن
خیلی از محقّقا به مدل پلچیک ایراد گرفتن و گفتن که **حسّای ثانویه و مکملِ** اون معمولاً بسته به فرهنگ یا جامعه متفاوته. اینا معتقدن که واسه اینکه یه حس بهعنوان **اصلی** در نظر گرفته بشه، باید تو همهی فرهنگا یه جور تجربه بشه.
واسه همین، روانشناس پل اکن یه سیستمی به اسم «سیستم رمزگذاری حالات چهره» (FACS) ساخت که یه مدل واسه طبقهبندی و ارزیابی حرکات ماهیچههای صورت، چشا و سر بود. اکن بر اساس نظریّهش گفت که **هفت تا** بیان حسّی وجود داره که واسه مردم همهی دنیا مشترکه: شادی، غصّه، تعجّب، ترس، خشم، نفرت و حقارت.
کارهای اکن باعث شد که تأثیرِ «ذات یا تربیت» روی واکنشای حسّی واضح بشه، ولی بخش زیادی از نظریّههاش به خاطر پیشنهادش تو سال ۲۰۰۴ مبنی بر استفاده از همین تکنیک بهعنوان **ابزاری برای تشخیصِ دروغ**، حاشیهساز شد.
چهار حسّ کاهشیناپذیر
بعد از کارهای اکن، یه گروه تحقیق تو دانشگاه گلاسکو تو سال ۲۰۱۴ سعی کردن حسها رو بر اساس **حرکات صورت** بشناسن، بدون توجّه به تأثیرات اجتماعی و فرهنگی.
چیزی که محققا فهمیدن این بود که بعضی حسها، حالت صورت یکسانی رو به وجود میارن. مثلاً، ترس و تعجّب از یه ماهیچههای صورت استفاده میکنن و به جای اینکه نشوندهندهی دو تا حسّ باشن، میشه اینا رو یه جور دید. این موضوع در مورد **نفرت و خشم** یا **هیجان و شوک** هم صدق میکنه.
بر اساس یافتههای اینا، دانشمندا تعدادِ **حسّای کاهشیناپذیر** رو به چهار مورد رسوندن: شادی، غصّه، خشم و ترس. اینا دلیل آوردن که فراتر از این حسها، تنوعهای پیچیدهتری از حسها تو طول قرنا زیر تأثیرات اجتماعی و فرهنگی متفاوتی به وجود اومدن.
اونا میگن که شباهتای حرکات صورت بیشتر **زیستی** هستن (چیزایی که باهاشون به دنیا میایم)، در حالی که تفاوت بین بیانهای حسّیِ دقیق و پیچیده بیشتر **اجتماعی**ـه (چیزایی که ما بهعنوان یه فرهنگ تو طول زمان یاد گرفتیم و پیشرفت دادیم).
یادتون باشه
حسها و اینکه چهطور تجربه میشن و چهطور بیان میشن، میتونن خیلی **واضح** یا به شکل عجیبی **نازک** باشن. دانشمندا امروزه تقریباً به این نتیجه رسیدن که **حسّای اصلی**، حتّی اگه کم باشن، بهعنوان یه پایه واسه حسهای **پیچیده** و **نازکتر** عمل میکنن که تجربهی انسانی رو شکل میدن.
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس