حس‌ها و چالش‌های عاطفی

خلاصه کلام، حس‌ها گاهی واقعاً کلافه‌کننده می‌شن. تو زندگی لحظاتی هست که آدم حس می‌کنه تو یه طوفان احساسی گیر کرده، بی‌اینکه دقیقاً بفهمه چرا. خب طبیعیه، ولی خب ممکنه یه حس تنهایی هم به آدم بده.

شاید یهو حس خشم، ترس یا ناراحتی داری. یا حتی ممکنه حس شادی و امیدواری داشته باشی، ولی ندونی چرا. حتی حسای خوب هم می‌تونن گیج‌کننده باشن و آدمو نگران کنن که نکنه یه جای کار ایراد داره و این‌همه خوبی الکیه.

همیشه نمی‌شه گفت که چرا این حس‌ها رو داریم، و این اصلاً اشکالی نداره. ولی خب، بعضی وقتا دلیل‌ها خودشونو نشون می‌دن و پذیرفتن اوضاع و احوال فعلی زندگی، می‌تونه خیلی کمک‌کننده باشه.

ادامه مطلب رو بخون تا بیشتر بفهمی که چرا ممکنه این حس‌ها رو داشته باشی و چیکار می‌شه کرد که باهاشون کنار بیای.

استرس‌های خوب

 

اینکه استرس می‌تونه حسای بزرگ رو برامون به همراه داشته باشه، شاید یه خبر تازه نباشه. ولی خیلیامون ممکنه منبع‌های معمول استرس رو نادیده بگیریم. مثلاً، یه تغییر بزرگ، رفتن به یه جای جدید یا عوض کردن کار، می‌تونه حس ناامیدی، اضطراب و حتی غم همراه داشته باشه.

معمولاً این منبع‌های استرس یه جورایی با نگاه منفی همراهن، پس نباید تعجب کرد که حس‌های چالش‌برانگیز سر و کله‌شون پیدا می‌شه.

حتی «استرس خوب» هم می‌تونه حس‌های پیچیده ایجاد کنه

چیزی که کم‌تر بهش پرداخته می‌شه اینه که استرس خوب هم می‌تونه حسایی مثل ناامیدی، اضطراب و غم رو بیدار کنه. شاید از خودت بپرسی که اصلاً چی می‌شه اسمش رو استرس خوب گذاشت، و این سؤال خیلی خوبیه. منبع‌های مثبت استرس می‌تونن یه موقعیت شغلی بزرگ مثل ارتقاء درجه کاری یا گرفتن بودجه برای یه پروژه‌ای باشن که خیلی ازش خوشحالی.

عروسی و برنامه‌ریزی برای جشن عروسی رویاهات می‌تونه خیلی استرس‌زا باشه، حتی اگه درباره این مراسم حس خوبی هم داشته باشی. خریدن خونه، که تو جامعه‌ی ما نشونه‌ی بزرگی از موفقیته، هم می‌تونه استرس زیادی ایجاد کنه.

این واقعاً طبیعیه که بعضی از آدما استرس‌شون رو نادیده بگیرن، وقتی که مربوط به یه چیز مثبته. درسته که باید به تأثیر این اتفاقا، رو لحظه‌های قشنگ زندگی، توجه کنیم، ولی به همون اندازه مهمه که حس‌هامون رو سرکوب نکنیم.

صحبت کردن با آد‌مایی که استرس ناشی از موفقیت رو درک می‌کنن، یه راه برای شروع پردازش حس‌هاته. پیدا کردن راه‌هایی برای آروم کردن استرس تو طول روز، مثل یه برنامه منظم مدیتیشن، می‌تونه به بهتر شدن سلامت روان کمک کنه. البته، مشورت با یه روانشناس حرفه‌ای هم همیشه خوبه. تو روان‌درمانی، می‌تونی حس‌هاتو بدون قضاوت کردن، بررسی کنی.

مروری بر مدیریت استرس

مشکلات مالی

یه تحقیق تو سال ۲۰۲۰ نشون داد که ۱۱.۴ درصد از مردم آمریکا تو فقر زندگی می‌کنن. از این گذشته، استرس ناشی از پاندمی باعث اخراج‌های گسترده شد و خیلیا تصمیم گرفتن که با این واقعیت کنار بیان که اوضاعشون دیگه مناسبشون نیست. بدون شک، بی‌ثباتی مالی یکی از بزرگ‌ترین منابع استرسه.

کم کردن استرس ناشی از بی‌ثباتی مالی، می‌تونه خیلی سخت باشه، چون چیزی که بیشتر از همه لازم داریم، امنیت مالیه. درسته که وقتی با کمبود پول مواجه‌ایم، می‌خوایم از تصمیمای مالی فرار کنیم، اما این کار می‌تونه اوضاع رو بدتر کنه. به چیزایی که می‌تونی کنترل کنی، دقت کن، چه مذاکره برای عقب انداختن قسطا، یا درخواست کمک دولتی باشه.

می‌تونی با یه مددکار اجتماعی تماس بگیری تا با منابع اجتماعی یا مؤسسات غیرانتفاعی که می‌تونن تو پیدا کردن منابع محلی کمکت کنن، ارتباط برقرار کنی.

در نهایت، با جامعه خودت در ارتباط باش. شاید صحبت کردن درباره مشکلات مالی با بقیه تابو به نظر بیاد، ولی واقعیت اینه که خیلیامون این فشار مالی رو تجربه کردیم. حمایت اجتماعی قدرت داره.

تاثیر کرونا رو استرس مالی هنوز برای خیلی‌ها ادامه داره

مسائل روابطی

بریم سراغ عشق. عاشق شدن و تموم شدن یه رابطه، می‌تونه یه بحران عاطفی ایجاد کنه. درسته که عاشق شدن معمولاً با لحظات خوب همراهه، ولی می‌تونه حسای ناخوشایندی هم به وجود بیاره. حس‌ها و تجربه‌های عاطفی، به آدم و سابقه‌ش بستگی داره.

مثلاً، برای کسایی که تجربه‌های منفی تو روابط قبلیشون داشتن، باز شدن به روی یه آدم جدید، ممکنه ترسناک باشه. تموم شدن یه رابطه می‌تونه خیلی دردناک باشه. طلاق، حتی وقتی چیزیه که خودت می‌خوای و می‌دونی که به بهتر شدن کیفیت زندگیت کمک می‌کنه، یه اتفاق خیلی استرس‌زاست.

تو هر کدوم از این شرایط، مشاوره می‌تونه خیلی کمک‌کننده باشه. مشاوره زوجی می‌تونه فوق‌العاده مفید باشه، حتی اگه هدف یه جدایی دوستانه از یه رابطه باشه. اگه دیدی تو مسائل روابطی مشکل داری، بررسی کردن اینکه چطور سبک ارتباطیت رو عوض کنی، می‌تونه از شدت حسای آسیب‌زننده کم کنه. بررسی روش ارتباط بدون خشونت یه شروع خوبه.

آره، تو بعد از یه شکست عاطفی می‌تونی الهام بگیری، اینجوری

افسردگی و فرسودگی شغلی

بعضی وقتا ما فقط خیلی تحت فشار هستیم. فرسودگی شغلی معمولاً به عنوان یه خستگی شدید و بی‌علاقگی کامل به کار، در نظر گرفته می‌شه.

این خستگی و بی‌علاقگی می‌تونه به حسِ زودرنجی، غم و حتی ترس منجر بشه. از وقتی که پاندمی شروع شد و کار از خونه زیاد شد، فرسودگی شغلی بیشتر از قبل شده.

برنامه‌ریزی روز تعطیل منظم، مطمئن شدن از اینکه کارایی رو انجام می‌دی که بهت شادی می‌ده و تعیین حد و مرز با وظیفه‌های کاریت، همه‌ی اینا راه‌هایی‌ان برای مبارزه با نشانه‌های فرسودگی شغلی. از این گذشته، سعی کن بزرگ‌ترین استرس‌زاها تو زندگیت رو بشناسی. درسته که کم کردن نشانه‌ها مهمه، ولی تو باید مطمئن بشی که ریشه ناراحتی‌هاتو تا جایی که می‌تونی خوب پیدا می‌کنی و درمانش می‌کنی.

«دیگه نمی‌تونم ادامه بدم»: وقتی حس فرسودگی شغلی داری، باید چیکار کنی

تنش‌های خانوادگی

خانواده می‌تونه یکی از اولین منبع‌های حس‌های چالش‌برانگیز باشه. چه درگیری‌های دوران کودکی، چه رابطه‌های کشیده با اعضای خانواده، یا انتظارات زیاد از طرف پدر و مادر، کاملاً طبیعیه که زندگی خانوادگیت منبع حسای پیچیده باشه.

شروع به درک محرک‌هات یه شروع خوبه. آیا تو تعطیلات مضطرب می‌شی؟ تولدت همیشه یه روز سخت هست؟

برای لحظاتی که می‌دونی ممکنه خیلی احساساتی بشی، از قبل برنامه‌ریزی کن. اگه تو دوران بچگی تجربه‌های تلخی داشتی، درمان‌های جسمی می‌تونه خیلی مفید باشه.

بعضی وقتا موضوع مربوط به خانواده اصلی نیست و بیشتر به شکل‌گیری خانواده خودت برمی‌گرده. کنار اومدن با پدر و مادر شدن می‌تونه محرک بزرگی برای تنش‌های خانوادگی باشه. واقعاً تو روزای اول پدر و مادری به یه جمع نیاز داری تا حمایتت کنن.

با جامعه خودت ارتباط برقرار کن، به یه گروه حمایتی بپیوند و اگه لازم بود، از کمک حرفه‌ای سلامت روان استفاده کن.

حرف آخر از ما

لازم نیست که دلیل هر حسی که تجربه می‌کنیم رو بدونیم. ما به عنوان آدما، موجودات احساسی هستیم و این یه هدیه‌ست که می‌تونیم پیچیدگی‌های زندگی رو حس کنیم. اگه حس‌هات خیلی کلافه‌کننده شدن، شاید وقتش رسیده باشه که بیشتر کمک بگیری.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *