یه سری حرفای مهم دربارهٔ فکرهای خودکشی

مطالبی که تو این صفحه هست ممکنه برای بعضی‌ها ناراحت‌کننده باشه. اگه فکر خودکشی به سرت زده، با خط تلفن ۱۱۰ تماس بگیر تا با یه مشاور حرفه‌ای و دلسوز حرف بزنی. شماره ۱۱۰ رو بگیر، چه خودت و چه یکی از عزیزانت در خطر جدی هستن.

برای اینکه اطلاعات بیشتری در مورد سلامت روان داشته باشی، به پایگاه دادهٔ مشاوره ملی ما مراجعه کن.

حس تنهایی و افکار خودکشی

اگه به این فکر کردی که “دیگه نمی‌خوام این‌جوری زندگی کنم، ولی نمی‌خوام بمیرم”— تنها نیستی. فشارای زیاد زندگی، آسیب‌های دوران بچگی، یا افسردگی‌ای که درمان نشده، همه می‌تونن باعث این حس‌ها بشن. این فکرها رو ممکنه افکار خودکشی بنامن؛ یعنی فکر کردن به تموم کردن زندگی. آمارها نشون می‌ده ۹ درصد از مردم تو طول زندگیشون این فکرها رو دارن، اما فقط ۱۴ درصدشون سعی می‌کنن بهشون عمل کنن. آمار خودکشی‌های موفقیت‌آمیز از این هم کمتره—از هر ۳۱ تلاشی که برای خودکشی می‌شه، فقط یکی‌ش به نتیجه می‌رسه.

تست تنهایی: احساس تنهایی می‌کنی؟

فرق بین افکار خودکشی فعال و غیرفعال

اگه تصمیم گرفتی که دیگه نمی‌خوای این شکلی زندگی کنی، اما نمی‌خوای بمیری، احتمالاً افکار خودکشی غیرفعال داری. این یعنی به تموم کردن زندگیت فکر کردی، ولی هیچ برنامه‌ای نداری که بخوای خودکشی کنی. اما، افکار خودکشی غیرفعال می‌تونن سریع تبدیل به حالت فعال بشن (یعنی داشتن یه برنامه، وسایل، و تصمیم جدی).

این رو یادت باشه که حس خودکشی یه حالته که می‌تونه زود تغییر کنه.

— جانل کابیج، مشاور رسمی و متخصص خودکشی‌شناسی

یعنی این حس‌ها هم می‌تونن سریع کم بشن، حتی با روش‌های درمانی جدیدی مثل درمان تزریق کِتامین و تحریک مغناطیسی ترانس کرانیال (TMS).

چرا اینجوری حس می‌کنم؟

اینکه حس کنی نمی‌خوای زندگی کنی ولی نمی‌خوای بمیری، یعنی درد خیلی زیادی رو داری تجربه می‌کنی. جانل کابیج می‌گه: “این می‌تونه نشونهٔ درد روحی و میل به تغییر باشه.”

این حس می‌تونه نشون بده که حس می‌کنی کنترل زیادی رو اتفاقایی که تو زندگیت می‌افته نداری، و این حس بی‌قدرتی می‌تونه باعث ناامیدی بشه و فکر کنی زندگی فایده‌ای نداره. یا شاید دچار یه بحران هستی—سوالایی مثل اینکه هدف از همهٔ اینا چیه؟ شاید از خودت بپرسی چرا جزئیات زندگی‌ت مهم هستن و اصلاً چرا خودت مهمی.

هدف زندگی چیه؟: چرا ممکنه اینجوری حس کنی

اگه حس کردی می‌خوای بمیری چیکار کنم؟

شاید الان حس ناامیدی داشته باشی، ولی کارهای زیادی هست که می‌تونی انجام بدی، مثل شروع درمان، ارتباط با شبکه‌ی حامی‌های اطرافت، و آماده کردن یه برنامه برای امنیتت.

درمان

اگه الان تحت درمان برای سلامت روان نیستی، بهتره با یه مشاور ملاقات کنی که بتونه بهت کمک کنه این حس‌ها رو مدیریت کنی و بفهمی چرا حس می‌کنی نمی‌تونی اینجوری زندگی کنی. اون می‌تونه بهت کمک کنه راهکارهایی برای مقابله با این حس‌ها پیدا کنی که بتونی باهاشون از خودت مراقبت کنی و این حس‌ها رو کم کنی.

برنامه‌ریزی برای امنیت

جانل کابیج می‌گه: “برنامه‌ریزی برای امنیت یه روش اثبات‌شده برای کمک به جلوگیری از بستری شدن و تلاش‌های خودکشیه.”

تو تحقیقاتی با بیماران خودکشی تو اتاق اورژانس، برنامه‌ریزی برای امنیت با ۵۰ درصد احتمال کم شدن رفتار خودکشی تو آینده و دو برابر احتمال حضور تو درمان‌های سلامت روان ارتباط داشت. بعضی از چیزهای مهمی که باید توی یه برنامهٔ ایمنی باشه شامل یه لیست از راهکارهاییه که تو رو آروم می‌کنه و منابع حمایتی. این منابع حمایتی می‌تونن دوستا و خانواده و هم‌چنین متخصص‌های سلامت روان باشن—یا مشاورت یا یه مرکز سلامت روان محلی که می‌تونی باهاشون تماس بگیری.

متخصص‌ها از یه چیزی استفاده می‌کنن به اسم “لیست دلایل زنده موندن” برای ارزیابی خودکشی. ولی شاید بخوای خودت این لیست رو مرور کنی تا یادت بیاد چه دلایلی برای زندگی داری. یا می‌تونی خودت یه لیست درست کنی—و هیچ چیزی کوچیک نیست. اگه می‌خوای زندگی کنی چون قهوهٔ صبحگاهی‌تو دوست داری، اینم مهمه!

همون‌جوری که ناامیدی می‌تونه حس اینکه نمی‌خوای زندگی کنی رو به وجود بیاره—ولی لزوماً نمی‌خوای بمیری—حس امید هم یعنی یه نوری تو دوردست‌ها هست. تو یه تحقیق، کسایی که دلایل بیشتری برای زندگی پیدا کرده بودن، حتی تو دوره‌های افسردگی، راحت‌تر به اون دلایل فکر می‌کردن.

دریافت حمایت اجتماعی

افسردگی یا فکرهای خودکشی ممکنه بهت بگن که سربار بقیه هستی—ولی این دروغه. عزیزانت بهت اهمیت می‌دن و می‌خوان کمکت کنن—و حمایت اجتماعی یکی از راه‌های اصلی حفاظت از خودکشیه.

بعضی از فواید حمایت شبکه‌های اجتماعی:

  • منابع واقعی مثل دادن شماره تلفن خط حمایت یا مرکز مشاوره
  • جلوگیری از اقدام به خودکشی
  • بیشتر شدن حس تعلق
  • زیاد شدن عوامل محافظتی مثل اعتماد به نفس
  • بازخورد از بقیه
  • منابعی برای حل مشکلات
  • قرار گرفتن تو موقعیت‌های مثبت

اینکه حس کنی به بقیه تعلق داری—به خاطر حمایت اجتماعی—اعتماد به نفس رو بیشتر می‌کنه و حس اینکه سربار بقیه هستی رو کم می‌کنه. این حس تعلق می‌تونه به کم شدن افکار خودکشی کمک کنه.

پیدا کردن ارتباط

تحقیقات نشون داده که داشتن یه نوع تمرین دینی می‌تونه خطر افسردگی و خودکشی رو کم کنه، چون حس معنا، هدف و شکرگزاری که معمولاً توی ارتباط با فعالیت‌های مذهبی حس می‌شه هست.

اگه مذهبی نیستی ولی معنوی هستی، همین در مورد معنویت هم درسته و می‌تونه بهت کمک کنه تو زندگی یه معنی پیدا کنی.

چه جوری به یکی دیگه کمک کنیم

اگه تو یه نفری هستی که نگران کسی هستی که گفته دیگه نمی‌خواد زندگی کنه ولی نمی‌خواد بمیره، می‌دونیم که این موضوع برای تو هم ترسناکه.

غریزهٔ طبیعی تو ممکنه این باشه که بهشون یادآوری کنی چه دلایلی برای زندگی دارن یا بهشون بگی به دوستا و خانوادشون فکر کنن و اینکه مرگشون چطوری روشون تاثیر می‌ذاره. اما این حس‌ها رو بذار کنار و به حرفاشون گوش کن. بذار حرف بزنن. بذار بگن چی باعث شده که ناراحت بشن.

— جانل کابیج

البته، اگه کسی در خطر جدیه، با اورژانس تماس بگیر یا ببرش نزدیک‌ترین بیمارستان.

این یعنی چی برای تو؟

ما به شجاعتت احترام می‌ذاریم که فهمیدی نمی‌خوای اینجوری زندگی کنی و نمی‌خوای بمیری. برنامه‌ریزی برای امنیت و شبکهٔ حمایت می‌تونن تو این بحران بهت کمک کنن.

چطوری خودت رو به بیمارستان روانی معرفی کنی

“`

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *