ورزشکاریِ اجباری: دردسرها و تبعاتش
با اینکه شاید اولش اینطور به نظر نرسه که یه عادت به ورزش، چیز بدی باشه؛ اما این قضیه میتونه با خودش گرفتاریهای جدیای رو هم بیاره. بنابراین، ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که آسیبهای ورزشکاریِ اجباری چیه؟ با توجه به اینکه پژوهشهای زیادی نشون دادن ورزش منظم برای سلامت جسم و روان ما لازمه، این سوال خیلی مهمه. برخلاف خیلی از عادتهای اجباری دیگه، ما تشویق میشیم که بیشتر ورزش کنیم. ولی چیزی به اسم ورزشکاریِ اجباری هم وجود داره و میتونه عواقب منفیای داشته باشه.
یه نگاه گذرا به ورزشکاریِ اجباری
ورزشکاریِ اجباری، یه جور وسواس ناسالم به تناسب اندامه و فعلاً توی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، به عنوان “اعتیاد رفتاری” طبقهبندی میشه. این نوع اعتیاد میتونه بیشتر از اینکه فایده داشته باشه، به سلامت جسمی و روانی آسیب بزنه و احتمال داره به آسیبهای جسمی، آسیبهای ناشی از خستگی و استراحت کم، سوءتغذیه، و همینطور اضطراب، ناامیدی و ناراحتیهای روحی وقتی که مانعی برای ورزش وجود داشته باشه، منجر بشه. اگر شما یا یکی از اطرافیانتون ممکنه به ورزشکاریِ اجباری دچار شده باشه، یه متخصص سلامت روان میتونه هم توی مدیریت احساساتتون کمکتون کنه و هم راههای درمانی رو بهتون پیشنهاد بده.
چه چیزی رو ورزشکاریِ اجباری حساب میکنن؟
چند تا ویژگی هست که ورزش منظم و سالم رو از ورزشکاریِ اجباری جدا میکنه. بر اساس تحقیقات، ورزشکاریِ اجباری بر اساس این چیزا شناخته میشه (بر اساس معیارهایی که DSM برای اعتیاد به مواد داره):

- تحمل: ورزش کردن شاید به این شکل باشه که مقدار ورزش رو زیاد میکنن تا به یه احساس خاصی برسن، چه اون احساس خوشحالی، سرخوشی یا حتی فقط حس موفقیت باشه.
- علائم ترک: وقتی طرف نتونه ورزش کنه، یه سری عوارض منفی مثل اضطراب، زودرنجی، بیقراری و مشکلات خواب رو تجربه میکنه.
- از دست دادن کنترل: اینکه نتونه سطح ورزش رو کمتر کنه یا ورزش رو برای یه مدت مشخص تعطیل کنه.
- تاثیرات منفی نیت: نتونه طبق برنامهای که برای ورزش گذاشته (مثلاً بیشتر از زمانی که تعیین شده ورزش کنه).
- زمان: زمان زیادی رو صرف ورزش میکنه، چه برای آماده شدن، چه برای انجام دادنش و چه برای ریکاوری بعدش.
- کاهش فعالیتهای دیگه: فعالیتهای اجتماعی، شغلی و/یا تفریحی به خاطر ورزش، کم شده یا کاملاً متوقف شده.
- ادامه دادن: با وجود اینکه میدونه ورزش کردن اونجوری که داره رفتار میکنه به سلامت جسمی، روانی و/یا روابطش آسیب میزنه، باز هم بهش ادامه میده.
خلاصه بگم، ورزشکاریِ اجباری یه رفتار ناسازگاره و به جای بهتر کردن زندگی آدم، مشکلات بیشتری ایجاد میکنه. این جور اعتیاد میتونه سلامت رو تهدید کنه و باعث آسیب، آسیب جسمی به خاطر استراحت ناکافی و توی بعضی موارد (مخصوصاً وقتی با اختلالات خوردن همراه باشه) سوءتغذیه و مشکلات دیگه بشه. این اعتیاد هم پایدار هست، یعنی فرد معتاد به ورزش بیشتر از حد و برای مدت طولانی ورزش میکنه، بدون اینکه به بدنش فرصت خوب شدن بده. ما همه یه وقتایی به خودمون فشار میاریم و معمولاً بعدش استراحت میکنیم. ولی آدمای مبتلا به ورزشکاریِ اجباری، هر روز ساعتها ورزش میکنن، فارغ از خستگی یا مریضی. اگر ورزش کردن، راه اصلی کنار اومدن با استرس باشه، و نتونن ورزش کنن، اضطراب، ناامیدی یا ناراحتی روحی رو حس میکنن.
ابهام و بحث و جدل درباره ورزشکاریِ اجباری
ورزشکاریِ اجباری، احتمالاً بحثبرانگیزترین نوع اعتیاده. در حالی که ورزش به عنوان یه رفتار سالم خیلی ترویج میشه و برای پیشگیری و درمان خیلی از بیماریها مهمه، میتونه یه بخش موثر از درمان مشکلات دیگه سلامت روان هم باشه. ورزش حتی بهعنوان بخشی از یه برنامه کُلی برای بهبودی از اعتیادهای دیگه هم پیشنهاد میشه. این قضیه بخشی از راههای جدید و موثر برای درمان مشکلات سلامت روانی هست که معمولاً با اعتیادهایی مثل افسردگی و اختلال شخصیت مرزی (BPD) همزمان هستند یا زیرساختشون رو تشکیل میدن. قابل درکه که بعضیا گیج بشن که چطور ورزش میتونه اعتیاد باشه. مثل بقیه اعتیادهای رفتاری، ورزشکاریِ اجباری هم یه ایده جنجالیه. خیلی از متخصصا با این ایده که ورزش بیش از حد میتونه اعتیاد باشه، مخالفن و معتقدن که باید یه ماده روانگردان وجود داشته باشه که علائمی مثل علائم ترک رو ایجاد کنه تا یه کار بهعنوان یه اعتیاد واقعی شناخته بشه.
ورزشکاریِ اجباری: یه بررسی جامع
تحقیقات زیادی نشون میده که ورزش باعث ترشح اندورفینها (موادی که بدن تولید میکنه و اثرشون شبهِ افیونیه) میشه و ورزش بیش از حد باعث میشه که نسبت به این هورمونها و انتقالدهندههای عصبیای که ترشح میشن، تحمل ایجاد بشه. با این حال، معمولاً این فرایندهای فیزیولوژیکی رو با بقیه اعتیادها مقایسه نمیکنن. فعلاً ورزشکاریِ اجباری توی طبقهبندی “اعتیادهای رفتاری” توی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) قرار داره که استاندارد طلایی برای تشخیص اختلالات روانیه. این نوع اعتیاد، به اسم “رفتار جبرانی” هم شناخته میشه که برای جلوگیری از افزایش وزن، همراه با استفراغ خودساخته و استفاده بیش از حد از ملینها در آدمایی که به اختلال خوردن بولیمیا نروزا مبتلا هستن، استفاده میشه.
یه مطالعه جدید که توی مجله Eating and Weight Disorders — Studies on Anorexia, Bulimia and Obesity منتشر شده، نشون داد که آمار ورزشکاریِ اجباری توی بزرگسالایی که علائم اختلال خوردن رو دارن، تقریباً چهار برابر بیشتره.
ورزشکاریِ اجباری چطور به بقیه اعتیادها شباهت داره؟
شباهتهای زیادی بین ورزشکاریِ اجباری و اعتیاد به مواد مخدر وجود داره، از جمله تاثیر روی خلق و خو، تحمل و علائم ترک. انتقالدهندههای عصبی و سیستم پاداش مغز توی ورزشکاریِ اجباری و بقیه اعتیادها نقش اساسی دارن. مثلاً، دوپامین مشخص شده که توی سیستمهای پاداش کلی خیلی مهمه و ورزش منظم و بیش از حد روی بخشهایی از مغز که به دوپامین مربوط میشن، تاثیر میذاره. مثل بقیه مواد و رفتارهای اعتیادآور، ورزش هم با لذت و desirability (خواستنی بودن) اجتماعی، فرهنگی یا زیرفرهنگی ارتباط داره. آدمایی که به ورزشکاریِ اجباری دچار میشن، معمولاً توی فکر کردنشون انعطافپذیر نیستن، مثل آدمایی که به بقیه اعتیادا دچارن، و این میتونه الگوی اعتیاد رو تقویت کنه و بهشون کمک کنه که به طور منظم ورزش کنن.
بهعلاوه، تحقیقات نشون میده که حتی آدمایی که در معرض خطر بالای ورزشکاریِ اجباری هستن، از طرف خانواده و دوستاشون هم توی ورزش کردن حمایت میشن.
تناسب اندام سالم در برابر ورزشکاریِ اجباری
فقط ۸٪ از کسایی که باشگاه میرن، معیارهای ورزشکاریِ اجباری رو دارن. توی الگوی کلاسیک اعتیاد، معتادای به ورزش، مقدار ورزششون رو زیاد میکنن تا دوباره همون حس فرار یا شادی طبیعیای رو که قبلاً با دورههای کوتاهتر ورزش تجربه کردهبودن، دوباره حس کنن. وقتی نمیتونن ورزش کنن، علائم ترک رو نشون میدن و معمولاً بعد از یه دوره دوری یا کنترل، دوباره برمیگردن به سطح زیاد ورزشکردن. سه درصد از کسایی که باشگاه میرن، حس میکنن که نمیتونن ورزش رو متوقف کنن.
با این که دلیلهای زیادی هست که ورزشکارا به خاطرشون ورزش میکنن، چه معتاد باشن چه نباشن — از جمله سلامتی، تناسب اندام، کنترل وزن، تصویر ذهنی از بدن و کم کردن استرس — ورزشکارایی که معتاد نیستن، دلیلهای دیگهای رو هم میگن که ورزشکارای معتاد بهشون توجهی ندارن، مثل لذت اجتماعی، آرامش و وقت گذروندن تنها. آدمایی که در معرض خطر ورزشکاریِ اجباری هستن، توی زمینههای دیگه زندگیشون هم مشکل دارن که اونا رو به سمت ورزشکردن توی سطوح خطرناک سوق میده. اینا خیلی حس میکنن که ورزش، مهمترین چیز توی زندگیشونه و از ورزش به عنوان یه راه برای نشون دادن احساساتشون، از جمله خشم، اضطراب و غم، و برای مقابله با استرسهای کاری و روابط استفاده میکنن. بعضیاشون میدونن که ورزش زیادشون باعث شده با اعضای خانوادشون به مشکل بخورن.
یه کارکرد اصلی ورزشکاریِ اجباری، حس کنترله — روی خلق و خو، بدن و محیط — که ورزش فراهم میکنه. ساختار رو هم به همراه داره. به شکل عجیبی، مثل بقیه اعتیادها، تلاش برای exert control (اعمال کنترل) در نهایت منجر به از دست دادن کنترل روی توانایی تعادل بین ورزش و بقیه اولویتهای زندگی میشه. آدمایی که به ورزش اعتیاد دارن، معمولاً از رویدادهای خانوادگی، اجتماعی و کاری غافل میشن یا بهخاطر نیاز داشتن به ورزش، به مسئولیتهای کاری، درسی یا شخصیشون توجه نمیکنن.
ورزش برای سلامت روان عالیه، ولی چقدرش زیاده؟
این یعنی چی برای شما؟
ورزش یه راه عالی برای کنترل استرس و کنار اومدن با احساسات منفیه. اگر نیاز شما به ورزش بیشتر از توانایی شما برای مدیریت روابط و احساساتتون باشه، ممکنه به کمک بیشتری احتیاج داشته باشید تا بر اعتیادتون غلبه کنید و راههای سالمتری برای کنار اومدن پیدا کنید. با متخصص بهداشتتون دربارهی بهترین راه برای درمان اعتیادتون صحبت کنید. اگر شما یا یکی از عزیزانتون با سوءمصرف مواد یا اعتیاد دست و پنجه نرم میکنید، با خط ملی خدمات سوء مصرف و سلامت روان (SAMHSA) به شماره ۱-۸۰۰-۶۶۲-۴۳۵۷ تماس بگیرید تا اطلاعاتی دربارهی حمایت و مراکز درمانی توی منطقهتون دریافت کنید. برای منابع بیشتر در زمینه سلامت روان، به پایگاه داده خط ملی ما مراجعه کنید.
“`
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس