یه نگاهی به حسِ همدلی عمیق!

آدمای “احساساتی” کیا هستن؟ به کسایی میگن که انگار با حس و حال بقیه، یه جورایی پیوندِ عمیق دارن. انگار احساسات اطرافیان رو با تمام وجودشون حس می‌کنن.

این توانایی‌شون فقط درک کردنِ احساسات دیگران نیست، یه چیزی فراتر از همدردیه. همدردی یعنی درک احساسات بقیه. اما یه آدم “احساساتی”، اون احساسا رو واقعاً حس می‌کنه، درونی می‌کنه.

علم هنوز مطمئن نیست که آیا واقعاً آدمایی هستن که بتونن احساساتِ بقیه رو جذب کنن. البته خیلیا ادعا می‌کنن که این توانایی رو دارن.

تحقیقات نشون داده که دانشمندا یه سری “سلولای آینه‌ای” تو مغز کشف کردن که احتمالاً بهمون کمک می‌کنه احساساتِ نزدیکامون رو حس کنیم. ظاهراً بعضی آدما نسبت به بقیه‌، سلولای آینه‌ای بیشتری دارن؛ این شاید نشون بده که “آدمای احساساتی” وجود دارن.

چطوری می‌شه یه “احساساتی”‌تر شد؟

نشانه‌های یه آدم “احساساتی” چیه؟

چطوری بفهمیم شاید ما هم از این آدما باشیم؟ یه سری ویژگی‌های رایج بین “احساساتی”ها ایناست:

  • همدلی قوی: قطعاً بعضی از آدما نسبت به بقیه، تمایل بیشتری به هم‌دردی دارن. همه تو زندگیمون کسایی رو می‌شناسیم که تو خوندنِ حس و حالِ ما ماهرن، همون‌طور که کسایی رو می‌شناسیم که اصلاً از حالِ اطرافیان‌شون خبر ندارن!
  • حسِ ششم قوی: “احساساتی”ها معمولاً حسِ ششم قوی‌ای دارن. به غریزه‌شون اعتماد می‌کنن و موقع تصمیم گرفتن، بیشتر به دلشون گوش می‌دن.
  • مهربون و دلسوز: آدمایی که خودشون رو “احساساتی” می‌دونن، معمولاً خیلی به دیگران اهمیت می‌دن. نیازها، آرزوها و ترس‌های بقیه رو درک می‌کنن و سعی می‌کنن مطمئن بشن که دیگران اون چیزایی که برای احساس امنیت و شادی لازم دارن رو دارا هستن.
  • حساسیت بالا: “احساساتی”ها فقط به احساسات حساس نیستن، بلکه به جنبه‌های دیگه محیط هم توجه می‌کنن. یعنی ممکنه از نظر دیداری، شنیداری، بویایی و بقیه‌ی حسای فیزیکی، نسبت به چیزایی آگاه‌تر باشن که بقیه شاید متوجه‌شون نشن.

تست‌های “احساساتی”

اگه قبول کنیم که همدردی و بقیه‌ی ویژگی‌های “احساساتی”ها، یه طیف داره – یه عده خیلی “احساساتی ” هستن، یه عده دیگه (مثل بیماران روانی) اصلاً همدردی ندارن – پس چطوری می‌تونیم بفهمیم که چقدر حسِ همدلی داریم؟

  • آیا از استرس و ناراحتیِ بقیه، ناراحت می‌شی؟
  • تا حالا شده بگن که خیلی حساسی؟
  • تو جاهای شلوغ، حس خفگی و کلافگی می‌کنی؟
  • بقیه تو رو یه آدم احساساتی می‌دونن؟

یه سری متخصص‌ها، تست‌های خاصی دارن که می‌تونه کمک‌تون کنه بفهمید یه “احساساتی” هستید یا نه. مثلاً دکتر جودیت اورلوف می‌پرسه: “آیا همیشه حس می‌کنی که تو جمع، یه جوری غریبی؟” یا تارا مایر-رابسون می‌پرسه که آیا تو دیدنِ اخبارِ ناراحت‌کننده یا فیلمایی که غصه‌دارن، اذیت می‌شی؟

از اونجایی که یه فرمولِ مشخص برای اینکه بفهمیم “احساساتی” هستیم یا نه وجود نداره، جواب، کاملاً شخصیه و به این بستگی داره که خودتون رو “احساساتی” می‌دونید یا نه.

یه نگاه به اختلالات “احساساتی”!

بعضی از اختلالات روانی، ممکنه با کمبودِ همدردی در ارتباط باشن، مثل اختلال شخصیت مرزی، اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال طیف اوتیسم. اینا می‌تونن باعث بشن که آدم، احساسات و حالتِ روحیِ بقیه رو اشتباه بفهمه.

تست‌های رایگان ما رو امتحان کن!

تستِ سریع و رایگانِ “آدمای احساساتی” بهتون می‌گه که آیا احساسات و رفتارتون، نشون‌دهنده سطوحِ بالای ویژگی‌های مربوط به “احساساتی”ها هست یا نه.

این تست توسط آیووی کوانگ، کارشناس روان‌درمانی مورد بازبینی قرار گرفته.

خوبیا و مزایای “احساساتی” بودن

آیا “احساساتی” بودن خوبه؟ خب، حساسیّت به تجربه‌های احساسیِ بقیه، یه سری مزایای واضح داره. اگه بتونید احساسات اطرافیانتون رو درک کنید، احتمالاً می‌تونید بهتر ازشون حمایت کنید و کمکشون کنید.

اینکه بدونید یه نفر غمگینه، تنهاست یا می‌ترسه، حتی اگه ظاهرش نشون نده، باعث می‌شه بتونید بهش کمک کنید – با جلب اعتمادش و اینکه تبدیل بشید به آدمی که تو آینده به شما تکیه می‌کنه.

این می‌تونه شما رو به یه شریک و دوستِ بهتر تبدیل کنه و به بهتر شدنِ روابط‌تون کمک کنه.

این حساس بودن، این امکان رو هم بهتون می‌ده که دروغگوها رو از کیلومترها دورتر تشخیص بدید! “احساساتی”ها نگرانِ سوءاستفاده نیستن؛ چون راحت فریب نمی‌خورن. و اگه هم فریب بخورن، به‌خاطر اینه که به غریزه‌شون اعتماد نکردن، نه اینکه علائم رو ندیدن.

چالش‌های “احساساتی” بودن

البته، ممکنه اشکالات و سختی‌هایی هم در مورد حس کردنِ احساساتِ بقیه وجود داشته باشه. بیشترِ مطالب در مورد “احساساتی”ها، این رو نشون می‌ده که این آدما در جاهای شلوغ یا رویدادای پُر از احساس (مثل عروسی یا مراسم ختم)، راحت خسته می‌شن. چون احساساتِ بقیه رو مثل اسفنج جذب می‌کنن. تصور اینکه این وضعیت، تو بعضی موقعیت‌ها، چقدر می‌تونه خسته‌کننده باشه، سخت نیست.

برای “احساساتی”ها، آروم شدن، شاید سخت باشه؛ مخصوصاً اگه دائماً احساسات بقیه رو با خودشون حمل کنن. “احساساتی”ها ممکنه تو خوابشون یا حفظ سلامت روانشون، به مشکل بخورن؛ اگه نتونن راهی برای تعادل برقرار کردن بین ورودی‌های بیرونی که دائماً دارن دریافت می‌کنن، پیدا کنن.

در نهایت، ممکنه بعضی آدما از اینکه شما چقدر راحت می‌تونید اونا رو “بخونید”، خوششون نیاد. همه دوست ندارن یه کتابِ باز باشن، و در حالی که شما فقط سعی دارید کمک کنید، بعضیا ممکنه این‌طور برداشت کنن که این بینش‌های شما در مورد احساساتشون، بی‌جا و ناخواسته‌ست.

خوبیا

  • می‌تونید حمایتِ احساسی برای بقیه فراهم کنید.
  • می‌فهمید کی به کمک نیاز داره.
  • می‌تونید تشخیص بدید که آیا یه نفر براتون خوبه یا نه.

سختیا

  • شاید مرتباً از نظر احساسی خسته بشید.
  • شاید پیدا کردنِ وقت برای خودتون سخت باشه.
  • توانایی شما در درکِ بقیه، ممکنه برای بعضیا احساس ناامنی ایجاد کنه.

راهکارایی برای مقابله با خستگیِ احساسی

اگه با توصیفِ یه آدم “احساساتی” هم‌خوانی دارید و خودتون مدام در حال جذب احساسات بقیه هستید، مهمه که یاد بگیرید چطوری از روانتون محافظت کنید و از دنیای بیرون یه خورده فاصله بگیرید تا بتونید نفس بکشید، بهتر بشید و احساساتِ خودتون رو تجربه کنید.

وقت برای خودتون بذارید

این می‌تونه به این معنی باشه که وقت بذارید و تنها تو طبیعت باشید؛ جایی که با احساسات یا استرسِ هیچ‌کس بمباران نمی‌شید. یا ممکنه شامل پیدا کردنِ موسیقی یا یه برنامه مدیتیشن باشه که بهتون کمک کنه دوباره خودتون رو تنظیم کنید و روی خودتون تمرکز کنید.

“احساساتی”ها هم باید یاد بگیرن که کی و چطوری برای خودشون حریم شخصی درست کنن که راحت احساسات بقیه رو جذب نکنن. این کار آسونی نیست، چون مرزبندی برای آدمایی که همیشه دنبال کمک به بقیه هستن، طبیعتاً سخته. اما ایجادِ مرزای سالم، برای سلامت روانِ همه ضروریه – مخصوصاً برای “احساساتی”ها.

شاید بخواید تمرینِ مدیتیشن رو شروع کنید تا بتونید بهتر یاد بگیرید که چطوری این کارو انجام بدید. با تمرکز روی ذهن‌تون و یاد گرفتنِ اینکه چطور حواس‌پرتی‌ها رو کم کنید، می‌تونید توانایی‌تون رو برای انجام همین کار وقتی که حجم احساساتِ دیگران روی شما زیاد می‌شه، تقویت کنید.

با کیا وقت می‌گذرونید؛ انتخابی عمل کنید

همچنین، با گذشت زمان، یاد می‌گیرید که بعضی از آدما رو باید کنار بذارید. چون “احساساتی”ها می‌تونن احساساتِ بقیه رو جذب کنن، وقت گذروندنِ زیاد با آدمای سمی، می‌تونه مثل مسموم کردنِ خودتون از درون باشه.

بعضی آدما رو نمی‌تونید کمک کنید و بهتره ازشون فاصله بگیرید. اشکالی نداره. درک این واقعیت و احترام گذاشتن به حریم خودتون، یکی از بهترین راه‌ها برای حفظ سلامت روان و حال خوبتونه.

در نهایت، کمک گرفتن از یه متخصص، هیچ‌وقت ایده بدی نیست. اگه دائم حس می‌کنید تو احساساتی غرقید که از درِ خونه که بیرون می‌رید تجربه می‌کنید، احتمالاً نیاز دارید که یه سری ابزار برای کمک به خودتون ایجاد کنید.

یه متخصصِ سلامت روانِ آموزش‌دیده، می‌تونه بهتون کمک کنه که اون ابزارا رو ایجاد کنید و راهو برای تبدیل شدن‌تون به شادترین و سالم‌ترین ورژن از خودتون هموار کنه.

به این ترتیب، می‌تونید یاد بگیرید که چطوری از توانایی “احساساتی”تون، به درستی استفاده کنید؛ اون هم وقتی که ظرفیتِ احساسی برای حمایت و کمک به کسایی که بیشتر بهشون نیاز دارن رو دارید.

چطوری “احساساتی”‌تر بشیم؟

اگه می‌خواید مهارتای “احساساتی”تون رو بهتر کنید، می‌تونید مراحل زیر رو تو زندگیتون دنبال کنید:

  • به بقیه علاقه‌مند باشید: شروع کنید به توجه کردن به رفتارِ بقیه؛ این شامل کلمات‌شون و زبانِ بدن‌شون می‌شه. باهاشون حرف بزنید و فعالانه به حرفاشون گوش بدید.
  • خودتون رو جای بقیه بذارید: همدردی یعنی اینکه یه موقعیت رو از دیدِ بقیه ببینید. این بهتون اجازه می‌ده که احساساتی رو که اونا باید تو اون موقعیت داشته باشن رو واقعاً درک کنید. “احساساتی”ها به طور طبیعی می‌تونن این کارو انجام بدن، ولی شما هم می‌تونید با فکر کردنِ فعالانه تو این مورد که اگه جای اونا بودید چی، این توانایی رو تو خودتون تقویت کنید.
  • با دیگران روراست باشید: اگه می‌خواید بقیه هم احساساتشون رو با شما به اشتراک بذارن، مهمه که خودتونو در معرض خطر قرار بدید. در مورد احساساتِ خودتون صحبت کنید و فضایی فراهم کنید که بقیه هم احساساتشون رو با شما به اشتراک بذارن.

“`

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *