بازی‌های خیالی و نقش بی‌بدیل آن در پرورش کودکان

بازی‌های خیالی برای بچه‌ها، حکم یه بسته تقویتیِ همه‌فن‌حریف رو داره؛ از تقویت مهارت‌های اجتماعی گرفته تا شکوفایی خلاقیتشون. این موضوع، یه جورایی عصاره‌ی یه مقاله‌ی جدیده که توسط دیوید اف. بیورکلند، دکترای دانشگاه فلوریدا آتلانتیک، در مجله‌ی Neuroscience and Biobehavioral Reviews منتشر شده. با شروع سال تحصیلی، بیورکلند، که استاد و معاون بخش روان‌شناسی در کالج علوم چارلز ای. اشمیت FAUه، به فواید بی‌شمار بازی‌های خیالی در رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی بچه‌ها اشاره می‌کنه و هشدار می‌ده که یادگیری از طریق بازی، با نیازهای جامعه‌ی امروزی یه سری تفاوت‌هایی پیدا کرده.

بیورکلند می‌گه: “انتخاب طبیعی، دوره‌ی کودکی رو برای کسب و تقویت مهارت‌های اجتماعی-شناختی خاص هر گونه، شکل داده و بخش بزرگی از این فرآیند با بازی‌های خیالی انجام می‌شه.” اون ابراز تاسف می‌کنه که فرهنگ امروزی، به هوش تکاملی در مورد بهترین روش‌های آموزش بچه‌ها توجه زیادی نداره. اون توضیح می‌ده: “در طول تاریخ و دوران ماقبل تاریخ، و حتی در فرهنگ‌های شکارچی-گردآورنده و سنتی امروزی، بچه‌ها دانش و مهارت‌های فرهنگی مهمی رو از طریق بازی و مشاهده یاد می‌گیرند و خیلی از رفتارهای بزرگ‌ترها رو توی بازی تقلید می‌کنند.”

بیورکلند ادامه می‌ده: “بازی‌های خیالی با یه سری توانایی‌های شناختیِ پیشرفته‌تر، مثل عملکرد اجرایی، زبان و درک دیدگاه دیگران، ارتباط داره که همشون برای یادگیری خیلی مهمند و کم‌رنگ شدن این مدل بازی‌ها، چیز خوبی نیست.” اون توضیح می‌ده که آموزش مستقیم بچه‌ها توسط بزرگ‌ترها، توی فرهنگ‌های سنتی خیلی کم بوده و به احتمال زیاد برای اجداد شکارچی-گردآورنده‌ی ما هم وضع به همین منوال بوده. ولی با پیشرفت تکنولوژی‌ها، مثل خوندن و ریاضی، و نیاز به آموزش عمومی، مدرسه‌رفتن رسمی یه ضرورت شد که به تازگی، به دوران کودکی هم کشیده شده.

بیورکلند می‌گه: “شیوع آموزش پیش‌دبستانی، توی دهه‌های اخیر، تو خیلی از کشورهای پیشرفته زیاد شده و برعکسِ اون روزها که یادگیری با بازی اصلِ اصلیِ برنامه‌های آموزشی بود، آموزش پیش‌دبستانیِ امروزی، معمولا روی آموزش مستقیم تاکید داره؛ یه روش‌شناسی که بیشتر برای بچه‌های بزرگ‌تر طراحی شده.” اون این قضیه رو نشون‌دهنده‌ی یه عدم تطابق تکاملی بین توانایی‌های یادگیریِ تکامل‌یافته‌ی بچه‌ها و نیازهای جامعه‌ی امروزی می‌بینه.

بچه‌ها دارن توی یه کلاس شاد و رنگارنگ با لباس‌های مختلف، بازی خیالی می‌کنند.
بازی‌های خیالی، به رشد خلاقیت و مهارت‌های اجتماعی در بچه‌ها کمک می‌کنه.

بازی‌های خیالی، یه فعالیت داوطلبانه و خودجوشه، مخصوصا وقتی که آدم توی آرامشه و تحت فشار نیست و معمولا هدف عملیِ فوری هم نداره. بیورکلند می‌گه: “توی بازی‌های خیالی، مهارت‌هایی مثل خیال‌پردازی، توانایی فکر کردن به چیزهایی که با واقعیت فرق دارن، سفر ذهنی در زمان و تقلید، در کنار بقیه‌ی توانایی‌های نمادین، به کار گرفته می‌شن.” اون توضیح می‌ده که بازی‌های خیالی، مثل یه تمرین و آمادگی عمل می‌کنه و آمادگی مغز برای یادگیریِ متمرکز رو بالا می‌بره.

تاثیر بازی بر رشد بچه‌ها و شکل‌گیری ذهن مدرن

بیورکلند می‌گه: “هنوز معلوم نیست که دوره‌ی طولانیِ کودکی و نوجوانی، فرصت‌های بیشتری برای بازی ایجاد کرده یا اینکه این بازی کردن، نتیجه‌ی اون دوره‌ی طولانی بوده.” اون ادامه می‌ده: “ولی، این تحول توی دوران کودکی، همراه با انعطاف‌پذیری عصبی که داره، ممکنه یه سازگاری حیاتی برای شکل‌گیری ذهن مدرن انسان باشه.”

اون معتقده که بازی‌های خیالی نقش خیلی مهمی تو توسعه و تقویت مهارت‌های روان‌شناختی دارن و فقط یه نیازه برای این‌که این مهارت‌ها بروز پیدا کنن. بیورکلند می‌گه: “بازی‌های خیالی پیشرفته، توی طول دوره‌ی نوجوانی که تو انسان‌ها طولانیه، کاملا مشهوده.” این گسترش، باعث شده یه مرحله‌ی متمایزی از کودکی به وجود بیاد که تا حدود سن 7 سالگی ادامه داره و با استقلال بیشتر و تعامل اجتماعی مشخص می‌شه.

یه مربی داره بازی بچه‌ها رو توی یه کلاس آموزشی که به یادگیری از طریق بازی تاکید داره، نظارت می‌کنه.
مربی‌ها، نقش خیلی مهمی تو حمایت از یادگیری از طریق بازی توی کلاس‌‌های آموزشی دارن.

توی این دوران، بچه‌ها توی بازی‌های پیچیده‌تری شرکت می‌کنن، در حالی که توانایی‌های شناختی‌شون هم‌چنان در حال توسعه است. بیورکلند تاکید می‌کنه که این دوره‌ی طولانیِ نوجوانی و اون انعطاف‌پذیری عصبی، برای پرورش مهارت‌های اجتماعی-شناختی منحصربه‌فرد ما، یه چیز ضروریه.

مزایای برنامه‌های آموزشیِ مبتنی بر بازی

تحقیقاتی که بین برنامه‌های آموزشی پیش‌دبستانیِ مبتنی بر بازی و برنامه‌های آموزشیِ مستقیم مقایسه انجام داده، نشون داده که در حالی که آموزش مستقیم، ممکنه منافع فوری داشته باشه، رویکردهای مبتنی بر بازی، مزایای بلندمدت‌تری تو عملکرد تحصیلی و نگرش دانش‌آموزان نسبت به مدرسه دارن. بیورکلند می‌گه: “یکی از جامع‌ترین مطالعات در مورد تاثیرات بلندمدت آموزش مستقیم برای بچه‌های پیش‌دبستانی از خانواده‌های کم‌درآمد نشون داد که اگرچه در ابتدا پیشرفت‌های تحصیلی وجود داشت، ولی این مزایا به مرور زمان کمتر شدند.”

اون ادامه می‌ده: “تا کلاس سوم، بچه‌های گروه کنترل، از گروهی که تو برنامه‌ی آموزش مستقیم بودن، بهتر عمل کردن و این فاصله تا کلاس ششم بیشتر شد.” این یافته‌ها، محقق‌ها رو به بازنگری تو اثربخشی آموزش‌های مکرر روی مهارت‌های پایه واداشت و باعث شد به بررسی مزایای بالقوه‌ی برنامه‌های پیش‌دبستانیِ مبتنی بر بازی، مخصوصا برای بچه‌هایی که با چالش‌های شناختی روبه‌رو هستند، بپردازن.

تصویری که مراحل مختلف بازی خیالی بچه‌ها تو سنین مختلف، از کودکی تا نوجوانی رو نشون می‌ده.
تکامل توی بازی‌های خیالی، نشانه‌ای از رشد و شکوفایی توی دوران کودکی و نوجوانیه.

کاهش فرصت‌های بازی و تاثیرش بر یادگیری

بیورکلند می‌گه که وقت تفریح و فرصت‌های بازی آزاد برای بچه‌های بزرگ‌تر هم، توی کشورهای پیشرفته کم شده و بعضی وقتا با بازی‌های هدایت‌شده توسط بزرگ‌ترها جایگزین می‌شه که این هم، با اون‌چه که راجع به توانایی‌های یادگیریِ تکامل‌یافته‌ی بچه‌ها می‌دونیم، در تناقضه. اون می‌گه: “این شیوه‌ها، نه‌تنها ممکنه یادگیری رو سخت‌تر کنن، بلکه روی حس استقلال بچه‌ها در یادگیری هم تاثیر منفی می‌ذارن.”

اون تاکید می‌کنه: “بازی‌های خیالی، به این منظور تکامل پیدا کردن که کسب و توسعه‌ی مهارت‌ها و دانش فرهنگی مهم، توی کل دوره‌ی طولانیِ نوجوانی تقویت بشن. توانایی‌هایی که بچه‌های امروزی لازم دارن، تغییر کرده و ممکنه به روش‌های جدیدی برای یادگیری احتیاج داشته باشن، ولی نباید از مزایای قابل توجهی که بازی‌های خیالی هنوز هم می‌تونن برای کوچک‌ترین عضوهای این‌طور موجودها فراهم کنن، غافل بشیم.”

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *