گامی نو در فهم دگرگونی‌های اقلیمی

تحقیقات تازه در عرصهٔ علم تغییرات اقلیمی دریچه‌ای تازه گشوده که به دانشمندان امکان می‌ده تا به شیوه‌ای مؤثرتر، دگرگونی‌های مشاهده‌شده در اقلیم را به عوامل انسانی و طبیعی مرتبط کنند. این پژوهش، هشدارهایی جدی در مورد بلایایی که ممکن است در آینده گریبانگیر کرهٔ زمین شود، ارائه می‌دهد. همکاری بین‌المللی میان والریو لوکارینی، ریاضی‌دان از دانشگاه لستر، و میکائل چکرون، دانشمند برجسته، منجر به به‌کارگیری اصول مکانیک آماری در بررسی‌های اقلیمی شده است. این همکاری ارزشمند، به تشخیص نشانهٔ تغییرات اقلیمی از میان “نویز پس‌زمینه”ٔ تغییرات طبیعی اقلیم کمک می‌کند و به شناسایی احتمال نزدیک‌شدن به نقاط عطف خطرناکی مانند فروپاشی جریان اقیانوس اطلس یا نابودی جنگل‌های آمازون یاری می‌رساند.

این پیشرفت نظری، راه را برای توسعهٔ روش‌های خلاقانه در مطالعهٔ دگرگونی‌های اقلیمی و خطرات ناشی از آن هموار می‌کند، زیرا درک عمیق‌تری از مکانیسم‌هایی که این تحولات را هدایت می‌کنند، فراهم می‌آورد. این پژوهش که در نشریهٔ معتبر Physical Review Letters به چاپ رسیده، به دانشمندان اطمینان خاطر می‌دهد تا با قدرت بیشتری به بررسی تغییرات اقلیمی بپردازند و مشخص کنند که آیا در مسیر رسیدن به یک نقطهٔ بحرانی اقلیمی قرار داریم یا خیر و اقدامات پیشگیرانه برای کاستن از پیامدهای ناگوار آن اتخاذ نمایند. افزون بر این، یافته‌های این پژوهش، تصمیم‌گیرندگان را در مورد روش‌های ارزیابی تغییرات اقلیمی مطمئن‌تر می‌سازد.

تصویری از همکاری دانشمندان والریو لوکارینی و میکائل چکرون در آزمایشگاه برای بررسی تغییرات اقلیمی.
تصویری از دانشمندان در حال تحقیق در آزمایشگاهی واقع شده تا به درک بهتر تغییرات اقلیمی کمک کند.

نقاط عطف اقلیمی: پیامدهای سهمگین

نقاط عطف، در واقع آستانه‌هایی حساس در سیستم اقلیمی ما به شمار می‌روند که عبور از آن‌ها می‌تواند به تغییرات گسترده و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به محیط زیست منجر شود. رویدادهایی مانند فروپاشی جریان‌های اقیانوس اطلس، که به سرد شدن نسبی منطقه می‌انجامد، یا از بین رفتن اکوسیستم جنگل‌های بارانی آمازون، پیامدهایی فاجعه‌بار برای حیات بر روی کرهٔ زمین در پی خواهند داشت. البته، پیش‌بینی زمان دقیق رسیدن به این نقاط عطف از روی داده‌های اقلیمی، کار دشواری است.

چالش اصلی، تمایز قائل شدن میان نشانه‌های هشداردهندهٔ تغییرات اقلیمی – به‌ویژه نزدیک شدن به یک نقطهٔ بحرانی – و دگرگونی‌های طبیعی اقلیم است. «سیگنال» دگرگونی‌های اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی، در میان «نویز» حاصل از تغییرات طبیعی محیط، پنهان شده است. گروه تحقیقاتی به رهبری دانشگاه لستر به این نتیجه رسیدند که رویکردهای فعلی، که بر مبنای روش‌های آماری صرف بنا شده‌اند، اطلاعات محدودی در مورد فرآیندهای پویا که بر اقلیم ما تأثیر می‌گذارند، ارائه می‌دهند.

تصویری نمادین از نقاط عطف اقلیمی و تغییرات گسترده مربوط به آن در ارزیابی وضعیت اقلیمی.
نقاط عطف اقلیمی می‌توانند تهدیدهای بزرگی برای محیط زیست ایجاد کنند.

تحلیلی نوین از تغییرات اقلیمی

این پژوهش، تصویری جامع از وضعیت اقلیمیِ کنونی ما ارائه می‌دهد، بدون آنکه صرفاً به چگونگی شکل‌گیری آن بپردازد. با به‌کارگیری اصول مکانیک آماری – که در واقع، فیزیک نهفته در پس فرآیندهای دینامیکی و تصادفی است – این پژوهش به ما امکان می‌دهد تا با نگاهی به گذشته، دریابیم که این تصویر چگونه پدید آمده است. آن‌ها مدلی ریاضیاتی طراحی کرده‌اند که قادر است فرآیندهای در حال وقوع را به‌گونه‌ای پویا بازسازی کرده و عوامل مؤثر در تغییرات را شناسایی کند. با این روش، آن‌ها توانستند “اثر انگشت” تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسانی را شناسایی و میزان تأثیرگذاری آن را تعیین کنند که این امر، گامی بزرگ در جهت بهبود توانایی تشخیص هشدارهای اولیه از نقاط عطف اقلیمی به شمار می‌رود.

پروفسور والریو لوکارینی، محقق ارشد از دانشگاه لستر در دانشکدهٔ علوم کامپیوتر و ریاضی، در این باره گفت: “این موضوع که چگونه باید عوامل انسانی را در داده‌های اقلیمی دخیل بدانیم، پیامدهای گسترده‌ای دارد. منکران تغییرات اقلیمی همواره این سؤال را مطرح می‌کنند که چگونه می‌توان عامل انسانی را در یک سیستمی که به‌طور مداوم دچار نوسان است، به یک علت خاص مرتبط دانست. اقلیم، همواره در حال تغییر بوده و خواهد بود. چگونه می‌توان به این استدلال پاسخ داد و نشان داد که آنچه اکنون شاهد آن هستیم، ناشی از مداخلهٔ انسانی است؟ البته، جامعهٔ علمی تاکنون به استدلال‌های محکم‌تری دست یافته است، اما این استدلال‌ها، تا به امروز، صرفاً بر اساس آمار بوده و نه بر اساس جنبه‌های دینامیکی.”

تصویری هنری از مدل‌های ریاضی و فرآیندهای دینامیکی مرتبط با تغییرات اقلیمی.
مدل‌های ریاضی به دانشمندان کمک می‌کنند تا فرآیندهای اقلیمی را بررسی کنند.

وی در ادامه افزود: “پیشرفتی که ما به آن دست یافته‌ایم، در واقع مربوط به ارتباط‌دادن فیزیک سیستم و قوانین حاکم بر تکامل آن با آنچه می‌توانیم مشاهده کنیم، است. از این رو، روشن است که بهترین راه برای بررسی تغییرات، مطالعهٔ قوانین تکاملی است که بر آنچه مشاهده می‌کنیم، تأثیر می‌گذارد و این تغییر، دقیقاً همان عامل اقلیمی‌ای است که ما به دنبال آن هستیم.”

دکتر میکائل چکرون از دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس و مؤسسهٔ ویزمن نیز در این‌باره اظهار داشت: “این یک گام بزرگ به جلو است، زیرا به ما می‌گوید که روش‌های شناسایی و نسبت‌دهی که ما سال‌ها برای اثبات وجود تغییرات اقلیمی از آن‌ها استفاده کرده‌ایم، بنیان‌های محکمی دارند. ما نشان می‌دهیم که چگونه می‌توان روش‌های موجود را بهبود بخشید و نقاط ضعف آن‌ها را شناسایی کرد. ما، به‌طور چشمگیری، نظریه‌ٔ دینامیک اقلیم و ارتباط بین تغییرپذیری اقلیم و تغییرات اقلیمی را ارتقا داده‌ایم.”

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *