وقتی حالتون خوب نیست، چی بگین؟

هممون این جمله رو شنیدیم: “اشکالی نداره خوب نباشی.” بعضی وقتا، تظاهر به اینکه حالت خوبه، انگار غیرممکنه. اما اگه یه نفر اینجوری باهاتون سلام علیک کرد: “چه خبرا؟” چی؟

شاید نخواین با یه جواب ساده مثل “خوبم” جواب بدین، ولی پیدا کردن یه جواب مناسب که هم براتون صادقانه باشه و هم راحت، یه کم سخته.

چجوری با دوست یا خانواده حرف بزنیم وقتی احساساتمون خوب نیست؟

گاهی یه دوست یا یکی از اعضای خانواده ازتون میپرسه “چطوری؟” ولی حرف زدن دربارش سخته. منطقیه که فکر کنیم کسی که بهتون نزدیکه و این سوالو میپرسه، واقعا میخواد جواب صادقانه بشنوه.

اون موقع میتونین ازش تشکر کنین و با صداقت و مختصر بگین که نمیخواین دربارش صحبت کنین. میتونین بگین:

  • “حالم خوب نیست، ولی الان نمیخوام راجع بهش حرف بزنم.”
  • “ممنون که پرسیدی. الان یه وضعیتی دارم، ولی نمیخوام بیشتر توضیح بدم.”
  • “میدونم که برات مهمه، ولی الان حال حرفای جدی رو ندارم.”

یا اینکه بحث رو به سمت اونا بچرخونید:

  • “حالم زیاد خوب نیست، ولی ترجیح میدم راجع به تو حرف بزنیم.”
  • “اگه از تو بپرسیم، حالم بهتر میشه.”

دوستاتون و عزیزانتون به حریم شخصیتون احترام میذارن و بدون اینکه بخواین بهتون فشار بیارن، فضایی که لازم دارین رو بهتون میدن.

وقتی بخوایم مسئله رو با دوست یا خانواده در میون بذاریم، چی بگیم؟

شاید تازگیا حس خوبی نداشتین ولی نمیدونستین چطور با یه دوست یا اعضای خانواده در میونش بذارین. در این صورت، یه “چطوری؟” ساده میتونه دری رو به سمت یه گفتگویی باز کنه که آماده‌ش هستین. احساساتتونو بیان کنین و بپرسین که میتونین در مورد اتفاقاتی که براتون افتاده حرف بزنین. احتمالاً عزیزانتون دوس دارن بدونن.

میتونید بگید:

  • “ممنون که پرسیدی. واقعاً تو این مدت روزای سختی رو گذروندم. میشه باهات حرف بزنم؟”
  • “جواب ساده‌ای برای این سوال ندارم. آماده‌ای یه کم حرف بزنیم؟”
  • “اوضاعم یه کم سخته و دلم میخواد راجع بهش حرف بزنم، اگه تو هم آماده‌ای.”

دوستاتون و خانوادتون تو روزای سخت کنارتون هستن، همونطور که شما هم براشون هستین. از نشون دادن آسیب‌پذیریتون نترسین و بذارین یکی از عزیزاتون تو این موقع ها یه تکیه گاه باشه.

اگه با یه غریبه حرف میزنیم، چی بگیم؟

هممون اینو تجربه کردیم؛ روزی که حالتون خوب نیست و یه باریستا با مهربونی میپرسه “چطوری؟” گاهی دروغ گفتن خیلی سخت یا غیر طبیعی به نظر میرسه، اما نمیخواین (یا نمیتونین، اگه کافه شلوغه) با این آدم بحث کنین. پس چطور میشه به احساساتتون وفادار بمونید بدون اینکه دندوناتون رو روی هم فشار بدین و بگین “خوبم؟”

یه کم شوخی به کار ببرین. این بهتون اجازه میده که چطوری احساس میکنین رو بیان کنین، بدون اینکه سوالای بیشتری از طرف اون آدم بشنوین یا مجبورش کنین که پیگیری کنه. مثلا میتونین بگین:

  • “من مثل اون گربه‌های روی پوسترهای انگیزشی‌ام، دارم تحمل میکنم.”
  • “آه، میدونی، زندگی بده و بعد میمیری.” (شوخی تلخ هم قابل قبوله!)
  • “هیچوقت از این بدتر نبودم! ولی چیکار میشه کرد؟”

یه گزینه دیگه اینه که سریع احساستونو بگین و بعد نور رو روی اونا متمرکز کنین. اینجا چند تا مثال از تو کافه هست:

  • “حالم خوب نیست، ولی شما چطوری؟ امروز چقدر شلوغ بود؟”
  • “خسته ام، ولی شما هم باید خسته باشی. شیفتت کی شروع شد؟”
  • “روزای سختی رو میگذرونم ولی از اینکه همیشه لبخند میزنی، قدردانم.”

ممکنه براتون یه کم عجیب باشه اگه عادت کردین سریع یه “خوبم، ممنون” بگین و از کنارش رد بشین، ولی احتمالاً جواب واقعی تری بهتون حس بهتری میده و به طرف مقابل هم همینطور.

اگه حالتون خوب نیست، چیکار کنیم؟

اگه روزای سختی دارین، لازم نیست تنها زجر بکشید. داشتن یه سیستم حمایتی مهمه—اگه میتونین، با یه دوست یا اعضای خانواده در مورد احساستون حرف بزنین. اونا ممکنه پیشنهادی برای کنار اومدن داشته باشن یا بتونن باهاتون برنامه ای بریزن که ذهنتون رو از مشکلاتتون منحرف کنه.

اگه اوضاع خیلی سخت پیش میره—اگه تو انجام کارهای روزمره مشکل دارین—بهتره با یه متخصص سلامت روان صحبت کنین. یه درمانگر میتونه کمکتون کنه تا بفهمین چه حسی دارین، چی حالتونو بدتر میکنه و یاد بگیرین چطور به سمت جلو حرکت کنین.

حرف آخر

اینکه وقتی احساس بدی دارین، اینو قبول کنین، غیرطبیعی نیست، مخصوصاً وقتی تظاهر به خوب بودن سخته. یادتون باشه که انتخاب هایی دارین.

دوست و خانواده کنارتون هستن تا ازتون حمایت کنن و تعامل با غریبه ها میتونه صادقانه و رک باشه، حتی وقتی نمیخواین دربارش حرف بزنین. پس دفعه بعد که کسی ازتون پرسید “چطوری؟”، برای هر وضعیتی آماده میشین.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *