فرقِ شادمانی و خوشحالی چیه؟

خیلی از ماها، حتی تو فرهنگ لغت دهخدا هم، شادمانی و خوشحالی رو یکی می‌دونیم. اگه آدم شاد باشه، یعنی خوشحاله دیگه، درسته؟ خب، چندان هم اینطوری نیست. شادمانی و خوشحالی با این‌که شبیه همن، ولی یکی نیستن. میشه آدم خوشحال باشه اما شاد نباشه، یا برعکس. دلیلش هم اینه که شادمانی و خوشحالی احساسات مثبتی هستن که به طور متفاوتی تجربه میشن و هرکدوم هدف‌های مخصوص به خودشون رو دارن.

به نظر گُنگ میاد؟ میدونم. در ادامه‌ی این مطلب، تفاوت‌ها (و شباهت‌ها!) بین شادمانی و خوشحالی رو بررسی می‌کنیم و این‌که آیا میشه این دو حس رو هم‌زمان داشت یا نه. و چون یه خورده کنکاش بیشتر حال میده، چند تا فعالیت هم پیشنهاد میدیم که میتونه بهتون کمک کنه هر دو حس رو تقویت کنید. امیدوارم از خوندن این مطلب لذت ببرین.

خب، شادمانی چیه؟

خانم لیندسی ری آکرمن، که معاون ارشد خدمات بالینی در کلیر بیهوریال هلث هست، اینطوری توضیح میده: «شادمانی یه حس عمیق و اولیه هستش که آدما وقتی تجربه می‌کنن که واقعاً با روابطشون حس نزدیکی می‌کنن، با ارزش‌هاشون همسو هستن، یا این‌که حس هدف و معنی تو زندگیشون دارن.»

شادمانی یه حس عاطفیِ پیچیده‌ست که ردپایی از لذت توش هست، اما طبق گفته‌ی آقای دانیل بوسكالیون، که دکترای روانشناسی داره و یکی از بنیان‌گذاران آلتماسی از عشق هست، می‌تونه «ترکیبی از غم و شکرگزاری هم باشه». شادمانی «تواناییِ دیدن خوبی‌های زندگی حتی وسط غم‌هاست.»

و خوشحالی چطور؟

تحقیقات تعریف‌های مختلفی از خوشحالی دارن، ولی طبق گفته‌ی آکرمن، «این یه حالت عاطفیه که می‌تونه از تجربه‌های لحظه‌ای نشأت بگیره و معمولاً به عوامل بیرونی مثل یه موفقیت یا رسیدن به یه رضایت مالی ربط داره.»

بوسکالیون اضافه می‌کنه: «خوشحالی اغلب یهویی اتفاق میفته و تو یه لحظه‌ای که زمان و مکان به هم می‌رسن، ظاهر میشه.»

آیا انواع مختلفی از خوشحالی وجود داره؟

فرق بین شادمانی و خوشحالی

شادمانی و خوشحالی شاید شبیه هم باشن، ولی تجربه‌های متفاوتی رو نشون میدن. مت سوسنوسکی، که متخصص بالینی مجاز و موسس و مدیر درمان گفتگویی فیلادلفیا هست، میگه: «بر اساس نظر بیشتر محققین، این دو کاملاً جدا از همن.»

سوسنوسکی ادامه میده: «خوشحالی زودگذره و موقتیه، در حالی که شادمانی بیشتر پایدار و طولانی‌مدته.» اون اضافه می‌کنه که خوشحالی می‌تونه از چیزایی تو “حال و لحظه‌ی حاضر” ناشی بشه، مثل خوردن یه بستنی یا گذروندن یه مدت باارزش با یه دوست. بعد توضیح میده که شادمانی بیشتر از یه رابطه‌ی درونی و بیرونی پایدار میاد که حس رضایت ایجاد می‌کنه. به چیزایی مثل عضو بودن تو یه جامعه، بزرگ کردن بچه، یا مشغول بودن به یه سرگرمی که بهش علاقه دارین، فکر کنید.

سوسنوسکی میگه: «اگه خوشحالی حسیه که طی یه ناهار با یه دوست خوب تجربه می‌کنیم، شادمانی اون رضایت کلیه که از کل روابط باارزشمون حس می‌کنیم.»

روان‌شناسی شادمانی در مقابل روان‌شناسی خوشحالی

روان‌شناسی مثبت مدت‌هاست که روی تفاوت‌های بین شادمانی و خوشحالی تمرکز داره. در واقع، پدر روان‌شناسی مثبت، مارتین سلیگمن، «خوشبختی رو به‌عنوان یه ساختار شامل چهار بخش تعریف کرده: احساسات مثبت، روابط، معنا و موفقیت»، این رو سوسنوسکی اشاره می‌کنه. «لحظات خوشحالی ممکنه شبیه به احساسات مثبت باشن.»

سوسنوسکی ادامه میده، «شادمانی می‌تونه تو هر چهار بخش پیدا بشه، تو چیزایی مثل ارتباطمون با بقیه، زندگی کردن بر اساس اخلاقیاتمون، یا تعهد داشتن به یه چیز بزرگ‌تر از خودمون – این حس از درون به بیرون میاد، نه از بیرون به درون.»

خلاصه حرفا

آکرمن میگه: «چون خوشحالی از منابع خارجی ناشی میشه، سیستم پاداش مغزو فعال می‌کنه و با دوپامین در ارتباطه. اما شادمانی با انگیزه درونی فرد مرتبط هست و با بخش‌هایی از مغز که تنظیم احساسات بهشون مربوطه، در ارتباطه.»

چیزایی که می‌تونن باعث خوشحالی بشن

گرچه خوشحالی اغلب بدون تلاش و به‌خاطر ماهیت خودجوشش اتفاق می‌افته، اما راه‌هایی برای ایجاد خوشحالی وجود داره، بوسكالیون میگه. مثلاً، می‌تونید وقتتون رو تو طبیعت بگذرونید، با آدمایی که دوسشون دارین معاشرت کنید یا به سرگرمی‌هایی که ازشون لذت می‌برین، بپردازید.

سوسنوسکی توصیه می‌کنه که تو تجربه‌هاتون حضور داشته باشین تا خوشحالی‌تون رو تقویت کنید. این میتونه به معنی تمرین ذهن‌آگاهی باشه، چون «به ما کمک می‌کنه که بیشتر تو لحظات اطرافمون باشیم و خیلی از این لحظه‌ها، لحظه‌های خوشی‌ان»، اون توضیح میده.

پرورش شادمانی واقعی

شادمانی واقعی یعنی داشتن یه حالت پایدار از حسِ باارزش بودن. بوسكالیون میگه شما می‌تونید با «ایجاد یه روشی از آگاهی از خود یا ذهن‌آگاهی از طریق یادداشت‌برداری، تراپی یا روش‌های دیگه معنوی» شادمانی رو پرورش بدید. یا، آکرمن پیشنهاد میده که با تمرینِ شکرگزاری، پذیرش آسیب‌پذیری و انجام کارهای مهربونانه تونید این حس رو تقویت کنید.

در نهایت، پرورش شادمانی واقعی از «داشتن یه قدردانی عمیق برای کشمکش‌های زندگی” ناشی میشه، بوسكالیون میگه. «پیدا کردن معنا و هدف از طریق تجربه‌های انسانی و قدردانی از چالش‌ها به زندگی اجازه می‌ده تا یه دیدگاهِ واقعی از شادمانی داشته باشه.»

آیا میشه شادمانی و خوشحالی رو هم‌زمان تجربه کرد؟

تجربه شادمانی و خوشحالی تو یه زمان واحد ممکنه. بوسكالیون مثالی از یه بازیگر تو آخرین نمایشش میاره: «خوشحالی با اجرای یه صحنه‌ی خوب که روش تمرین شده به‌دست میاد [در حالی که] درک عمیق‌تری که این لحظه دیگه تکرار نمیشه [شادمانی رو به‌وجود میاره].»

در حقیقت، نه تنها می‌تونید شادمانی و خوشحالی رو هم‌زمان تجربه کنید، بلکه می‌تونید هم‌زمان باهاشون غم یا ناراحتی هم حس کنید. آکرمن میگه: «یکی از هدف‌ها برای رشد عاطفی و ثبات اینه که همیشه تحت تاثیر یه حس قرار نگیریم.» «توانایی حس کردن و تشخیص احساسات مختلف در یه زمان، یه مهارت مفیده که باید تقویتش کنیم، چون ما آدما معمولاً پیچیدگی‌های عاطفی رو تجربه می‌کنیم.»

میشه آدم شاد باشه و خوشحال نباشه؟

میشه هم‌زمان شاد و ناراحت بود. سوسنوسکی پدر و مادرها رو به‌عنوان نمونه مثال میزنه و میگه: «خیلی از پدر و مادرها تو نقششون به‌عنوان مراقب، یه رضایت عمیقی رو تجربه می‌کنن، اما ممکنه احساس خستگی و استرس مزمن هم داشته باشن.» یه مثال دیگه می‌تونه یه پروژه خسته کننده تو محیط کار باشه. کارتون براتون شادمانی داره، ولی بعضی از وظایفتون اذیتتون می‌کنه.

در نهایت، تجربه فقط شادمانی (و نه خوشحالی) می‌تونه بهتون تو ساختن تاب‌آوری عاطفی کمک کنه و تو مواجهه با سختی‌های بزرگ زندگی پشتیبانتون باشه.

برگشتن به شادمانی و/یا خوشحالی

راه‌های زیادی برای پیدا کردن شادمانی و خوشحالی تو زندگی هست.

اینارو امتحان کنید

اگه تو این زمینه مشکل دارین، برنامه آکرمن رو دنبال کنید:

  • به خودتون موفقیت‌های کوچیک بدین تا به تقویت اعتماد به نفس کمک کنید.
  • هدف‌های کوچیک و دست یافتنی مشخص کنید تا به پیشرفت مداوم برسید.
  • روی تمرین مهارت‌های خوددلسوزی و رسیدن به شفافیت تو ارزش‌های اصلی خودتون تمرکز کنید.
  • تو زندگی روزمره با صداقت عمل کنید.

سوسنوسکی میگه: «این مراحل معنای بیشتری ایجاد می‌کنن و به تصمیم‌گیری تو مسائل بزرگ و کوچیک کمک می‌کنن.» اون اضافه می‌کنه که حضور بیشتر تو زندگیتون، در نهایت شادیمان و خوشحالی بیشتری رو به ارمغان میاره. «برای برگشتن به شادمانی و خوشحالی، باید وقت بیشتری بذارید تا ‌تو خودتون و دنیای اطرافتون حاضر باشین.» اون توضیح میده: «این نیازمند داشتن آگاهی از خود و آشناییِ عمیق با دنیای درونی‌تون، شامل احساسات‌تون میشه تا بفهمید چه احساسی دارین.»

جمع‌بندی

خوشحالی و شادمانی هر دو لذت‌بخش‌ان، اما خوشحالی کوتاه‌مدته، خودجوشه و معمولاً به عوامل بیرونی ربط داره. شادمانی بیشتر طولانی‌مدت و به عوامل درونی وابسته هستش. میشه هردوشونو تقویت کرد، اما باید بدونید که خوشحالی، با وجود اون چیزی که فرهنگ مدرن از رفاه میگه، یه حالت ثابت نیست، آکرمن اشاره می‌کنه.

به جاش، بدونید که تجربه‌های عاطفی پیچیده‌ان و در حالی که باید در صورت امکان شادمانی و خوشحالی رو تقویت کنیم، باید بدونیم که هیچ احساسی دائمی نیست.

کدوم احساسِ انسانی هستین؟ این آزمونو انجام بدین!

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *