نگاهی به شرطیسازیِ وسایلی (کنشگر)
شرطیسازیِ کنشگر (که گاهی شرطیسازیِ ابزاری هم نامیده میشود) برای اولین بار توسط بی.اف. اسکینر معرفی شد. این روش از پاداش دادن (تقویت) یا تنبیه برای تشویق یا بازداشتن از انجام یک رفتار استفاده میکند. شرطیسازیِ کنشگر، اصطلاح دیگری برای شرطیسازیِ ابزاریست که به فرایند یادگیری مربوط است. توی این نوع شرطیسازی، از تقویت یا تنبیه برای زیاد کردن یا کم کردن احتمال تکرار یک رفتار در آینده استفاده میکنن. در ادامه، به بررسی کاربردهای شرطیسازیِ ابزاری توی روانشناسی و ارائه مثالهایی ازش میپردازیم.
نقش پاسخِ شرطی توی فرایند شرطیسازیِ کلاسیک
مثالهایی از شرطیسازیِ ابزاری
مثلاً، توی یه کلاس، فرض کنید دانشآموزی به اسم سوفیا هست. توی کلاس سوفیا این قانون وجود داره که هر وقت یه دانشآموز میخواد حرف بزنه، اول باید دستش رو بالا ببره. هر بار که سوفیا دستش رو بالا میبره، معلمش با تشویق بهش پاداش میده. این تشویق باعث تقویت اون رفتار خوب (بالا بردن دست قبل از حرف زدن) میشه. در نتیجه، احتمال اینکه سوفیا در آینده دستش رو بالا ببره، بیشتر میشه، چون این کار رو با یه نتیجهی مثبت (تشویق از طرف معلمش) ربط میده.
حالا اگه معلم سوفیا رو به خاطر حرف زدن بدون بالا بردن دستش دعوا کنه، سوفیا رفتار نامناسب (حرف زدن بدون بالا بردن دست) رو با یه عاقبتِ بد (دعوا شدن) مرتبط میکنه. توی آینده، احتمال اینکه بدون بالا بردن دستش توی کلاس حرف بزنه، کمتر میشه، چون این رفتار رو به تنبیه ربط میده.

شرطیسازیِ ابزاری معمولاً توی آموزش حیوونا هم استفاده میشه. مثلاً، آموزش دادن به یه سگ برای دست دادن میتونه شامل جایزه دادن بهش باشه، هر وقت کاری که میخوایم (دست دادن) رو انجام میده.
چجوری شرطیسازیِ کلاسیک کار میکنه، همراه با مثال
تاریخچه شرطیسازیِ ابزاری
روانشناس ای.ال. ثورندایک یکی از اولین کسایی بود که تأثیر پاداش (تقویت) رو توی آزمایشهای جعبهی معما با گربهها دید. توی این آزمایشها، ثورندایک فرایندی رو دید که اسمش رو گذاشت «یادگیری از طریق آزمون و خطا». آزمایشها شامل این بود که یه گربهی گرسنه رو توی یه جعبهی معما میذاشتن. برای اینکه آزاد بشه، گربه باید یه راهی برای فرار پیدا میکرد. ثورندایک زمانهایی رو که گربهها برای آزاد شدن توی هر آزمایش میگذروندن، یادداشت میکرد.
اولش، گربهها راههایی رو امتحان میکردن که فایده نداشت، مثل چنگ زدن و کندن دیوارهها یا بالای جعبه. آخرش، آزمون خطا باعث میشد که گربهها موفق بشن و در رو فشار بدن یا بکشن. بعد از هر آزمایش، گربهها کمتر به رفتارهای بیفایده میپرداختن و سریعتر به راههای درست برای فرار پاسخ میدادن. ثورندایک مشاهداتش رو قانون اثر نامید. طبق این قانون، اگه یه پاسخ، بلافاصله یه «چیزی که خوشایند باشه» یا یه پاداش (تقویتکننده) داشته باشه، قویتر میشه. از طرف دیگه، اگه یه عمل، بلافاصله یه عاقبت بد داشته باشه، ضعیفتر میشه.

توی آزمایشهای جعبهی معما ثورندایک، فرار از جعبه چیزی بود که خوشایند بود (پاداش). هر بار که گربهها موفق میشدن از جعبه بیان بیرون، رفتاری که درست قبل از فرار انجام میدادن، پاداش میگرفت. کار ثورندایک تأثیر زیادی روی تحقیقات بعدی بی.اف. اسکینر توی زمینه شرطیسازیِ کنشگر داشت. اسکینر حتی یه نمونه از جعبههای معمای ثورندایک درست کرد که اسمش رو گذاشت اتاق شرطیسازی (که بهش جعبهی اسکینر هم میگن).
تفاوت بین شرطیسازی کلاسیک و شرطیسازی کنشگر
چجوری شرطیسازیِ ابزاری کار میکنه
اسکینر دو نوع رفتار رو شناسایی کرد: رفتارهای پاسخدهنده و رفتارهای کنشگر. رفتارهای پاسخدهنده، کارهایی هستن که بهطور خودکار و بدون هیچ یادگیری انجام میشن. مثلاً، اگه یه چیز داغ رو لمس کنی، فوری دستت رو بهخاطر گرما عقب میکشی. شرطیسازیِ کلاسیک روی رفتارهای پاسخدهنده تمرکز داره. توی آزمایشهای کلاسیک پاولف، آب دهن سگها موقعی که غذا میدادن، رفتار پاسخدهنده بود. اما پاولف تونست به سگا آموزش بده که به صدای زنگ هم آب دهن بریزن، چون اونا یه ارتباطی بین زنگ و غذا پیدا کرده بودن. در حالی که شرطیسازیِ کلاسیک میتونست توضیح بده که چجوری رفتارهای پاسخدهنده باعث یادگیری میشن، اسکینر متوجه شد که این روش نمیتونه همه جور یادگیری رو توضیح بده. اون پیشنهاد کرد که عواقبِ کارهای ارادی، باعث بیشترین یادگیری میشن. اسکینر نوع دومی از رفتارها رو به اسم رفتارهای کنشگر معرفی کرد که شامل هر نوع رفتار داوطلبانهای میشه که روی محیط تأثیر میذاره تا یه پاسخی رو ایجاد کنه. رفتارهای داوطلبانه تحت کنترل آگاهانهی ما هستن و کارهایی هستن که میتونیم یادشون بگیریم. عواقبِ کارهای ما نقش مهمی توی فرایند یادگیری دارن.
چجوری شرطیسازیِ کلاسیک کشف شد؟
پاداش و تنبیه
اسکینر دو جنبهی اصلی از فرایند شرطیسازیِ کنشگر رو شناسایی کرد: پاداش (تقویت) و تنبیه. تقویت برای زیاد کردن یه رفتاره، در حالی که تنبیه برای کم کردن یه رفتار استفاده میشه. دو نوع پاداش و دو نوع تنبیه وجود داره.

- تقویتِ مثبت: ایجاد یه نتیجهی خوب برای تقویت یه رفتار مورد نظر. مثلاً، جایزه دادن به یه بچه با خوراکی مورد علاقهش بعد از اینکه اتاقش رو تمیز کنه. این جایزه ممکنه بچه رو تشویق کنه که توی آینده دوباره اتاقش رو تمیز کنه، چون اون این کار رو با گرفتن چیزی که دوست داره ربط میده.
- تقویتِ منفی: برداشتن یه چیز که ناخوشاینده، برای تقویت یه رفتار مورد نظر. مثلاً، اگه ماشینت یه صدای بلند میده و کمربند ایمنیت رو نبستی، ممکنه کمربندت رو ببندی تا از اون صدای آزاردهنده جلوگیری کنی. نتیجه اینه که تو رفتار خوب (بستن کمربند ایمنی) رو انجام میدی.
- تنبیهِ مثبت: اضافه کردن یه اتفاق ناخوشایند بعد از یه رفتار نامناسب، با هدف کم کردن دفعات رخ دادنش. مثلاً، کسی که میخواد عادت ناخن جویدن رو ترک کنه، ممکنه از لاک ناخن استفاده کنه که طعم بدی توی دهنش میذاره. اون ممکنه به خاطر جلوگیری از طعم بد لاک، دیگه ناخوناش رو گاز نزنه.
- تنبیهِ منفی: گرفتن یه چیز خوب بعد از اینکه یه رفتار نامناسب اتفاق افتاد. هدف اینه که با گرفتن یه چیز خوب، رفتار نامناسب رو تنبیه کنیم تا از تکرار اون توی آینده جلوگیری کنیم. مثلاً، اگه یه نوجوان بعد از ساعت مقرر برگرده خونه، پدر و مادرش ممکنه گوشیش رو بگیرن. برای اینکه گوشیش رو از دست نده، نوجوان ممکنه دفعهی بعدی زودتر به خونه بیاد.
واضحه که شرطیسازیِ ابزاری توی دنیای واقعی کاربردهای زیادی داره، مثل آموزش حیوونای خونگی، تربیت بچهها و کمک به آدما برای تغییر عادات و رفتارشون. همچنین میشه از شرطیسازیِ ابزاری توی زمینههای دیگهای مثل قانون، بهداشت و بازاریابی، و همچنین توی محیطهای مختلفی مثل مدرسه و محل کار استفاده کرد.
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس