یه خاطره از رژیم غذایی تو سن کم
من اولین بار که تصمیم گرفتم رژیم بگیرم، هشت سالم بود. شروعش با این بود که دیگه صبحونه نخوردم، بعدش بعضی غذاها رو حذف کردم، و آخرش دیگه کلاً توی روز چیزی نمیخوردم. فکر میکردم هرچی کمتر بخورم، بیشتر وزن کم میکنم و ارزش بیشتری پیدا میکنم.
تو دورهی نوجوونی، فکرهای مربوط به غذا و رژیم، همهجا تو ذهنم و بدنم و روحم رخنه کرده بود. یه ساعت هم نبود که به این فکر نکنم که چی میخورم، چی باید بخورم، ظاهرم چطوریه و خودم رو با بقیه مقایسه نکنم. از فاصلهی بین رونها، گودی کمر، لرزش بازوها گرفته تا شکم تخت، همهی اجزای بدنم شده بود یه وسواس.
اینا مربوط به دههی ۲۰۰۰ هست، ولی هنوز هم خیلی به درد الان میخوره. یه بررسی علمی که سال ۲۰۲۳ انجام شد نشون داد که ۲۲٪ از بچهها و نوجوونها تو کل دنیا، مشکل خوردن دارن، و این رقم تو دخترها میرسه به ۳۰٪.
وقتی تعریف و تمجیدها شروع شد
خانوادههای آسیایی معروفن که رک و راست دربارهی ظاهر آدمها نظر میدن. از بچگی، فامیلها صریحاً بهم میگفتن که چاق هستم، تپلی هستم و هیکلم درشت و منو با خواهر و پسرعموهام مقایسه میکردن. دیگه عادت کرده بودم بشنوم که بدنم چقدر زشته.
بعدش تو سال نهم، تعطیلات زمستونی یه برونشیت شدید گرفتم که باعث شد خیلی وزن کم کنم. تو مهمونیهای تعطیلات، یهو تعریف و تمجیدها شروع شد.
خالهام به مامانم گفت: “دخترت خیلی لاغر شده. الان خیلی خوشگل و خوشاندام شده. چطوری این کارو کرده؟ راز موفقیتش چیه؟”
عموم ناخالصانه مقایسه کرد: “قبلاً بزرگتر بود، ولی الان به اندازهی خواهرهاش خوشگله.”
مامانم منو تشویق کرد که همینطور ادامه بدم و پیشنهاد داد که بهم کمک کنه تا حواسم به غذاهایی که میخورم باشه. پدرمم گفت که چقدر خوشحاله که میبینه من به سلامتیام اهمیت میدم.
تاثیر شرم از بدنم و راه های مقابله باهاش
نظر دادن درباره کم کردن وزن خوبه، درسته؟
من از این توجه و تعریف و تمجیدها خوشم میاومد. این حرفها منو خوشگل میکرد. نیتشون خوب بود و منو تشویق میکردن که سالم بمونم. پس دارن کمک میکنن، دیگه نه؟
کاتلین گارسیا-بنستون، متخصص تغذیه، توضیح میده که از نظر فرهنگی کاهش وزن معمولاً یه چیز مثبته و بهخاطر همینه که تعریف و تمجید بعدش میاد. این مدل فکری ریشه داره توی یه باور اجتماعی که کم کردن وزن رو با بهتر شدن سلامتی و موفقیت، ربط میده، حتی به قیمت هر چیزی.
“خیلیها سالهاست که دارن رژیم میگیرن و دنبال کم کردن وزنی هستن که شاید پایدار نباشه. متاسفانه، این چرخه میتونه منجر به یه رابطهی ناسالم با غذا بشه، که تمرکز مداوم روی رژیم، الگوی مضر محدودیت و پرخوری رو تقویت میکنه، به جای یه رویکرد متعادل و پایدار به تغذیه.”
شناسایی و جواب دادن به تعریفهای غیر مستقیم
فشار برای لاغر موندن
من خیلی ذوق داشتم که برم مدرسه و بدنمو به دوستام و همکلاسیهام نشون بدم. لباسهای جدید، کفشها و وسایل خریدم و برای این هفته برنامه چیدم. با گذشت هر ماه، نگه داشتن وزن سختتر میشد. برونشیتم که خوب شده بود، ولی اشتهای من برگشته بود.

آخرش، دوباره به وزن قبلیام برگشتم. دیگه نمیتونستم شلوار لی جدیدم رو بپوشم و فاصلهی بین رونهام از بین رفت. خیلی ناراحت شدم. احساس میکردم که همهی اونایی که برام دعا میکردن رو ناامید کردم. برای همین، راههای افراطی رو امتحان کردم، از مسهل استفاده میکردم و قرص لاغری میخوردم.
وقتی دیگه نمیتونستم گرسنگیام رو کنترل کنم، سه تا ساندویچ کرهی بادوم زمینی و مربا میخوردم. بعدش حس بدی داشتم و خودم رو مجبور میکردم که بالا بیارم. هر بار که یه قانون غذایی رو میشکستم، خودم رو با ساعتها ورزش کردن یا روزه گرفتن تنبیه میکردم.
تاثیر عادت های غذایی نامنظم
رفتارهای غذایی نامنظم مثل پرخوری، استفراغ، روزه داری، رژیم گرفتن و استفادهی اشتباه از مسهل یا ادرارآور، میتونن عواقب جسمی و روحی شدیدی داشته باشن. این عواقب شامل استئوپنی (کم شدن تراکم استخوان)، پوکی استخوان (ضعیف شدن استخوان)، نامنظم شدن پریودی و مشکلات دائمی برای تغذیه نامناسب هستن.
لیندزی کوپ، یه درمانگر از آتلانتا که تو اختلالات خوردن، اضطراب و تصویر از بدن تخصص داره، میگه که تعریف و تمجید از کم کردن وزن، بهخصوص برای کسایی که دارن از اختلالات خوردن بهبود پیدا میکنن، میتونه خطرناک باشه، چون این حرفا میتونن محرک باشن و باعث بشن که دوباره رفتارهای ناسالم رو شروع کنن، احساس خودآگاهی زیاد بشه و حتی شرم و گناه احساس کنن.
“وقتی ما از کم کردن وزن تعریف میکنیم، در واقع داریم انگزدن و ربط دادن ارزش به وزن رو تقویت میکنیم، که به آدمها در هر اندازهای آسیب میزنه و لاغری رو بهعنوان هدف نهایی قرار میده.”
تاثیرات روانی نظرها دربارهی بدن آدما
بهبود رابطهم با غذا و بدنم دههها طول کشید و هنوز هم ادامه داره. نظرها دربارهی بدن آدما، هنوز هم روم تاثیر میذاره، حتی وقتی که مربوط به خودم نباشه. این نظرها منو یاد باورهایی میاندازن که قبلاً روم مسلط بودن و منو به دوران آسیبپذیر و پرمشکل ۱۴ سالگیام برمیگردونن.

چه نظر درباره قد باشه، کم کردن وزن، زیاد کردن وزن، پوست، مو، دندون یا ناخن، این کلمات تاثیر عمیقتری دارن از اون چیزی که فکر میکنیم.
“برای کسایی که سابقهی اختلالات خوردن دارن، نظرها دربارهی بدنشون میتونه الگوهای فکری و رفتاری ناسالم رو تحریک کنه و چرخههای مضر رو تقویت کنه و بهبودی رو سختتر کنه. این نظرها میتونن روی سلامت روان اثر منفی بذارن و مشکلاتی مثل اضطراب، افسردگی یا اختلال بدشکلی بدن رو تشدید کنن، مخصوصاً برای کسایی که ارزش خودشون رو وابسته به ظاهرشون میدونن.”
نیل تامپسون، یه درمانگر دارای مجوز از هیوستون تگزاس و مریلند که تو اختلالات توجه، اضطراب، افسردگی، مشکلات رابطهها، اعتماد به نفس و دینامیکهای خانوادگی تخصص داره، توضیح میده که نظرها دربارهی بدن آدما معمولا از یه جای خوب اومده، چون میخوان حمایت کنن. در حالی که کسی که نظر میده، ممکنه اولش از حرفی که زده خوشحال باشه، ولی این میتونه به مشکلات تصویر از بدن دامن بزنه یا استانداردهای غیرواقعی رو تعیین کنه.
تامپسون میگه که برای کسی که داره نظر رو میشنوه، این میتونه بهطور قابل توجهی روی اعتماد به نفس و احساسش نسبت به بدنش تاثیر بذاره. نظرهای مثبت ممکنه یه انرژی کوتاهمدت ایجاد کنن، ولی همچنین میتونه ارزش رو به ظاهر ربط بده، در حالی که نظرهای منفی میتونن منجر به حس بیکفایتی یا اضطراب بشن.
”تغییر تمرکز به سمت ویژگیهای شخصی، دستاوردها یا تلاشها به جای ظاهر میتونه به ایجاد یه تصویر از خود سالمتر کمک کنه و خطر تاثیرات منفی روی سلامت روان رو کم کنه.”
پس به جای نظر دادن دربارهی بدن آدما، بیاین استعداد، همدلی، مهارتهای شنیداری، قدرت، شوخطبعی و انرژیشون رو ببینیم. اگه نمیتونید چیزی خوب بگید، بهتره هیچ نگید.
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس