آیا اون “نوع خاصّ” ما واقعاً اهمیّت داره؟

شکی نیست که همه‌ی ما به یه جور “رمانتیک” خاصّ جذب می‌شیم. یه سری ویژگی‌های ظاهری، ارزش‌ها و رفتارها وجود دارن که ممکنه یه نفر رو برامون جذاب‌تر یا کمتر جذاب کنن. شاید به شانه‌های پهن، صدای گرم، شوخ‌طبعی تند و قامت بلند جذب بشیم، یا شاید هم به کسی که هر روز صبح یه پیام “صبح بخیر” می‌ده یا یه دیدگاه سیاسی چپ‌گرا داره. این لیست تمومی نداره.

دور زدنِ “نوع خاصّ” در قرار گذاشتن

اصطلاح “دور زدنِ نوع خاصّ” اخیراً داره به عنوان یه عبارت برای توصیف قرار گذاشتن با کسایی به کار میره که با معمول‌ترین اولویت‌های ما فرق دارن. البته داشتن یه “نوع خاصّ” کاملاً طبیعیه، ولی این به این معنی نیست که همیشه بهترین شریک رو از این طریق انتخاب می‌کنیم. گیر کردن توی “نوع خاصّ” ممکنه ما رو محدود کنه و باعث بشه فقط به آدمایی نزدیک بشیم که توی این دسته‌بندی جا می‌گیرن، در حالی که بقیه که شاید کلی چیز برای ارائه داشته باشن و واقعاً شریک‌های ایده‌آلی برای ما باشن، نادیده گرفته می‌شن.

خوشبختانه، اگه شما هم از اون دسته آدمایی هستین که فقط با کسایی که “نوع” شما هستن قرار می‌ذارن، راه‌هایی وجود داره که می‌تونید به خودتون کمک کنین تا قضاوت کردن دیگران رو زود کنار بذارید و شاید هم عشق واقعی رو با کسی پیدا کنین که اصلاً فکرشم نمی‌کردید.

چرا به “نوع خاصّ” جذب می‌شیم

“نوع” شخصی که بهش جذب می‌شیم می‌تونه هر جنبه‌ای از وجود انسان رو در بر بگیره: ممکنه به ویژگی‌های خاصی مثل قد، هیکل، خصوصیات شخصیتی یا حتی طرز فکر خاصی جذب بشیم. تانیا دیمیتریوا، روان‌درمانگر جنسی معتبر و یکی از بنیان‌گذاران پلتفرم بهداشتی “دیپ” می‌گه: «روابط شخصی پیچیده و چندبعدی هستن.»

اون توضیح می‌ده که “یک رابطه شامل ارتباطات عاطفی، سطوح راحتی و توانایی برقراری ارتباط و به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات میشه” و به این نکته اشاره می‌کنه که “یک رابطه شخصی شامل جذابیت فیزیکی، میل به لمس یا لمس شدن، بغل کردن و حتی کشش جنسی هم میشه.” دیمیتریوا “نوع” ما رو به عنوان یه راه‌نمای درونی برای شروع یه رابطه می‌بینه و می‌گه که کسی که “نوع” ماست، انتظار داره همه‌ی این ویژگی‌ها رو داشته باشه. اگه با یه نفر ملاقات کنیم که فقط بعضی از این ویژگی‌ها رو داره، ممکنه نتونیم باهاش یه رابطه‌ی خوب برقرار کنیم.

دینامیک‌های رابطه

اون مثال می‌زنه از رابطه‌هایی که شرطی هستن: «تصور کن با کسی ملاقات می‌کنیم که از نظر عاطفی و جنسی باهاش راحتیم، اما ارتباط عمیق‌تری وجود نداره و این می‌تونه به عنوان یه رابطه‌ی شرطی دسته‌بندی بشه، نه یه رابطه‌ی واقعی.» اون اضافه می‌کنه: «عدم تعهد، عمق عاطفی و پتانسیل کم برای طولانی‌مدت، معمولاً ویژگی‌های روابط شرطی هستن.»

علاوه بر این، شیوهٔ دلبستگی ما می‌تونه تأثیر زیادی روی اینکه به کی جذب می‌شیم داشته باشه. دیمیتریوا می‌گه که همه‌ی ما یه شیوهٔ دلبستگی داریم و «در حالی که بعضی از شیوه‌های دلبستگی سالم‌ان، بقیه می‌تونن آسیب‌زننده باشن، مثل شیوه‌های مضطرب، اجتنابی و اضطرابی-اجتنابی.» اون می‌گه که شیوهٔ دلبستگی ما می‌تونه ما رو به سمت آدمایی بکشونه که بر اساس احساسی که بهمون میدن انتخابشون می‌کنیم، و اغلب ناخودآگاه کسایی رو انتخاب می‌کنیم که رفتارهای والدینمون رو تکرار می‌کنن.

وقتی به شیمیِ رمانتیک جذب می‌شیم

همونطور که انتظار میره، قرار گذاشتن با آدمایی که “نوعِ” همیشگیتون نیستن، می‌تونه شانس شما برای پیدا کردن یه شریک رو بالا ببره؛ چون آدمای بیشتری برای انتخاب دارین. بعلاوه، اینجور قرار گذاشتن می‌تونه منجر به یه رابطه‌ی احساسی سالم‌تر و پربارتر بشه.

جذابیت‌های اولیه همیشه به معنی سازگاری نیست

دیمیتریوا بهمون یادآوری می‌کنه که جذابیت اولیه، قطعاً سازگاریِ بلندمدت رو تضمین نمی‌کنه. اون همچنین توضیح می‌ده که «جذابیت شدید می‌تونه رو قضاوت ما اثر بذاره و ما رو به این سمت ببره که احساس کنیم با کسی که بهش جذب شدیم، خیلی مشترکات داریم» و می‌گه که «یه مطالعه نشون داده که در حالی که شباهت در ویژگی‌ها احتمال جذابیت رو پیش‌بینی می‌کنه، شباهتی که توی مراحل اولیه درک می‌شه مهم‌تر از شباهت واقعی هست.»

نتیجه‌گیری

اگه تصمیم گرفتین که می‌خواین با آدمایی خارج از “نوع” خودتون قرار بذارید، می‌تونید این روند رو با ذهنی باز شروع کنید. به آدمایی که معمولاً بهشون جذب می‌شید و احساسی که بهتون دست می‌ده، توجه کنید. اگه از الگوهای خودتون مطمئن نیستید، پرسیدن نظر از دوستاتون درباره‌ی موضوعات مشترکی که توی آدمایی که باهاشون قرار گذاشتید وجود داره، می‌تونه مفید باشه.

همه‌ی ما ویژگی‌هایی داریم که توی بقیه دوست داریم و نمی‌تونیم همیشه این ترجیحات رو عوض کنیم، حتی اگه بخوایم. خوشبختانه، می‌تونیم بهشون توجه کنیم و سعی کنیم برای ایجاد یه ارتباط عمیق‌تر ازشون چشم‌پوشی کنیم.

مثلاً، دوست‌دختر من، اولین فرد یهودی‌ای هست که باهاشم. رابطه‌ی پیچیده‌ی من با دینم، ناخودآگاه باعث شده بود که از قرار گذاشتن با زن‌های یهودی دیگه خودداری کنم؛ اما وقتی از این دیدگاه عبور کردم، متوجه شدم که اشتراک پیشینه‌ی فرهنگی یه حسِ تجربه‌ی مشترک رو ایجاد می‌کنه که هم زیباست و هم دلگرم‌کننده. چون هرچی کمتر خودمون رو محدود کنیم، شانس بهتری برای پیدا کردن چیزی که برامون مناسبه داریم.

نیاز به کمک بیشتر؟

برای کمک به تغییر “نوع” خودتون یا باز کردن افق‌هاتون، دیمیتریوا پیشنهاد می‌کنه که با یه روان‌درمانگر کار کنید تا از گذشته‌تون بهبود پیدا کنید. اون توصیه می‌کنه که «روی خودسازی تمرکز کنید، از جمله کار کردن روی احساساتتون و تمرین ذهن‌آگاهی.» اون نوشتن توی یه دفترچه یادداشت و ثبت احساسات، وضعیت روحی، مدیتیشن و تمرین‌های دیگه رو پیشنهاد می‌ده.

کار کردن با یه درمانگر برای تغییر الگوهای رفتاری‌مون می‌تونه ما رو به سمت انتخاب‌های متفاوت و بهتری توی زندگی هدایت کنه. دیمیتریوا می‌گه که با این کار، می‌تونیم واقعاً تغییراتی ایجاد کنیم توی اینکه به کی جذب می‌شیم. اون می‌گه: «آدمایی که قبلاً “نوعِ” شما نبودن (مثل آدمایی با شیوه‌های دلبستگیِ سالم) ممکنه براتون جذاب بشن.»

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *