نیروی قصه‌گویی و تأثیرش بر بهداشت روانی

قصه‌گویی به طور کلی یعنی تعریف کردن یا نوشتن داستان‌ها. این داستان‌ها معمولاً برای سرگرم کردن و جلب توجه شنوندگان یا خوانندگان بازگو می‌شن. اما قصه‌گویی در شکل دادن به سلامت روان شما هم اثر زیادی داره.

ما موقعی که داریم درباره‌ی یه اتفاق بد که تو بازار افتاده با یکی از اعضای خانواده حرف می‌زنیم، داریم قصه‌گویی می‌کنیم. همچنین وقتی شروع یه رابطه‌ی عاشقانه رو توضیح می‌دیم، داریم قصه‌گویی می‌کنیم.

هر روز، وقتی در مورد اتفاقات، آدم‌ها، کارها، موضوعات، احساسات و ایده‌ها حرف می‌زنیم، از روش‌های قصه‌گویی بهره می‌بریم.

عبارت «خلاصه‌ی داستان اینه» یکی از راه‌های شروع گفتگوهای ماست. ما خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم، داستان‌ها رو با بقیه به اشتراک می‌گذاریم.

این مقاله به ارزش قصه‌گویی و فایده‌هاش برای بهداشت روانی می‌پردازه.

رابطه‌ی قصه‌گویی و سلامت روان

آنی بروستر، استاد کمکی در دانشکده پزشکی هاروارد و یه پزشک متخصص داخلی در بیمارستان عمومی ماساچوست، بنیان‌گذار Health Story Collaborative هست. اون این سازمان غیرانتفاعی رو با هدف کمک به بیماران و خانواده‌ها در درک ضربه‌ها و مشکلات روانی و جسمی مختلف تأسیس کرده.

اون همچنین می‌خواست یه فضا برای تبادل داستان‌ها فراهم کنه و با این کار، مراقبت‌های بهداشتی رو از طریق قصه‌گویی متحول کنه. اون معتقده که داستان‌ها ما رو به هم وصل می‌کنن.

تحقیقات در حوزه‌ی روان‌شناسی روایی نشون میده که بین داستان‌ها و حال خوب، رابطه هست. کاوش توی داستانای شخصی، فکر کردن بهشون، عوض کردن این روایت‌ها و به اشتراک گذاشتنشون ممکنه باعث بشه آسیب‌پذیر بشیم، اما همچنین بهمون کمک می‌کنه که بهتر بشیم و رشد کنیم.

فایده‌های قصه‌گویی برای سلامت روان

اینجا چند تا از اثرات مثبت قصه‌گویی روی مغزتون رو می‌بینید. فقط با گفتن، گوش دادن و به اشتراک گذاشتن داستان‌ها، ما داریم برای سلامت روانمون کار خوبی انجام می‌دیم.

تقویت مهارت‌های شنیداری و پرورش تخیل

زمانی که با همه‌ی حواستون تمرکز می‌کنید و به داستان‌ها توجه کامل دارید، به یه شنونده‌ی فعال تبدیل می‌شید. بهتر کردن این مهارت اجتماعی خیلی مهمه.

شما هم‌چنین با خوندن داستان‌ها تو کتاب‌ها، تخیلتون رو پرورش می‌دید و فکرتون رو بزرگ‌تر می‌کنید. می‌تونید از خوندن برای ورزش دادن به سلامت و تناسب مغزتون استفاده کنید. تخیل خوب بعضی وقتا می‌تونه به آدما کمک کنه تا استرس‌های زندگی رو بهتر مدیریت کنن.

وقتی یه فیلم ترسناک رو تماشا می‌کنیم، تو دنیای خیالی هالیوود غرق می‌شیم. تو این دو ساعت، به یه جهان تخیلی منتقل می‌شیم. نویسنده، کارگردان، طراح لباس و بقیه‌ی گروه تولید، این داستان رو برامون می‌سازن.

بالا بردن حس همدردی و حفظ حافظه

زمانی که با شخصیت‌های یه داستان ارتباط برقرار می‌کنیم، مغزمون اکسی‌توسین ترشح می‌کنه. این هورمون با حس همدردی مرتبطه، که یکی از پایه‌های عمیق‌تر شدن رابطه‌های ماست.

علاوه بر بالا بردن حس همدردی، یکی دیگه از فایده‌های قصه‌گویی، بهتر شدن حافظه‌ست. جنیفر آکر، استاد بازاریابی در مدرسه کسب و کار تحصیلات تکمیلی استنفورد، می‌گه که آدما اطلاعات رو وقتی یادشون می‌مونه که تو قالب داستانا بیان بشه، «تا ۲۲ برابر بیشتر از حقایق به تنهایی».

به همین دلیله که وقتی تو یه روایت غرق می‌شیم، در نتیجه‌ی اون سرمایه‌گذاری کردیم یا از نظر احساسی تحت تأثیر قرار گرفتیم، نیروی داستان در حال کاره. این حقیقت‌ها و ویژگی‌ها نیستن که ما رو تحت تأثیر می‌ذارن.

افزایش احساسات مثبت

بر اساس تحقیقات جدید تو روان‌شناسی مثبت، روش بیان داستان‌های ما روی حال و تصویر خودمون از خودمون اثر می‌ذاره. داستان‌ها می‌تونن ما رو شاداب کنن و حالمون رو عوض کنن. این تغییر تو حال و نگرش، چیز کوچیکی نیست.

مقدار مناسبی از احساسات مثبت و خوش‌بینی بهمون این امکان رو می‌ده که با مشکلات بهتر کنار بیاییم و با موانعی که باهاشون روبرو هستیم، مواجه بشیم.

تو یه مطالعه روی بچه‌های بستری تو بخش مراقبت‌های ویژه، یه جلسه‌ی قصه‌گویی باعث افزایش اکسی‌توسین، کم شدن کورتیزول و درد، و همچنین تغییرات مثبت احساسی تو بچه‌ها شد.

نیروی قصه‌گویی در تنظیم کارهای فیزیولوژیکی و روان‌شناختی رو نباید ندید گرفت. این یه مداخله‌ی ساده‌ست برای کم کردن درد و ناراحتی و تغییر دادن چشم‌انداز احساسی ما.

کمک به آدمای دچار زوال عقل

آدمای دچار زوال عقل هم از شرکت تو قصه‌گویی گروهی و درمان یادآوری بهره‌مند شدن. مثل خیلی از هنرها از جمله موسیقی، قصه‌گویی نشون داده که به اعضای سالمند جامعه کمک می‌کنه تا با مشکلات حافظه‌شون مقابله کنن و اون رو بهتر کنن.

کمک به ارتباط با دیگران

فقط سخنران‌ها نیستن که از داستانا برای جلب توجه مخاطبا استفاده می‌کنن. حتی دانشمندایی که دنبال این هستن که با مردم عادی بهتر ارتباط برقرار کنن، به قصه‌گویی رو آوردن.

یه مقاله‌ی اخیر تو مجله‌ی علوم اعصاب میگه که با این‌که کارشون ممکنه شامل مکانیزم‌های نوروبیولوژیکی باشه، ولی به جای ارائه جزئیات مشابه مجلات علمی، دانشمندا با موفقیت داستانا رو تو کارشون جا دادن.

این تغییر می‌تونه به این معنی باشه که اونا درباره‌ی نحوه‌ی پیشرفت کار علمی و فرایندهاشون بیشتر حرف می‌زنن، اطلاعات و جزئیات رو به شیوه‌ی شخصی‌تری منتقل می‌کنن یا مثل یه داستان تحقیقاتشون رو بحث می‌کنن تا مخاطباشون رو بهتر درگیر کنن.

کمک به ما تو ساختن بر اساس موفقیت و شکست

عوض کردن داستان شخصی خودمون در جواب به هم موفقیت و هم شکست می‌تونه اثرات مثبتی داشته باشه. تو تحقیقاتی با نوجوونا درباره‌ی پایداری و موفقیت تحصیلی، دانشمندا فهمیدن که روایت‌های جدید می‌تونن خودمون رو به طور مثبت تشویق کنن.

روایت‌های موفقیت می‌تونن به آدما یادآوری کنن که چطور تو رسیدن به هدفاشون مؤثر بودن و این کار باعث بالا رفتن اعتماد به نفسشون می‌شه و اون‌ها رو به سمت موفقیت دوباره سوق می‌ده.

از طرف دیگه، روایت‌های شکست هم خیلی قوی هستن. وقتی به یه روش جدید بیان بشن، می‌تونن به آدما کمک کنن که از تلاشاشون قدردانی کنن، خودشون رو برای غلبه بر چالش‌ها تشویق کنن و درک کنن که برای مواجهه با چالش‌ها تو آینده، بهتر آماده شدن.

چطور با ترس از شکست مقابله کنیم

عوض کردن داستان خودتون

درمان داستانی به آدما کمک می‌کنه تا از داستان‌های پر از مشکل که اونارو تو زندگی عقب نگه داشته، عبور کنن. با زیر سوال بردن باورهای نامناسب و گسترش دیدگاه‌هایی که در مورد داستان‌های زندگیشون دارن، اونا داستانای جایگزینی پیدا می‌کنن. این کار منجر به دیدگاه‌ها و بینش‌های جدید و سالم‌تری برای آینده می‌شه.

در واقع، تحقیق اخیر در مورد هویت داستانی نشون می‌ده که کسایی که تو چالش‌ها و مشکلات گذشته‌ی خودشون، معنی‌های نجات‌دهنده پیدا می‌کنن و داستانای زندگیشون رو با ایده‌هایی شامل اختیار، کاوش یا ذهن باز بازگو می‌کنن، سطوح بالاتری از سلامت روان، حال خوب و کمال رو تجربه می‌کنن.

با انتخاب یه دیدگاه متفاوت، می‌تونید سلامت روان خودتون رو بهتر کنید.

بیاییم به عنوان مثال فرض کنیم که برادرتون تو دوران بچگی مورد علاقه‌ی خانواده بوده. شما می‌تونید بزرگ شید و از بی‌عدالتی خشمگین و ناراحت باشید. یا ممکنه والدینتون رو ببخشید و توجیه کنید که این یه رسم فرهنگی بوده.

عمل گفتن داستان‌ها بهمون کمک می‌کنه که با بقیه ارتباط برقرار کنیم، معنی زندگیمون رو بسازیم، زندگیمون رو به یه روایت منسجم سامان بدیم و تو داستانای بقیه غرق بشیم. در حالی که داستان‌ها رو به اشتراک می‌گذاریم، در حال بهتر کردن سلامت و حال خوب روانی خودمون هم هستیم.

چطور وقتی استرس اجتماعی داریم، قصه‌گوی بهتری باشیم

“`

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *