کریستین دیبیاز، از همون بچگی با چاقی دست و پنجه نرم می‌کرد. کلاس ششم که بود، وزنش به بیش از ۹۶ کیلو رسید و بعد از شرکت تو یه دوره مدیریت وزن تو بیمارستان محلی‌شون تو سنت لوئیس، اولین رژیم غذایی و برنامه تغذیه‌ش رو شروع کرد.

دیبیاز از دوران دبیرستانش این‌جوری می‌گه: «سال یازدهم که بودم، یهو یه قد کشیدم و یه کم لاغرتر شدم، اون موقع سایز لباسم XL بود.»

سال ۱۹۹۹ که رفت دانشگاه، خیلی وزن اضافه کرد، همون موقع هم بود که تو ترم اولش فهمیدن افسردگی داره. می‌گه: «تو زمینه سلامت روانم واقعاً به مشکل خورده بودم.»

در حالی که داشت با مشکلات روانش دست و پنجه نرم می‌کرد، تلاش برای کاهش وزن رو هم ادامه داد. سال سوم دانشگاه، با رژیم آتکینز حدود ۱۸ کیلو وزن کم کرد. ولی بعد از اون، چرخه‌ی چاقی و لاغریش یه سیکل وحشتناک شد. با رژیم‌های مختلفی مثل بیستروام دی، وزن واچرز، رژیم اچ‌سی‌جی، نوترسیستم و بیچ بادی، پنج بار وزن زیادی کم کرد. دیبیاز می‌گه: «مشکل من این بود که نمی‌تونستم وزنمو نگه دارم.»

سال ۲۰۱۲، یه عمل جراحی چاقی انجام داد تا بتونه وزنشو حفظ کنه. قبل از جراحی حدود ۱۸ کیلو کم کرد و بعد از عمل هم باز ۱۸ کیلو دیگه کم شد. می‌گه: «نتیجه‌ش اون چیزی نبود که انتظار داشتم. معمولاً آدما بعد از عمل تو یه سال حدود ۴۵ کیلو وزن کم می‌کنن. من همه‌ تلاشمو کردم، همه‌‌ی منابعم رو گذاشتم، ولی این روش واسم ناامیدکننده بود.»

یه نکته: واسه بعضی آدما، حتی اگه فقط ۱۸ کیلو کم کنن و دوباره همون مقدار رو دوباره کم کنن، بازم یه موفقیته، البته واسه دیبیاز این‌جوری نبوده و ناامیدکننده است.

روی آوردن به داروهای GLP-1

۱۷ نوامبر ۲۰۲۲، دیبیاز مصرف داروی GLP-1 رو به اسم موندجارو شروع کرد، اونم خارج از دستور پزشک، واسه درمان سندرم متابولیک، که شامل چاقی و فشار خون بالا می‌شه. این شرایط احتمال بیماری‌های قلبی، سکته مغزی و دیابت رو بالا می‌بره.

سال ۲۰۰۸، تو دوران افسردگی، دکتر دیبیاز پیشنهاد کرد یه آزمایش ژنتیک بده، نتیجه‌ش نشون داد کمبود سروتونین داره.

می‌گه: «مشکلات سلامتی و چاقیم به‌خاطر مشکلات نوروترنسمیترها بود که ناشی از کمبود سروتونینم بود، واسه همین فکر کردم موندجارو می‌تونه گزینه خوبی باشه.»

سروتونین یه نوع نوروترنسمیتره که به تنظیم حال و احساسات کمک می‌کنه.

از وقتی که مصرف دارو رو شروع کرده، دیبیاز بیش از ۴۱٪ از وزن بدنشو کم کرده و وزنش رو حدود ۶۵ کیلو نگه داشته.

می‌گه: «همون موقع تأثیرش رو دیدم. همیشه تو فکرم غذا بود، این‌که کی دوباره می‌تونم غذا بخورم، ولی یه هفته بعد از مصرف موندجارو، این مشکل حل شد. تعجب کردم و نمی‌تونستم بگم که چرا دیگه نیازی به فکر کردن در مورد غذا ندارم.»

یه نکته دیگه: اگر داروی کاهش وزن مصرف می‌کنید یا می‌خواید شروع کنید، یادتون باشه نتیجه‌ها تو هر کسی فرق می‌کنه و واسه خیلی‌ها ممکنه چند هفته طول بکشه تا واقعاً نتیجه رو ببینن.

کاهش وزن با احساسات پیچیده همراهه

هر چیزی که به وزن آدم مربوط بشه می‌تونه با احساسات پیچیده‌ای همراه باشه: از دست دادن وزن، اضافه کردن وزن یا حتی ثابت موندن وزن، این رو روبین پاشبی می‌گه، که روانشناس بالینی و بنیان‌گذار روان‌شناسی سلامت دی‌سی هم هست.

می‌گه: «اولین دلیلش اینه که تو آمریکا، ارزش یه نفر خیلی به ظاهرش بستگی داره، از جمله وزن. ولی یه دلیل دیگه هم اینه که آدما ممکنه درک نکنن که مسیر کاهش وزنشون با بقیه مسیرهای زندگیشون مثل بهتر شدن تصویر بدنی، رابطه‌شون با غذا، سلامت روان یا روابط انسان‌ها جداست. به عبارت دیگه، آدما ممکنه انتظار داشته باشن کاهش وزن، بقیه مشکلاتشون رو هم «حل» کنه، ولی این به‌ندرت تو طولانی‌مدت نتیجه می‌ده.» این رو پاشبی گفت.

به عبارت دیگه، آدما ممکنه انتظار داشته باشن که کاهش وزن، مشکلات دیگه‌شون رو حل کنه، ولی تو دراز مدت این اتفاق کم می‌افته.

احساسات نسبت به کاهش وزن

دیبیاز می‌گه: «وقتی کاهش وزن عمدی و قابل توجهی اتفاق می‌افته، من شاهد احساسات مختلفی از خوشحالی تا ناامیدی و ناباوری بودم. مثلاً، واسه کسایی که از نظر جسمی به‌خاطر وزنشون محدود شدن، کم کردن وزن می‌تونه حس آزادی برای حرکت تو بدنشون ایجاد کنه. واسه بعضیای دیگه، حتی کم کردن خیلی زیاد وزن هم می‌تونه ناامیدکننده باشه، اگه بعد از کم کردن وزن با اختلال تو تصویر بدنی یا مشکلات مربوط به غذا روبرو بشن.» پاشبی اینو می‌گه.

ایتان لازاروس، دکتر و رئیس سابق انجمن پزشکی چاقی می‌گه: «عواقب غیرمنتظره‌ی کاهش وزن می‌تونه شامل احساس خجالت از توجه جدید، مشکلات سلامت روان ناشی از جراحی یا داروهای ضدچاقی باشه. ممکنه آدما دچار افسردگی بالینی بشن یا حتی به فکر خودکشی بیفتن. بیمارا و خانواده‌هاشون باید مشاوره بشن، که اگه این اتفاق افتاد، باید فوراً درمان رو شروع کنن.»

اگه به فکر خودکشی هستید، برای کمک و حمایت، با یه مشاور آموزش‌دیده یا خط تلفن پیشگیری از خودکشی ملی با شماره ۹۸۸ تماس بگیرید. اگه شما یا کسی که می‌شناسید در خطر فوری هستید، با شماره ۹۱۱ تماس بگیرید. واسه اطلاعات بیشتر در مورد سلامت روان، به پایگاه داده خط کمک ملی ما نگاهی بندازید.

توجه بیشتر بقیه به کاهش وزن

پاشبی می‌گه که خیلی از جاهای دنیا هنوز تبعیض وزنی وجود داره و به آدما با وزن بالا ارزش نمی‌دن.

می‌گه: «به همین دلیل، افزایش اعتماد‌به‌نفس ممکنه به‌دلیل تجربه‌ی کمتر تبعیض وزن باشه.» و ادامه می‌ده: «واضحه که تبعیض و تعصب مبتنی بر وزن ضرر داره و آدما نباید به‌خاطر اینکه اعتماد‌به‌نفسشون بهتر بشه، خودشونو با معیارهای اجتماعی هماهنگ کنن.»

درسته که الان دیبیاز داره از مردا توجه بیشتری می‌گیره، اما این رو می‌گه که نگران این موضوع نیست و به خوشبختی تو زندگیش اشاره می‌کنه.

دیبیاز می‌گه: «وقتی جوون‌تر بودم و با دوستام بیرون می‌رفتم، با مردهای زیادی روبرو می‌شدم که می‌فهمیدم از من صرف نظر می‌کردن، چون از نظر جسمی جذبم نمی‌شدن چون من یه دختر پُر بودم. ولی من شخصیت جالبی دارم و از نظر فکری جذبم می‌شدن، واسه همین می‌دونی که چطور نظرشون عوض می‌شد؛ یه معما بود و نمی‌دونستن باید چی‌کار کنن.»

امروز، می‌گه که برخوردها به‌خاطر وزنش فرق کرده. ولی به‌جای این‌که عصبانی یا ناراحت بشه، یه روش منطقی رو در پیش گرفته. «من فهمیدم آدما به کسایی جذب می‌شن که خودشون هم بهشون جذب شدن. من قرار نیست به‌خاطر چیزایی که به‌شون جذب نمی‌شم، عصبانی بشم – همه‌ی ما ترجیحات خودمون رو داریم و ناراحت‌کننده‌ست اگه اینا با هم جور نباشن، ولی من این‌جوری به زندگی نگاه می‌کنم.»

مراقبت از ذهن و بدن در حین مصرف دارو برای کاهش وزن

تأثیر کاهش وزن شدید بر اختلالات بدنی

بعد از کم شدن وزن، دیدگاه آدما نسبت به تصویر بدنی و اعتماد‌به‌نفسشون معمولاً عوض می‌شه.

پاشبی می‌گه: «متأسفانه، کم کردن وزن، به‌خصوص وقتی شدید باشه، می‌تونه باعث مشکلات دیگه‌ای مثل افکار بدشکلی بدنی بشه – فکرایی که روی چیزای «اشتباه» در مورد بدن فرد متمرکزه.»

اضافه می‌کنه که پوست شُل یا مشکلات بافت پوستی می‌تونه یکی از منابع افکار منفی بعد از کاهش وزن باشه و به تصویر بدنی و اعتماد‌به‌نفس آسیب بزنه.

واسه بعضی آدما، حتی بعد از کاهش وزن شدید، حس نمی‌کنن که تغییر زیادی کردن. این حالت بعضی وقتا به عنوان «سندرم چربی خیالی» یا «چربی روحی» شناخته می‌شه. دیبیاز می‌گه: به‌دلیل نوسانات وزنی که تو سال‌های قبل تجربه کرده بود، یه کمد پر از لباس‌هایی با اندازه‌های مختلف داشت. وقتی با موندجارو سریع شروع به کم کردن وزن کرد، یه کم طول کشید تا به اندازه‌های کوچیک‌تر عادت کنه.

می‌گه: «یه مشکلی پیش اومده بود چون من تو آینه تو لباسی ایستاده بودم که معلوم بود واسم بزرگ شده، ولی هنوز به خودم نگاه می‌کردم و احساس می‌کردم خیلی بزرگ‌تر از اونی‌ام که واقعاً هستم.» می‌گه: «این واقعاً یه حس ناراحت‌کننده‌ای بود.»

لازاروس می‌گه: این احساسات واسه همه شایعه. «سال‌ها بود از بدن‌شون ناراضی بودن و حالا که وزن کم کردن، بازم از بدن‌شون ناراضی‌ان. معمولاً ما وزن رو مقصر می‌دونیم، ولی شاید چیزای دیگه‌ای هم هست که باید بهشون توجه کنیم – درمان (درمان فردی یا زوجی مثلاً) تو این شرایط خیلی می‌تونه کمک کنه.»

اون چیزی که دیبیاز می‌دید، واقعیت نداشت. اون مدام به خودش یادآوری می‌کرد که چند ماه قبل، لباس‌هایی که تنش بود تنگ بودن و روی ترازو کم شدن وزن رو نشون می‌داد.

می‌گه: «این کاری بود که کردم تا خودم رو از این وضعیت بیرون بیارم و به خودم یادآوری کنم که مغزم داره چیزایی رو به من میگه که واقعیت ندارن.»

چه‌جوری بعد از کاهش وزن زیاد، ذهنیت‌مون رو حفظ کنیم

در حالی که آدما با مصرف داروهای ضدچاقی مثل GLP-1s وزن زیادی رو از دست می‌دن، عادت‌های سالم زیر می‌تونه بهشون کمک کنه تا تأثیرای روانی‌ش رو هضم کنن.

  • به‌طور منظم به دکترتون مراجعه کنید. تو دوران کاهش وزن زیاد، لازاروس می‌گه که هفته‌ای یه بار به یه دکتر یا متخصص تغذیه برید. وقتی وزنتون رو حفظ می‌کنید، مراجعه ماهیانه معمولاً کافیه.
  • با «نه» گفتن به چیزایی که نمی‌خواید انجام بدید، استرس رو کم کنید و تو فعالیت‌های خودمراقبتی مثل مدیتیشن، ورزش یا کارهای دیگه که بهتون شادی می‌ده، شرکت کنید.
  • خواب کافی داشته باشید. لازاروس می‌گه: «اگه خواب کافی نداشته باشی، بدن مثل یه خونه‌ی کارت می‌شه و همه‌چیز فرو می‌ریزه.»
  • به مانع‌های تغییر، رسیدگی کنید، مثل داروها که کم کردن وزن رو سخت می‌کنن، روابطت بین‌فردیِ چالش‌برانگیز و دسترسی به غذاها و فعالیت‌های مناسب.
  • به حرفایی که با خودتون می‌زنید، توجه کنید. اگه فکراتون در مورد وزن شامل احساساتی مثل شرم، خودانتقادی یا «کافی نبودن» هست، پاشبی می‌گه باید کار کنید تا با این فکرهای منفی مقابله کنید. «به‌جای این‌که روی «باید الان که وزن کم کردم خوشحال باشم» تمرکز کنید، به یه چیز بیشتر از این برسید: «وزن کم کردم و در حالی که جامعه به من می‌گه باید خوشحال باشم، می‌دونم که چیزای دیگه‌ای تو زندگی هست که بیشتر از وزنمه و خوشحالی‌م رو می‌سازه.»» این حرف پاشبیه.
  • یادتون باشه که ارزش شما به اندازه‌ی شلواری که می‌پوشید تعیین نمی‌شه، پاشبی می‌گه.
  • پیروزی‌های غیرمقیاسی مثل این‌که دیگه لازم نیست تو هواپیما از یه وسیله‌ی کمکی کمربند ایمنی استفاده کنید یا این‌که می‌تونید تو حیاط، دنبال بچه‌ها یا سگ‌تون بدوید در حالی که سالم‌تر هستید، رو قبول کنید. پاشبی می‌گه: «واسه‌ی بیشتر آدما، کاهش وزن در نهایت به سلامتی مربوط می‌شه و این بهتر شدن‌ها می‌تونه راحت فراموش بشه. اما توجه داشته باشید که اگه داروهاتون رو کم کردید یا دیگه نیاز به دستگاه CPAP تو شب ندارید. اینا پیروزی‌های بزرگی هستن که می‌تونن بهتون کمک کنن که حس بهتری نسبت به تلاش‌هاتون داشته باشید.»
  • کمک حرفه‌ای بگیرید. اگه تو مقابله با فکرهای منفی مشکل دارید یا با کاهش وزن دچار چالش شدید، یه درمانگر با تخصص تو تصویر بدنی، وزن یا غذا پیدا کنید. پاشبی می‌گه: «این یه چیز طبیعیه که احساسات زیادی رو تجربه کنید که ممکنه سخت باشن.»

“`

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *