گریه-در-حین-مدیتیشن

چرا وسط مراقبه زار می زنید؟

نشستید که برید تو حالِ مراقبه. اولش همه جا آروم و ساکته، حس می کنید نَفَسِتون آروم می ره تو و بیرون. یهو احساس می کنید اشکاتون دارن جمع می شن تو چشمتون، و قبل از این که بفهمید، یه دل سیر گریه می کنید.

اصلاً این چیزی نیست که انتظارش رو داشتید تو مراقبه، و دارین فکر می کنید که آیا این طبیعیه و نکنه یه مشکلی هست. آخه، مگه مراقبه نباید حال آدمو بهتر کنه، نه بدتر؟

به نظر می رسه گریه کردن وسط مراقبه یه چیز خیلی معمولیه. با این که مراقبه معمولاً برای خیلی از آدما یه راهِ خوب برای کم کردنِ استرسه، ولی گاهی وقتا می تونه یه سری حسای سخت رو هم زنده کنه، از جمله همین گریه. ولی همیشه هم بد نیست. «سبُک شدن» تو این جور وقتا می تونه یه جورایی درمانی باشه.

بیاین ببینیم درباره ی گریه کردن تو مراقبه چه نکاتی رو باید بدونید، چرا این اتّفاق می افته و چطوری باید باهاش کنار اومد.

مراقبه چقدر باید طول بکشه؟

چرا تو مراقبه گریه م می گیره؟

خیلی از ماها مراقبه رو با یه وقتِ آروم و یه فرصت واسه رسیدن به تعادلِ احساسی مرتبط می دونیم. تحقیقات نشون داده که اگه یه روشِ مراقبه رو دنبال کنید، استرس و اضطراب کم می شه. مراقبه فایده های مثبت دیگه ای هم داره، مثل:

  • کمک به کاهش افسردگی
  • کمک به کنترل درد
  • کمک به ترک سیگار
  • کمک به درمان اعتیاد
  • کنترل بیماریهایی مثل IBS، HIV، پسوریازیس و دیابت
  • تقویت سیستم ایمنی

ولی مراقبه یه فرصته واسه کم کردنِ «هیاهوی» ذهن هم هست، واسه آروم کردنِ فکرها و نگرانی های تندِ تند. و گاهی وقتا وقتی همه چی ساکت می شه—وقتی لیستِ کارا، مسئولیت های شغلی و چیزایی که حواسمونو پرت می کنن می رن کنار—یه سری از حس های قوی ترتون میان رو.

این حس ها، ممکنه حسایی باشن که شما یه مدت تو دلتون نگه شون داشتین تا با شلوغیای زندگی کنار بیاین، یا چون روبه رو شدن باهاشون خیلی سخت بوده. به هر حال، مراقبه همون وقته که این حس های سخت ممکنه بیان بیرون، گاهی وقتا بدون این که حتّی بفهمید. واسه همینه که ممکنه تو مراقبه گریه تون بگیره.

مراقبه شاید یه کم بغضتون رو بگیره و اشک تو چشمتون جمع بشه، ولی گاهی وقتا می تونه باعث بشه های های گریه کنید. هرچی باشه، باید بدونید که تنها نیستید. خیلیا این تجربه رو دارن و گریه تو مراقبه معمولاً یه چیزی نیست که هر بار مراقبه می کنید، ادامه داشته باشه.

چطور باهاش کنار بیاییم

خلاصه کلام، گریه کردن تو مراقبه می تونه خوب باشه، چون می تونه کمکتون کنه با حسّاتون ارتباط برقرار کنید، ازشون رد بشید و یه چیزایی در مورد خودتون یاد بگیرید. با این حال، وقتی تو مراقبه گریه می کنید، مخصوصاً اگه به نظر برسه یهویی گریه تون گرفته، ممکنه حس کنید که نمی دونید چی کار کنید و چطور باهاش کنار بیاید.

اینم چند تا راهکار:

بفهمید که گریه کردن بد نیست

اکثرِ ماها یاد گرفتیم که گریه کردن نشونه ی ضعفه—که این فقط یه کاریه که بچه ها می کنن و وقتی بزرگ می شیم باید احساساتمون رو کنترل کنیم. ولی واقعیت اینه که گریه کردن اصلاً نشونه ی ضعف نیست. حسّ غم و آسیب پذیری یه قسمتی از انسانیته و یاد گرفتن این که چطور بروزش بدیم خیلی مهمه و می تونه درمانگر باشه.

اگه دیدتون رو نسبت به گریه عوض کنید و بهش به چشم یه چیز مثبت نگاه کنید، می تونه کمک کنه که از این لحظه رد بشید. اینم چند تا نکته ی دیگه در مورد گریه و این که چرا می تونید از این که هر چقدر که لازمه اشک بریزید، حالتون خوب شه:

  • گریه یه راه مهم واسه آزاد کردن استرس ه
  • گریه می تونه سطح کورتیزول تون رو کم کنه
  • سرکوب کردنِ احساسات، با بالا رفتن احتمال بیماری های قلبی مرتبطه.
  • سرکوب کردنِ احساسات می تونه باعث بشه آدم بیشتر دچار افسردگی و اضطراب شه.

یاد بگیرید با احساساتتون کنار بیاید

خیلی از آدما فکر می کنن که مراقبه یعنی داشتنِ یه ذهنِ خالی، که توش هیچ فکر و احساسی نباشه. ولی واقعاً این طور نیست. هدفِ مراقبه این نیست که کلاً فکر و احساس رو از بین ببری، بلکه اینه که بتونی وقتی اومدن قبولشون کنی. در نهایت، هدف اینه که یاد بگیری رهاشون کنی.

اگه نشستین که مراقبه کنید و متوجه شدین که دارین گریه می کنید، می تونید از این فرصت استفاده کنید و به خودتون عشق بورزید و خودتون رو قبول کنید. اینم چند تا ایده واسه این کار:

  • وقتی دارین گریه می کنید، به فکرهایی که در مورد گریه کردن دارین، توجه کنید.
  • می بینید دارین به خودتون می گین که گریه نکنین؟ دارین خودتونو سرزنش می کنید که احساساتی شدین؟ چه فکرهای دیگه ای دارین؟
  • هر فکری که دارین، فقط نگاهش کنید و ببینیدش؛ تلاش نکنید که قضاوتش کنید.
  • تو همون حالِ گرییدن، به اون چیزی که تو بدنتون داره اتّفاق می افته، توجه کنید.
  • نفساتون تنگ تر و سنگین تر از همیشه ست؟ می تونید نفستون رو آروم تر کنید؟ دیگه کدوم قسمتای بدنتون تحت تأثیر گریه قرار گرفته؟
  • بازم تأکید می کنم، فقط به اون چیزی که تو بدنتون، نفستون و فکرهاتون می بینید، توجه کنید و فقط تماشا کنید.

یه وقتی واسه پردازشِ تجربتون بذارید

وقتی مراقبه باعث میشه احساسات شدید داشته باشین، خوبه که یه زمانی رو به فکر کردن و پردازشِ این چیزی که اتّفاق افتاده اختصاص بدین. می تونید با یه دوستتون صحبت کنید یا با یه مشاور یا روان درمانگر حرف بزنید تا ذهنتون پاک شه و بتونید فکر کنید.

بعد از یه دل سیر گریه کردن، خیلی از آدما احساس خستگی، از حال رفتن و آسیب پذیری می کنن. این یه چیزِ طبیعیه و خوبه. مطمئن بشید که تو این وقتا با خودتون مهربونید و سعی کنید تو چند روزِ آینده یه کم استراحت کنید و از خودتون مراقبت کنید. همچنین ممکنه بخواین یه حرکت ورزشی مثل یوگا یا یه پیاده روی تو طبیعت رو امتحان کنید که هر دوشون می تونن برای بهتر شدن خیلی مؤثر باشن.

همین طور می تونین در مورد این که تو یه دفتر خاطرات بنویسید فکر کنید تا بتونید تجربه تون رو پردازش کنید. یه دفتر بردارید، یه تایمر واسه ده دقیقه تنظیم کنید و هرچی به ذهنتون می رسه رو بنویسید. لازم نیست به کسی نشونش بدید. نوشتنِ فکرها و احساساتون بعد از گریه کردن، می تونه بهتون کمک کنه که خودتون رو بهتر بشناسید و با معنیِ احساساتتون بیشتر ارتباط برقرار کنید.

کی باید دنبال کمک روانشناسی برید

معمولاً گریه ای که تو مراقبه اتّفاق می افته، یه فرصتیه واسه آزاد کردن احساساتِ جمع شده که می تونه تمیز کننده باشه. ولی گاهی وقتا حسای سخت تر تو مراقبه بروز می کنن.

مثلاً، یه مطالعه اثراتِ مراقبه رو روی شرکت کننده های یه برنامه ی ۸ هفته ای بررسی کرد. از بین اون ها، ۵۸٪ از عوارضِ کوتاه مدّتِ ناشی از مراقبه رو گزارش دادن. اینا شامل تجربه های آسیب زا، حساسیت زیاد و کابوس ها بود. ۶-۱۴٪ دیگه عوارضی رو گزارش کردن که بیشتر از یه ماه طول می کشید، که شامل حساسیت زیاد و جدا شدن بود.

اگه دیدین مراقبه داره باعث واکنش های احساسی شدید می شه که کاراتون رو سخت کرده یا مشکلای روانی ای که دارین رو بدتر کرده، با یه روان درمانگر یا روانپزشک ملاقات کنید.

حتی اگه تجربه ی خاصی هم نداشته باشین، مراقبه ممکنه شما رو بیشتر با احساسات سرکوب شده تون آشنا کنه و این که یه نفر باشه که بتونید باهاش درباره ی احساساتتون حرف بزنید همیشه خوبه.

حرفی از ما

شاید از این که تو مراقبه گریه می کنید، تعجب کنید. بالاخره، این چیزی نیست که براش آماده شده باشید! مطمئن باشید که خیلی از آدما تو مراقبه خیلی احساساتی می شن و حتّی گریه می کنن. این مخصوصاً تو چند بارِ اولی که مراقبه می کنید یا اگه دارین یه دوره ی احساسیِ سخت تو زندگیتون می گذرونید، رایجه.

خیلی از ماها با گریه ارتباطای منفی داریم و این جوری بزرگ شدیم که باور کنیم بهتره گریه و بقیه‌ی احساسات سخت رو سرکوب کنیم. گریه کردن تو مراقبه ممکنه ناراحت کننده به نظر بیاد و خودِ گریه ممکنه بیشتر اذیتتون کنه.

به این فکر کنید که گریه کردن تو مراقبه رو یه فرصتی ببینید واسه ارتباط بیشتر با احساساتتون و یاد گرفتن این که قبولشون کنید. اگه مدام تو مراقبه گریه می کنید، یا اگه مراقبه باعث می شه خاطرات سخت، تروماهای گذشته یا بدتر شدنِ وضعیت روانی تون رو به یاد بیارید، لطفاً تو تماس با یه مشاور یا درمانگر تردید نکنید.

چطور تو خونه مراقبه کنیم

“`

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *