دلواپسی برای یاران: چطور حسهامونو کنترل کنیم؟
گاهی وقتا که نگران یکی از نزدیکامون میشیم، احساساتمون ممکنه از کنترلمون خارج بشه. این فکر که یه عزیز داره زجر میکشه، میتونه ما رو دچار استرس و ترس کنه. این قضیه در مورد هر چیزی که ممکنه دربارهی عزیز خودمون نگرانش باشیم صدق میکنه؛ از اعتیاد به مواد گرفته تا اختلالهای خوردن و روابط آسیبزننده.
ابراز نگرانی: چطور باید این کارو بکنیم؟
گفتن اینکه نگران کسی هستی، کار حساسیه. شما میخواین نگرانیتونو نشون بدین، ولی نمیخواین که اون فرد احساس غریبگی کنه. چطور میشه این تعادل رو برقرار کرد؟ با مشورت با یه متخصص روانشناس، یه سری نکته و راهنمایی براتون جمع کردیم تا بتونید به کسی که نگرانش هستید، بگید که دلواپسش هستید.
صبور و مثبت باشید
مهم نیست چقدر دربارهی مشکل احتمالی عزیزتون فکر کردید، این اولین باره که اون از نگرانی شما باخبر میشه. پس، باید این موضوع رو طوری مطرح کنید که اون فرد واکنش مثبتی نشون بده.
حفظ زبان بدن و لحن مثبت، و همچنین صبوری تو طول مکالمه، کلید رسیدن به یه نتیجهی خوبه. مدیسون مککلا، یه درمانگر و مسئول بالینی، میگه: “باز بودن و فعالانه گوش دادن تو مکالمات با کسایی که نگرانشون هستید، خیلی مهمه، و شما میتونید اینارو از طریق نگرش و زبان بدنتون منتقل کنید.”
مدیسون مککلا تأکید میکنه: “آروم و واضح حرف بزنید، موقع صحبت به طرف جلو خم شید و تماس چشمی برقرار کنید. همهی اینا نشون میده که شما حضور دارید و براتون مهمه.” اجزای غیرکلامی ارتباط ما با دیگران، مثل زبان بدن، به همون اندازه، اگه نگیم بیشتر، از حرفایی که میزنیم، اهمیت دارن. اون میگه مهمه که شما یه حضور آروم داشته باشید، نه یه موجود مزاحم.
از سوال پرسیدن استفاده کنید، نه از گفتن
شاید فکر کنید دقیقاً میدونید چه خبره، ولی واقعیت اینه که این امکانپذیر نیست. هر آدمی تو هر لحظه، بیشتر از اونچه که احتمالاً با بقیه به اشتراک میذاره، خوشیها، سختیها و پیچیدگیها رو تجربه میکنه. پس در حالی که شما یه داستانی از اتفاقایی که تو زندگی یه نفر دیگه میفته دارید، احتمالاً کل ماجرا این نیست.
چون هیچ راهی وجود نداره که شما دقیقاً بدونید چه اتفاقی داره میفته، باید مکالمهتونو از زاویهی سوال پرسیدن شروع کنید، نه از زاویهی گفتن اون چیزی که فکر میکنید واقعیت داره. گفتن “من نگرانتم. دوست داری دربارهی اوضاعت بیشتر حرف بزنیم؟” هم نگرانی رو نشون میده هم احترام به انتخاب فرد رو،” مککلا میگه. اون تأکید میکنه که تمرکز باید روی “نشون دادن کنجکاوی باشه، ولی درخواست پاسخ نکنید.”
خودتونو مرکز بحث نکنید
بله، شما نگران کسی هستید، ولی نذارید این نگرانی، گفتگوتونو تحتالشعاع قرار بده. شما باید احساساتتونو کنترل کنید — این مشکل به شما مربوط نمیشه. “در حالی که ابراز نگرانی به یه نفر درسته و گاهی وقتا مهمه، ولی نگرانی خودتونو تو بحث مرکز قرار ندید,” مککلا توصیه میکنه. اون میگه: “شما میتونید نگرانیتونو بدون انتقال استرس به اون فرد نشون بدید.”
این یعنی متمرکز کردن موضوع روی عزیزتون، نه روی خودتون یا تجربههاتون از مشکلاتش. مککلا میگه یه مثال عالی از چیزی که نباید بگید اینه: “من خیلی نگرانتم! چرا بهم زنگ نزدی؟ همه چی درسته؟” چون این نگرانی مربوط به شما و استرستون میشه و احتمالاً اون شخص اینو حس میکنه و ممکنه حالت دفاعی یا ناراحتی بگیره. به جای این، اون میگه که “سوال بپرسید و بهشون نشون بدید که دارید گوش میدید.”
فضای احساسات اونارو نگه دارید
قبل از شروع این گفتگو، بدونید که ممکنه این بحث سخت باشه و احساسات چالشبرانگیزی رو برای شما و اون شخص ایجاد کنه. به عنوان کسی که تو این لحظه نگرانی نداره، برنامهریزی کنید که بعد از این بحث، احساساتتونو کنترل کنید و بدون اینکه دربارهی احساساتتون حرف بزنید، فقط اگه خودشون پرسیدن، تو مکالمه شرکت کنید. شما باید فضای احساسات فرد دیگه رو نگه دارید، مخصوصاً اگه مشکل، پیچیده یا بزرگی باشه.
مدیسون مککلا میگه: “نذارید اونا مجبور بشن دربارهی احساساتشون حرف بزنن یا هر چیزی که ناراحتشون میکنه رو بیان کنن.” در دسترس بودن شما برای احساسات شخص دیگه باید واضح و مختصر بیان بشه. اون میگه: “بهشون بگید که چه انتظاری میتونن از شما داشته باشن و توانایی شما برای حمایت ازشون چیه.” مثلاً شما ممکنه بگید: “برام مهمه که بدونم چی نیاز داری و همچنین میخوام پیشنهاد بدم که یه چک کردن تلفنی روزانه و یه پیادهروی طولانی در هفته داشته باشیم.”
علاوه بر این، بخشی از کار با احساسات دیگران اینه که اجازه بدید گفتگو فقط به اندازهی یا عمقی که اونا میخوان پیش بره. ممکنه بعد از این ملاقات، با اطلاعات کمتری از اونچه که انتظار داشتید، تموم بشه و این خوبه؛ این انتخاب شما نیست که اونو مجبور به باز شدن کنید. “نذارید اونا مجبور بشن دربارهی احساساتشون حرف بزنن یا هر چیزی که ناراحتشون میکنه رو بیان کنن,” مککلا هشدار میده.
از متهم کردن پرهیز کنید
وقتی ما احساس میکنیم متهم شدیم، طبیعیه که حالت دفاعی بگیریم. در نتیجه، ما معمولاً به حرفای کسی واکنش نشون نمیدیم، حتی اگه نیت اون شخص به نفع ما باشه، و ممکنه حتی بیشتر از قبل در برابر تغییر مقاومت کنیم.
بخشی از اینکه متهم نکنید، میتونه با سوال پرسیدن و نه گفتن کنترل بشه، ولی حتی اگه شما این کلمات رو به این شکل بیان کنید، ممکنه هنوز لحن یا زبون متهمکنندهای داشته باشید. “فرضیات و متهم کردن، حالت دفاعی ایجاد میکنه و در نتیجه مکالمات باز و مرتبط رو سخت میکنه,” مککلا اشاره میکنه. “این هم تجربهی شما رو مرکز قرار میده و از تجربهی زندگی فردی که نگرانش هستید، کم میکنه.” اون همچنین اضافه میکنه که برای جلوگیری از متهم کردن، لحن و زبان بدنتونو مثبت نگه دارید، صبر رو تمرین کنید و هیچ قضاوتی دربارهی زندگی یا وضعیت اون شخص مطرح نکنید. همهی این موارد ممکنه آسون به نظر برسن، بنابراین ممکنه 100٪ موفق نباشید، مخصوصاً اگه قبلاً یه همچین گفتگویی نداشتید.
به خودتون اجازه بدید که نقاط ضعف رو بپذیرید، ولی هیچوقت فراموش نکنید که این موضوع مربوط به یه شخص دیگهست، نه شما. “از انتقاد خودداری کنید؛ کنجکاو باشید,” میگه مککلا، که این یه دیدگاه مفیده که باید تو طول گفتگو، به یادتون باشه.
پیگیری کنید
ممکنه گفتگو به طور غیرمنتظرهای خوب پیش بره و دوستتون به شما اعتماد کنه و تو حل مشکل کمکتون کنه. ممکنه نتیجه بیطرف باشه، که شما دقیقاً مطمئن نیستید چقدر پیشرفت داشتید. و متاسفانه، ممکنه با حالت دفاعی روبرو شید، حتی اگه رویکردتون کامل بوده باشه، چون بعضی وقتا آدما فقط آماده نیستن دربارهی یه موضوع خاص حرف بزنن. مهم نیست اوضاع چطور پیش میره، شما باید به وضوح بگید که همچنان در دسترس خواهید بود.
شما میتونید تصمیم بگیرید که کجا و چطور پیگیری کنید، بر اساس رابطهتون با این فرد، اینکه معمولاً چطور بهتر ارتباط برقرار میکنید، و اینکه اون به شما میگه که چی از شما میخواد یا نمیخواد. ولی مهم نیست که چطور این کارو میکنید، مهم اینه که حتی اگه گفتگو نتایج مورد نظرتونو نداشت، همچنان در دسترس باشید. “از اینکه اونا همچنان تو ذهن شما هستن، احساس خوبی خواهید داشت,” مککلا توضیح میده.
یادتون باشه که بعد از صحبت خودتون هم به خودتون برسید. ما همهمون وقتی بهترین خدماتو ارائه میدیم که ظرفیت خودمون رو پر کنیم. این ممکنه یه گفتوگوی آسونی نبوده باشه، ولی اگه شما روشن، مثبت و در دسترس بودید، بهترین کارو انجام دادید و این از همه مهمتره.
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس