تئوری دلبستگی و تأثیرش روی روابط ما
تئوری دلبستگی میگه که الگوهای رابطهی ما، خیلی تحت تأثیرِ تعاملات اولیهمون با کساییه که ازمون مراقبت میکردن. این تجربههایِ اوایل زندگی، ناخودآگاه، طرزِ نزدیک شدنمون به صمیمیت رو شکل میدن و در نهایت، باعث ایجاد سبکهای دلبستگیِ ایمن، مضطرب، گریز گریز یا ترسآلود میشن. به طور خاص، سبکِ دلبستگی گریز گریز معمولاً باِ این مشخصهها دیده میشه: استقلالِ زیاد، دوری از درگیری، و فاصله عاطفی.
اگه سبکِ دلبستگی گریز گریز داری، احتمالا روابطِ ناپایداری رو تجربه میکنی که احساساتت رو دور نگه میداره. سطحِ نزدیکیِ لازم برای عمیقتر شدنِ رابطه، شاید خیلی زیاد به نظر بیاد و باعثِ اضطرابت بشه. اما، عوض شدن ممکنِ. بیاید ریشههای سبک دلبستگیِ گریز گریز رو بررسی کنیم و راهحلهایی برای ترمیم و غلبه بر چالشهایِ اون تو بزرگسالی پیدا کنیم.
اونا هنوز جواب نمیدن… اونا گریز گریز هستن یا فقط بهت علاقه ندارن؟
تشخیص الگوها برای شکستنشون
بچهها با یه نیازِ ذاتی و زیستی برای ارتباط با مراقبانشون به دنیا میان. اتکا به دیگران، نه تنها تواناییِ تکاملیِ ما برای بقا رو زیاد میکنه، بلکه امنیت و محافظت هم فراهم میکنه. وقتی غمگینیم، میترسیم، یا گریه میکنیم، میخوایم به مراقبانمون نزدیک بشیم و با رفتارهایی مثل نزدیک شدن، ازشون اطمینان، آروم شدن، لمس، و وقتِ باکیفیت میخوایم. این که مراقبان چطور به استرسِ آسیبپذیرِ ما جواب میدن، سبک دلبستگیمون رو شکل میده.
وقتی مراقبا همیشه جوابگو باشن، این باعث ایجاد سبک دلبستگیِ ایمن میشه، یعنی ما باور داریم که ازمون مراقبت میشه و میتونیم با خیال راحت به دنیا اعتماد کنیم.
اگه مراقبای اصلیمون، از نظرِ عاطفی در دسترس نباشن، یا به نیازهای ما جواب ندن، حس میکنیم که برقراریِ ارتباطِ عاطفی و فیزیکی باهاشون امن نیست؛ که باعثِ کاهشِ اعتماد و دوریِ شدید از دیگران میشه. یه آدم با دلبستگی گریز گریز، یاد میگیره که چطوری تنها عمل کنه و رفتارهای نزدیک شدنِ خودش رو غیرفعال کنه، که به دوری، بیگانگی و اتکا به خود منجر میشه.
به عنوانِ یه فرد با دلبستگی گریز گریز، با تنها بودن مشکلی نداری. شاید تشنهٔ عشق باشی اما از نزدیک شدن به آدما بترسی، و برای همین قبل از این که اونا ترکت کنن، خودت ترکشون میکنی. شاید یه باورِ عمیق و اشتباه وجود داشته باشه که تو آسیبدیده و معیوبی، چون تو بچگی بهاندازهٔ کافی عشق رو تجربه نکردی، عشقی که برات حسِ واقعیت داشته باشه.
با گذشت زمان، شاید از دیگران فاصله بگیری و رویِ توسعهٔ حسِ قویِ خودت تمرکز کنی. نتیجهش اینه که ممکنه اهمیتِ روابط رو نادیده بگیری تا ترسهات از صمیمیت رو مدیریت کنی و از قبل، نکات منفی رو حذف کنی. خبرِ خوب اینه که گریز گریز بودن، یه بخشِ اساسی از هویتِ تو نیست، بلکه یه روشِ بودنه که میتونه تغییر کنه تا از روابطِ سالمتر و شادتر حمایت کنه.
احساسِ امنیت تو صمیمیت
به عنوانِ یه آدمِ گریز گریز، احتمالا حسِ خودکفایی، اعتماد به نفس، اطمینان، و آرامش داری. میدونی کی هستی، چی دوست داری، و میتونی کمتر نیازمند باشی، چون ترجیح میدی خودت مشکلاتت رو حل کنی.
از اونجایی که اشتراکِ احساسات و افکارت با دیگران سختِ (به خاطرِ ترس از کنترل شدن، ترک شدن، یا وابسته شدن به دیگران)، شاید برای در ارتباط موندن با دیگران، تلاشِ آگاهانهای لازم باشه، چون واکنشت بهطورِ طبیعی عقبنشینیه، که ممکنه به یه سابقهای از روابطِ سطحی و کوتاهمدت منجر بشه.
یه مثالِ رایج: چند ماهِ که با کسی آشنا شدی و اون میخواد رابطه رو تعریف کنه. شاید واقعا ازش خوشت بیاد، ولی هنوز حسِ شدیدِ دور کردنش رو داری، که باعثِ ناراحتی و گیجیِ شریکت میشه.
- تمرکز رویِ عیبها و تفاوتهای کوچک، تا بهونهای باشه برای نزدیک نشدن به شریکت و خراب کردنِ رابطهی در حال رشد. رویِ مسائلِ کماهمیت و قابلِ حل، خیلی تاکید میشه، و از شباهتهایِ ارزشمند و جنبههای مثبت، بهاندازهٔ کافی قدردانی نمیشه.
- کوتاه اومدن از نیازها و نگفتنِ خواستههات تو یه رابطه، چون نمیخوای به شریکت وابسته بشی یا بهش اعتماد کنی. در نتیجه، ممکنه مرزهای خیلی محکم داشته باشی که مانع از نرم شدنت میشه.
- حسِ این که تو روابطِ عاشقانه دستِ بالا رو داری، چون به ابرازهای بزرگِ عاطفی تن نمیدی و اجازه میدی مشکلات بیاهمیت بمونن. به خاطرِ بیتاثیر بودن، حسِ کنترل داری و این رو داری که تو هر شرایطی تو رابطه حسِ خوبی داشته باشی.
- مقایسهٔ شریکت با استانداردهای غیر واقعی که بر اساسِ یه تصویرِ ذهنی از عشق داری. وقتی اونا کمتر از اونچه انتظار داری عمل میکنن یا اشتباهی مرتکب میشن، به دوامِ رابطهت شک میکنی و دربارهٔ اینکه با کسِ دیگهای چه جوری بودی، خیالپردازی میکنی.
- عقب کشیدن وقتی رابطه شدید میشه، یعنی وقتی که درگیریها و احساساتِ عمیق میتونن ابراز بشن. به خاطرِ تمایل نداشتن به آسیبپذیری، ممکنه آسیبپذیریِ اونا رو یه درخواست، آزاردهنده، تحریککننده، وابسته و شدید بدونی.
- نگه داشتنِ حرفای بیاهمیت، تا از ارتباطاتِ زیاد، برنامهریزیهای آینده، و وارد شدن به صمیمیتِ عاطفی دوری کنی. چون دربارهٔ اینکه برای همدیگه چقدر مهم هستین صحبت نمیکنی، اونا رو تو یه فاصلهای نگه میداری.
بهبودی وقتی اتفاق میفته که تو این رفتارهای قدیمی رو نادیده بگیری و کارها رو به یه شکلِ متفاوتی نسبت به قبل انجام بدی. تو میتونی انتخاب کنی دربارهٔ ترسها، ناامنیها، و نیازهایت صحبت کنی و پنجرهٔ تحملت برای دلبستگی رو گسترش بدی تا تو زمانِ ایجادِ ارتباط، بتونی تو اون لحظه حاضر باشی. با گذشتِ زمان، حسِ این رو نخواهی داشت که باید از نظرِ عاطفی عقبنشینی کنی، وقتی میتونی تو نزدیکی، حسِ امنیت کنی، مرزهای خودت رو بگی و بهشون احترام بذاری، و نیازهایت رو بگی و برآورده بشن.
این شامل گفتنِ این جمله است: «من برای رابطهای که داریم ارزش قائلم و میخوام دربارهٔ اونچه از نظرِ احساسی دارم تجربه میکنم، باهام صادق باشی. وقتی تو بیشتر میخوای، من این حس رو دارم که عقب بکشم. من دارم روی این قسمت از خودم کار میکنم و به حمایتِ تو نیاز دارم. میتونیم دربارهش حرف بزنیم، آروم پیش بریم و با هم چک کنیم که بفهمیم از کجا میآییم؟ گفتنِ همهی اینا برام سخته، پس از صبر و شکیباییت قدردانی میکنم.»
یه مسیرِ رو به جلو برای روابطِ امن
افرادِ گریز گریز، معمولا جذبِ افرادِ مضطرب میشن، چون این سبکها، با هم بازی میکنن، به جای اینکه خودشون باشن. تو نگاهِ اول، این جذابیت به خاطرِ ویژگیهایِ تکمیلکنندهی هر فردِ: فردِ گریز گریز، جذبِ آسیبپذیری، عمق، و در دسترس بودنِ فردِ مضطرب میشه، که اونا رو با احساساتِ فوری و اضطراریِ یه ارتباط که معمولا به خودشون اجازه نمیدن حس کنن، وصل میکنه. در مقابل، فردِ مضطرب، جذبِ استقلال و خودکفاییِ فردِ گریز گریز میشه، که با تمایلِ شخصیش به خوداتکایی همخونی داره.
در حالی که این پویایی میتونه یه فرصت برای رشد فراهم کنه، حفظِ یه رابطهٔ سالم، برای سبکهای دلبستگیِ ناامن، رقابتی سخته، مگه اینکه خودآگاهی و ارتباطشون خیلی قوی باشه.
درمانِ یه سبک دلبستگیِ ناامن – گریز گریز، مضطرب یا ترسناک – نیازمندِ «دست یافتن» به یه سبک دلبستگیِ ایمن هست. همونطور که تو ستونِ قبلیم دربارهٔ درمانِ یه سبک دلبستگیِ مضطرب گفتم، این از طریق تجربههایِ عاطفیِ اصلاحکننده، که از کارِ درونی، بازنگری، درمان، مربیگری و روابط حاصل میشه، اتفاق میفته.
در حالی که خیلی خوبِ که دنبالِ یه شریک با دلبستگیِ ایمن باشی که بتونه به عنوانِ یه پناهگاه امن عمل کنه، ضروریِ که این مهارتها رو هم توسعه بدی. هدف اینه که به تعادل برسی، به جای اینکه یه شریک، کمبودهای تو رو پر کنه، تا تو بتونی یه رابطهٔ رضایتبخش با کسی داشته باشی که تکمیلت میکنه، نه اینکه کاملت کنه.
تو اینجا چند تا زمینهی مهم برای کار کردن هست:
- روی خودت از نظرِ احساسی تمرکز کن: یاد بگیر چطور با ناراحتیِ عاطفی خودت کنار بیای. این میتونه شاملِ تکنیکهایی مثل نفسکشیدن، آگاهی، نوشتنِ روزانه و پایهگذاری باشه. این میتونه به معنیِ گرفتنِ کمک از یه درمانگر و پرورشِ یه روال از مراقبت از خودت باشه که کمکت کنه با دنیای درونیات ارتباط برقرار کنی. با ساختنِ هوشِ عاطفی، آگاهی و ظرفیت خودت، میتونی عشقِ بیقید و شرط به خودت رو بپذیری تا حسِ شرم رو کم کنی.
- به خودت مهربونی کن: همینکه تشخیص دادی که رفتارهای گریز گریزت چطور بروز میکنن، به خودت اجازه بده که از گذشتههایت، با مهربانی و درک برخورد کنی. تغییرِ رفتارها عمیقِ، پس بپذیر که اشکالی نداره که تو حین یادگیری، دنبالِ یه جوابِ امن بگردی.
- افکار و احساساتِ درونیات رو بگو: غالبا، یه تمایل برای دفنِ احساسات و باز کردنشون به تنهایی وجود داره – اگه هم باشه. خیلی مهمه که مراحلِ پردازشِ احساساتت رو تمرین کنی، و بعد، وقتی آماده بودی، افکارت رو با شریکت تقسیم کنی. این حیاتیِ که به شریکت بگی که این، رد کردن نیست، بلکه تو به زمان نیاز داری تا آسیبپذیریِ خودت رو داشته باشی. بهطورِ مرتب ارتباط داشته باش و چک کن، در حالی که صمیمیت به تدریج توسعه پیدا میکنه.
- تمایلت به تنها بودن رو بپذیر: الگوهای گریز گریزت، مثل استقلال و خودراهبریت میتونه یه بخشِ قشنگ از شخصیتت باشه – وقتی متعادل باشه. شاید از اینکه چقدر به وقتِ تنها نیاز داری، حسِ شرم کنی، که این باعث میشه بیشتر هم بخوای. برای احترام به نیازت به استقلال، فعالانه با شریکت دربارهٔ اینکه این نیاز به تنها بودن چیها رو شامل میشه، صحبت کن. شاید سفرایِ خاصی باشه که تنهایی میری یا صبحها به زمان برای روالِ خودت نیاز داشته باشی.
- تو روابط متعهد شو: تو گذشته، شاید باور داشتی که متعهد شدن به یه شریک، به آزادیت آسیب میزنه. اما لزوما نباید اینجوری باشه. با ارتباطِ واضح، میتونی با شریکت کار کنی تا یه رابطهٔ عاطفی بسازی که توش خواستههای تو برای فضا و امنیت، پذیرفته بشه. با نزدیک شدن به این واقعیت، میتونی حسِ راحتیِ بیشتری تو موندن و تلاش برای یه رابطه داشته باشی، به جای اینکه دنبالِ راهی برای فرار بگردی.
- یه سیستمِ پشتیبانی داشته باش: یه شریک میتونه منبعِ فوقالعادهای برای دستیابی به یه سبکِ دلبستگیِ ایمن باشه، اما یاد گرفتنِ اعتماد کردن و دوست داشتنِ دیگران، به یه جامعه نیاز داره. این با اشتراکِ آزادانهٔ ترسها، ناامنیها و نیازهای تو شروع میشه. با یه جامعهٔ مورداعتماد ارتباط برقرار کن که میتونی ازشون کمک بخوای. یه دایرهٔ حمایتی میتونه کمکت کنه تا احساساتت رو بررسی کنی، اهمیتِ متقابلِ نیازهای دیگران رو درک کنی، پاسخهای عاطفیِ سالمتری توسعه بدی و یاد بگیری که به دیگران اعتماد کنی و بهشون تکیه کنی.
به یاد داشته باش:
با در آغوش گرفتنِ شایستگیِ عشقت و اذعان به اینکه حق داری به دیگران نزدیک بشی، میتونی یه داستانِ منسجم بسازی که با اضطراب و ترس مخلوط نشده. تو میتونی محدودیتهای تجربههای گذشتهت رو پشت سر بذاری و تو روابطِ عزیزانت، رضایت و آرامش پیدا کنی.
دلبستگیِ گریز گریز تو یه رابطه چه شکلیه؟
بیشتر بخوانید
مدیتیشن یک روز پربرکت برای جذب عشق وامنیت و سلامتی
خود هیپنوتیزم درمان زود انزالی در مردان توسط هیپنوتراپیست رضا خدامهری
تقویت سیستم ایمنی بدن با خود هیپنوتیزم
شمس و طغری
خود هیپنوتیزم ماندن در رژیم لاغری و درمان قطعی چاقی کاملا علمی و ایمن
خود هیپنوتیزم تقویت اعتماد به نفس و عزت نفس