یادداشت زبانی

گرچه دیدگاه‌ها متفاوته، ولی بررسی‌هایی که تو گروه آدمای دارای اوتیسم انجام شده، پیوسته نشون می‌ده که این افراد ترجیح می‌دن از زبان هویتی استفاده کنن (مثل «فرد اوتیستیک» به جای «فردی با اوتیسم»). این مقاله به این ترجیح زبانی گروه احترام می‌ذاره.

اوتیسم و دردسرهای روابط عاطفی

راهنمای تشخیص و آمار اختلالات روانی، اوتیسم رو یه اختلال عصبی-رشدی معرفی کرده که با تفاوت‌های اجتماعی و ارتباطی و همچنین رفتارهایی که با هنجارهای عادی‌نما فرق دارن، شناخته می‌شه. این تفاوت‌ها تو عملکرد مغز می‌تونه تجربهٔ آشنایی و پیدا کردن شریک عاطفی رو برای افراد اوتیستیک خیلی متفاوت‌تر از آدمای نوروتیپیکال کنه.

این تجربه‌ها حتی تو برنامه‌های محبوبی مثل «عشق توفوق» و «غیرعادی» هم نشون داده شده، که ثابت می‌کنن پیدا کردن عشق برای افراد اوتیستیک کاملاً امکان‌پذیره، گرچه شاید به کمی تلاش و دقت بیشتر نیاز باشه.

تحقیقاتِ فراوونی نشون می‌دن که بزرگسالای اوتیستیک، نسبت به بزرگسالای آلیستیک (آدمایی که تو طیف اوتیسم نیستن) احتمال کمتری داره که ازدواج کنن، هرچند موانع تشخیصی و محدودیت‌های تحقیقاتی، تعیین اعداد دقیق رو سخت می‌کنه. با این حال، تو نظرسنجی‌ها، خیلی از اوتیستیک‌ها که علاقه‌مند به یه رابطهٔ عاشقانه هستن، از دردسرهای این زمینه گزارش دادن.

آدمای اوتیستیک خیلی بیشتر از افراد غیر اوتیستیک احتمال داره که آسمانی باشن یا بی‌علاقه (یعنی، جذب جنسی یا عاطفی رو تجربه نکنن). اما اونایی که جذابیت جنسی و عاشقانه رو تجربه می‌کنن، معمولاً تو این روابط با چالش‌هایی روبرو می‌شن. یه فرد اوتیستیک ناشناس، که باهاش برای این مقاله صحبت کردم، قرار ملاقات یه فرد آلیستیک با یه فرد اوتیستیک رو به قرارای بین‌فرهنگی تشبیه کرد.

تصویر کلی

قرار گذاشتن به عنوان یه فرد اوتیستیک (یا کلاً یه فرد عصب‌گوناگون) با چالش‌هایی روبرو می‌شه؛ چون ممکنه آدم حس کنه خطر سوءتفاهم و طرد شدن زیاده. افراد اوتیستیک ممکنه حواسشون به نیازهاشون یه ذره بیشتر و دقیق‌تر باشه، اما این به این معنی نیست که دوست داشتن‌شون سخت‌تره — کلید ماجرا اینه که بدونی به چه چیزایی باید دقت کنی. درک اهمیت چیزایی مثل ارتباط، حساسیت‌ها، تماس بدنی، و علاقه‌مندی‌های خاص می‌تونه بهت کمک کنه، چه خودت اوتیستیک باشی و چه عاشق یه فرد اوتیستیک.

خانم‌های بیشتری نسبت به همیشه، اوتیسم دارن

ارتباطات حرف اول رو می‌زنه

وندلا ویتکام مارش، حامیِ اوتیسم و مدیرعاملِ Adult Autism Assessment و نویسندهٔ چند تا کتابه، که یکی از اونا «قرار ملاقات وقتی اوتیستیک هستی: عبور از درهم‌برهمی اجتماعی و پیدا کردن آدمت» هست. اون می‌گه که افراد اوتیستیک موقع قرار گذاشتن، معمولاً با چالش‌هایی روبرو می‌شن که همتایان غیر اوتیستیک‌شون شاید بهشون توجه نکنن — این شامل ارتباط می‌شه:

“ارتباطات برای هر زوجی که داره تلاش می‌کنه همدیگه رو بشناسه، مهمه، و این می‌تونه برای افراد اوتیستیک یه چالش خاص باشه. flirt کردن که شامل نشانه‌های غیرکلامی ظریف یا انتظارات دوگانهٔ زبانیه، می‌تونه راحت نادیده گرفته بشه یا بد برداشت بشه.”

افراد اوتیستیکی که شریک‌هاشون اوتیستیک نیستن، ممکنه سبک‌های ارتباطی متفاوتی رو تجربه کنن، که تو تحقیقات بهش می‌گن «مشکل دوگانه‌ی همدلی». آدمای غیر اوتیستیک معمولاً از اشاره‌ها، لحن و نشانه‌های ظریف برای رسوندن پیغام استفاده می‌کنن، که خیلی از افراد اوتیستیک قادر به درکش نیستن.

برد، یه فرد اوتیستیک که بیشتر از بیست سال ازدواج کرده، این‌طور تعریف کرد: “احتمالش زیاده که حقیقت رو بدون سانسور، از یه فرد اوتیستیک بشنوی. این می‌تونه خوشایند باشه، مخصوصاً وقتی داری کسی رو می‌شناسی، اما همین‌طور می‌تونه آزاردهنده باشه، مثل لحظه‌های سختی که تو دلت لطافت می‌خوای، اما با بی‌پرده‌گیِ اوتیستیک روبرو می‌شی.”

از طرف دیگه، افراد اوتیستیک ممکنه با سبک ارتباطی مستقیم‌تری تعامل داشته باشن که شاید برای افراد نوروتیپیک به‌عنوان بی‌احترامی یا بی‌ادبی تلقی بشه، اما معمولاً مورد استقبال بقیهٔ اوتیستیک‌ها قرار می‌گیره. مارش توصیه می‌کنه که شریک‌های غیر اوتیستیک صبور باشن و از این‌که نیت‌هایی رو که صریحاً ابراز نشده، برداشت کنن، خودداری کنن.

علاوه بر این، اون می‌گه که افراد اوتیستیک می‌تونن دربارهٔ تفاوت‌های‌شون تو ارتباطات، رو راست باشن: “خوبه که بگی، «من از اون دسته آدمام که به اشاره‌ها و flirt توجه نمی‌کنم. اگه کسی دوسم داره، امیدوارم که اینو مستقیم بگه.»” خیلی از اوتیستیک‌هایی که باهاشون حرف زدم، گفتن که تو فهمیدن flirt مشکل دارن.

به‌عنوان مثال، GTM این‌طور بیان کرد: “من واقعاً مطمئن نبودم که کسی می‌خواد با من قرار بذاره یا نه. بعداً فهمیدم آدمای زیادی بودن که داشتن با من flirt می‌کردن و من نمی‌دونستم.” دربارهٔ ارتباطات، اون گفت: “بهترین کار اینه که همیشه آماده باشی تا دربارهٔ شیوه‌های مختلف ارتباط و تعامل و رضایت تو هر رابطه‌ای با یه فرد اوتیستیک (یا هر آدم دیگه‌ای، شاید) صحبت کنی.”

زندگی اوتیستیکی تو (YAL)

یه نویسندهٔ اوتیستیک که تجربه‌های خودش رو به اشتراک می‌ذاره، گفت که ترجیح می‌ده آنلاین ارتباط برقرار کنه. افراد اوتیستیک ممکنه از قرار گذاشتن آنلاین خوششون بیاد، چون می‌تونن قبل از ارتباط، با اون فرد آشنا بشن، می‌تونن زمان بیشتری برای پردازش حرفا داشته باشن، بدون این‌که فوراً جواب بدن، و می‌تونن قبل از جواب دادن، راجع به جوابشون فکر کنن.

ND Dev، یه مرد اوتیستیک متاهله که همسرش غیر اوتیستیکه: “[هلن] به نیازهای آدما حساسه، تو مسائل شخصی بصیرته داره و خودش به طور خودکار حامیه، وقتی کسی بهش کمک نیاز داره — اما همین‌طور منطقی، عملی، سخت‌کوش، منظم و باهوشه. این یه ترکیب نادر تو یه نفره. (متأسفم، این خانوم گرفته شده.)” ND Dev اشاره کرد که افراد اوتیستیک همیشه احساسات‌شون رو به‌روش‌های معمول ابراز نمی‌کنن. مثلاً، “خارج کردن حس (مثل کم کردن تماس چشمی یا نشستم با هم، اما دور از هم) می‌تونه شبیه جدا شدن به نظر بیاد، اما نشونهٔ صمیمیت و اعتماده.”

چرا ارتباطات تو روابط خیلی مهمه

به حساسیت‌های حسی توجه کن

خیلی از افراد اوتیستیک حس‌ها رو به‌شکل متفاوتی نسبت به افراد غیر اوتیستیک تجربه می‌کنن و غالباً با محرک‌های خاصی به‌شکلی هماهنگ می‌شن که باعث ناراحتی یا تحت فشار قرار گرفتن می‌شه. این ممکنه شامل تحریک بیش از حد تو محیط‌هایی با صدای زیاد و فعالیت زیاد باشه، مثل خیلی از جاهای «قرار» سنتی مثل رستوران‌ها، کنسرت‌ها و دورهمی‌های دیگه.

افراد اوتیستیک همین‌طور می‌تونن حساسیت کم رو تجربه کنن، که این می‌تونه ظرفیت بیشتری برای تجربه‌های حسی بهشون بده. این اغلب باعث می‌شه که افراد اوتیستیک دنبال BDSM و سایر علاقه‌مندی‌ها برن تا این نیازهای حسی‌شون رو برآورده کنن.

مارش توصیه می‌کنه که یادتون باشه قرار ملاقات می‌تونه هر چیزی باشه، و شما می‌تونید فعالیت‌هایی پیشنهاد بدید که با نیازهای حسی‌تون سازگارتر باشه: “عاقلانه‌ست که حساسیت‌های حسی هر دو شریک رو موقع انتخاب فعالیت برای قرار ملاقات در نظر بگیری.” این شاید به معنی پیاده‌روی تو طبیعت باشه یا رفتن به رستوران یا باری که می‌دونید شلوغ نیست.

تو زندگی روزمره، شریک‌ها می‌تونن نیازهای حسی همدیگه رو به یاد بیارن. به‌عنوان مثال، ND Dev گفت: “بعضی وقتا، یه فرد اوتیستیک واقعاً به زمان تنهایی نیاز داره. این به این معنی نیست که رابطه‌تون خراب شده یا تو کمک کردن بهشون شکست خوردید.”
با شناختن همدیگه و رشد رابطه‌تون، می‌تونید به همدیگه بگید نیازات‌تون چیه و چه‌جوری باهاشون کنار میاید. یادتون باشه این یه گفتگوی مداومه، چون نیازای حسی می‌تونن با گذشت زمان تغییر کنن.

بعضی‌ها لمس دوست دارن، بعضی‌ها نه

افراد اوتیستیک ممکنه نسبت به لمس بدنی، بیشتر از افراد غیر اوتیستیک حساس باشن. این می‌تونه به صورت نارضایتی از لمس فیزیکی یا نیاز شدیدتر به تماس فیزیکی بروز کنه. حتی اگه هر دو شریک اوتیستیک باشن، نیازها و میزان راحتی‌شون تو لمس بدنی ممکنه با هم فرق داشته باشه. ارتباط مرزها و نیازها به‌وضوح اهمیت داره، با گفتگوی دائم درباره‌ی این‌که هر شریک آماده‌ست و با چی راحته.

اگه لازمه زمانی رو برای راحت شدن با لمس بدنی صرف کنی، می‌تونی به شریکت بگی که هنوز آماده نیستی، اما ممکنه تو آینده به این سطح برسی. همین‌طور می‌تونی بگی که فکر نمی‌کنی دیگه با نوع خاصی از لمس راحت بشی. هر دوی این تجربه‌ها معتبر و درسته. مثل تمام بازماندگان آزار، افراد اوتیستیک ممکنه تو ارتباط مرزهاشون در مورد لمس بدنی مشکل داشته باشن اگه آزار رو تجربه کرده باشن. یه مطالعه نشون داده که افراد اوتیستیک، بیشتر از جامعهٔ غیر اوتیستیک، احتمال داره که مورد آزار جسمی و جنسی قرار بگیرن.

مارش روی اهمیت احترام به مرزها تو لمس بدنی تأکید می‌کنه: “هیچ‌کس، چه مرد، چه زن، چه غیردوجنسیتی، چه اوتیستیک، یا تو جامعهٔ نورومجارتی، نباید هیچ‌وقت برای درگیر شدن تو هر نوع لمسی که باهاش احساس ناراحتی می‌کنه، تحت فشار قرار بگیره.”

زمانی رو برای پردازش احساسات اختصاص بده

حساسیت‌های حسی برای افراد اوتیستیک، فقط به تصویر، صدا، مزه، بو و لمس محدود نمی‌شه. خیلی از افراد اوتیستیک احساسات رو خیلی شدید تجربه می‌کنن و این می‌تونه چالش‌هایی تو پردازش، تنظیم و ابراز اون‌چه حس می‌کنن، ایجاد کنه. این می‌تونه منجر به تنش بشه چون احساسات عاشقانه غالباً خیلی شدیدن، مخصوصاً تو مراحل اولیهٔ یه رابطه.

مارش توصیه می‌کنه که آروم‌آروم پیش برید تا یه فضایی برای مدیریت این احساسات بزرگ فراهم بشه: “قرار گذاشتن، از اول، یه کم شبیه یه ترن هوایی عاطفیه، با امیدها و انتظارات بالا.” شریک‌ها می‌تونن نیازای همدیگه رو به هم بگن و هر وقت که لازم دارن یه قدم عقب برن تا مطمئن بشن که فضایی برای پردازش احساسات به شکل سالم دارن.

به‌همین ترتیب، YAL اشاره کرد که مهمه همتایان آلیستیک تلاش کنن تا پردازش و درک شریک اوتیستیک‌شون رو درک کنن: “اینکه شریکتون ND هست، به شما می‌گه که مغزشون به‌طوری ساختار یافته که *جهان رو* به همون شکلی که شما تجربه می‌کنید، درک نمی‌کنه. اگه اینو نادیده بگیرید، دارید به رابطه‌تون فشار وارد می‌کنید.”

علاقه‌مندی‌های خاص

افراد اوتیستیک ممکنه متوجه بشن که با شریکایی که علاقه‌مندی‌های خاص مشابهی دارن، خوب کنار میان. مارش می‌گه اونایی که دنبال شریک قرار می‌گردن، ممکنه افراد هم‌فکر رو تو باشگاه‌ها یا گروه‌هایی که حول علاقه‌مندی‌های خاص جمع شدن، پیدا کنن.

طبق گفته‌های ND Dev، “تو زمانی که شریکت روی چیزایی که برات مهم نیستن، تمرکز می‌کنه، صبور باش. معمولاً دلیلی براش هست.”

برای زوجای مختلط-نوروتیپیک یا اونایی که علاقه‌مندی‌های خاص مشترکی ندارن، به اشتراک گذاشتن علاقه‌مندی خاص شریک می‌تونه بهشون کمک کنه ارتباط برقرار کنن: “یاد گرفتن دربارهٔ علاقه‌مندی‌های قرارتون و به اشتراک گذاشتن دربارهٔ علاقه‌مندی‌های خودتون می‌تونه جالب باشه.” در واقع، همون‌طور که ND Dev اشاره کرد، افراد اوتیستیک به‌روش‌های متفاوتی محبت رو ابراز می‌کنن، از جمله به اشتراک گذاشتن اطلاعات گسترده دربارهٔ علاقه‌مندی‌های خاص خودشون.

اما اگه یه شریک شدیداً روی علاقه‌ی خاص خودش تمرکز کنه و شریک دیگه بهش توجه نکنه، چالش‌هایی ممکنه پیش بیاد. ممکنه شنیدن حرفای شریکت دربارهٔ علاقه‌مندی‌هاش به‌مدت طولانی، طاقت‌فرسا باشه، و حتی افراد غیر اوتیستیک هم ممکنه تحت فشار قرار بگیرن. اگه لازمه، استراحت کردن اصلاً نامناسب نیست. از ارتباطات باز و مستقیم برای ابراز این نیاز استفاده کن.

مارش همچنین توصیه می‌کنه که نوبتی دربارهٔ علاقه‌مندی‌های خاص صحبت کنید تا هر دو شریک احساس شنیده شدن کنن.

کنار اومدن با تغییرات

افراد اوتیستیک معمولاً به روال و قابل پیش‌بینی بودن نیاز دارن، که می‌تونه مدیریت تغییرات رو سخت کنه. این به خاطر نیاز به امنیته. این ممکنه برای یه شریک غیر اوتیستیک که می‌خواد خودجوش باشه، تنش‌زا به نظر بیاد، و ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم تضمین کنیم که برنامه‌ها تغییر نمی‌کنن.

احترام گذاشتن به روال و خودجوشی، به‌طوری مهمه که نیازهای هر دو شریک تأمین بشه. حتی راه‌هایی وجود داره که می‌شه هر دو رو تو یه موقعیت ترکیب کرد.

مارش می‌گه که داشتن یه «برنامهٔ B» اگه برنامه‌های اصلی به نتیجه نرسید، می‌تونه کمک کنه. به این ترتیب، آدمایی که به روال اهمیت می‌دن، می‌تونن از نظر ذهنی برای این گزینهٔ جایگزین آماده شن. به‌عنوان مثال، اون گفت: “اگه برای اولین‌بار با کسی تو رستوران قرار می‌ذارید، یه لیست از چیزا درست کنید، مثل این‌که چقدر صبر کنی قبل از این‌که بهش پیام بدی، چند بار پیام بفرستی و چقدر بین پیام‌ها صبر کنی و اگه از طرف اون خبری نشد چی کار کنی. داشتن یه برنامه برای پیام دادن، اگه دیر کنن کمک می‌کنه از اضطراب فرستادن پیام‌های پیاپی، که به‌عنوان نیاز بیش از حد تعبیر می‌شه، جلوگیری کنی. اگه از طرف اون خبری نشد (که اتفاق می‌افته)، بدون که این اصلاً به این معنی نیست که مشکلی با تو هست. برنامه‌ریزی کن که چقدر صبر کنی و بعدش چی کار کنی. ازش یه فعالیت سرگرم‌کننده برای خودت بساز که می‌تونی تنهایی انجامش بدی. دونستن این‌که یه برنامهٔ پشتیبان داری، کمک می‌کنه.”

این موضوع همین‌طور می‌تونه برای تموم کردن روابط اعمال بشه؛ یه فرد اوتیستیک ناشناس با من این‌طور در میون گذاشت: “یه بار این‌طوری از من جدا شدن و من گفتم «اوکی اما نه الان، لطفاً، دارم به یه سری تنشای دیگه رسیدگی می‌کنم» و من مطمئنم که اون فرد هم تا حدی اوتیستیک بود، چون حرف من رو جدی گرفت و به همین صورت پیش رفتیم.” درحالی‌که هیچ‌کس مجبور نیست تو رابطه‌ای بمونه که می‌خواد تموم بشه، آهسته پیش رفتن تو بقیهٔ گذارها یا تغییرات می‌تونه به فرد اوتیستیک کمک کنه تا سازگار بشه.

حرف آخر

در حالی که افراد اوتیستیک ممکنه تو قرار گذاشتن و روابط عاشقانه با چالش‌هایی روبرو بشن، ارتباط باز و درک نیازهای فردی و منحصر به فرد می‌تونه اضطراب رو تو این فرآیند کم کنه. اگه اوتیستیک هستی، بدون که می‌تونی شریکی پیدا کنی که نیازات رو درک کنه و برآورده کنه.

اگه اوتیستیک نیستی، می‌تونی نسبت به شریکت همدلی داشته باشی و بهشون کمک کنی تا تو رابطه‌تون راحت باشن. اگه اوتیستیک هستی، بدون که نیازات و سبک ارتباطی‌ت درسته.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *