چگونه به افرادی که اعتماد به نفس کم دارند کمک کنیم؟

بعضی افراد وقتی در شرایط خاصی قرار میگیرند به اعتماد به نفس پایین دچار می شوند که میبایست این شرطی شدن را در آن ها از بین ببریم.

حالا چگونه اعتماد به نفس خودمان و دوستمان را زیاد کنیم؟

در ادامه به شما توضیح خواهم داد

شاید جمله ی “خودت را دوست داشته باش” برای شما مفهومی گیج کننده داشته باشد، اما قطعا متوجه اید که وقتی خودمان را دوست نداشته باشیم،احساس بدی در ما می شود.

نظر سنجی در مورد استرس و اعتماد به نفس

من در اینستاگرام نظرسنجی ای در مورد افرادی که هنگام استرس فکر میکنند به اندازه ی کافی خوب و قابل ستایش نیستند برگزار کردم و نتیجه ی آن را برایتان شرح خواهم.

در ابتدا بد نیست بدانید که این ایده که باید با خود مهربان باشیم و خود را دوست بداریم ایده نسبتاً جدیدی است که در جنبش عزت نفس در دهه 1980میلادی به وجود آمد. این ایده به معنای خودشیفتگی نیست؛هرچند که عده ای تفاوتی میان “خودشیفتگی” و “با خود مهربان بودن” قائل نمیشوند و این قضیه مشکلات بسیاری را برای آن ها ایجاد میکند.

آیا دوست داشتن خویشتن، به فرد فشاری وارد میکند؟

یک بار سعی کردم زنی را که کاملاً آشفته بود و تصور میکرد از اعتماد به نفس پایینی برخوردار است را آرام کنم. یک نفر دیگر هم آنجا بود که ناگهان رو به زن آشفته کرد و گفت “به خودت عشق بورز“. زن نمی دانست که منظور آن فرد چیست و کاملا گیج شده بود!

این حقیقت را فراموش نکنید که  درست است که ما باید برای خودمان زندگی کنیم و کار هایی انجام دهیم که حس خوبی به ما بدهد و هرگز خود را بیش از حد سرزنش نکنیم اما عشق ورزیدن به خویشتن می تواند یک مفهوم گیج کننده و انتزاعی باشد، که پس از شنیدن آن اگر خوب این مفهوم را نشناسیم ممکن است این احساس بد در ما ایجاد شود که خودمان را به حد کافی دوست نداریم. پس ما بلاخره باید چه کنیم؟!

ما باید مانند شخصی که به او اهمیت می دهیم با خود رفتار کنیم، اما به هیچ وجه نباید واقعیت را انکار کنیم و با نادیده گرفتن ایرادات و اشتباهاتمان دائما به خود لوح تقدیر بدهیم!چرا که نادیده گرفتن این واقعیت ها سبب ایجاد تناقض در اعتماد بنفس ما خواهد شد.

حال اگر قصد دارید با ستایش افراد و تأیید کردن آن ها باعث ایجاد افزایش اعتماد به نفس در آنان شوید به این نکته توجه کنید که این روش برای کسانی که از عزت نفس خوبی برخودارند نتیجه ی مثبتی در پی دارد. درصورتی که ثابت شده برای کسانی که عزت نفس سالمی ندارند، تاییدیه و تعریف و تمجید بیش از حد می تواند باعث شود که آنها حتی احساس بدتری نیز داشته باشند!

من رضا خدامهری هیپنوتراپیست و محقق در زمینه سلامت ذهن و روان هستم و در این سفر شما را همراهی میکنم.

با افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس، افراد تمایل دارند کمتر به خودشان توجه کنند

وقتی عزت نفس و اعتماد به نفس افراد از یک حدی بیشتر میشود تمایل دارند بیشتر به دیگران و به طور کلی به زندگی توجه کنند؛ درواقع احساس میکنند دیگر خودشان به توجه نیازی ندارند و ترجیح میدهند بر روی مسائل بیرون تمرکز کنند.

تا بحال به این فکر کرده اید که ما لیاقت چه چیزی را داریم و لایق چه چیزی نیستیم؟

برخی اوقات می شنویم که برخی از افراد زندگی را طوری توصیف می کنند که انگار زندگی با تمام پیچیدگی هایش یک نوع حساب و کتاب ریاضی است! مثلا مدام جمله هایی از این قبیل را تکرار میکنند:

من لیاقت این بدبختی را دارم

من لیاقت تجربه ی آن حس خوب را ندارم.

و…

حتی برخی افراد ممکن است روابط سالمی را خراب کنند چون احساس می کنند لیاقت این خوشبختی را ندارند!

روزی یکی از مراجعینم به من گفت که رابطه ای عاشقانه با یک مرد بسیار خوب را آغاز کرده است اما  متأسفانه احساس می كند كه باید به آن پایان دهد زیرا “لیاقت آن را ندارد“. من به جای اینکه به اعتقاد او بی احترامی کنم و به او بگویم که “اشتباه می کنی، اتفاقا کاملا لیاقتش را داری”، فقط گفتم:

“بله اگر اینطور به مسائل نگاه کنی، شاید لیاقت این رابطه را نداشته باشی. اما در آینده چه کاری می توانی انجام دهی تا لیاقت این رابطه سالم را داشته باشی؟ ”

او که انتظار داشت همان کاری را انجام دهم که درمانگران دیگر انجام داده بودند و با اعتقاد او مخالفت کنم ،وقتی جمله ی مرا شنید واقعا به فکر فرو رفت.

پس از کاشتن این ایده در ذهنش، موضوع را عوض کردم. اما بعداً ، وقتی در حین هیپنوتیزم به شدت آرام شد، دوباره به موضوع برگشتم و از او خواستم چیزهایی را تصور کند که هم او و هم کسی که با او در رابطه بود در آینده انجام می دهند و این که این کار ها باعث می شود آن ها “لیاقت” یکدیگر را داشته باشند. سپس در میان افکار قدیمی او در رابطه با “لیاقت داشتن” جستجو کردم زیرا تنها راه  سست کردن یک تفکر سفت و سخت، این است که از چهارچوب آن تفکر عبور کنیم.

راه رهایی از احساس “بی لیاقتی” لزوماً این نیست که به خودتان بقبولانید لیاقت دارید، بلکه میبایست شروع به ایجاد تغییراتی در خود کنید که به شما احساس رضایتمندی از خویشتن بدهد.

برای رفع احساس “شایسته نبودن”، شاید بهتر باشد روی خودمان کار کنیم تا واقعا به آن شایستگی برسیم.

اما چگونه؟

خودت را دوست داشته باش

شایستگی

آیا چمن سزاوار باران و آفتاب است که رشد کند؟

اگر تشنه باشم، فقط اگر لیاقت آن را داشته باشم، می توانم آنچه را که نیاز دارم بنوشم؟!

آیا حیوان خانگی شما لایق غذاست، یا اینکه به او غذا می دهید چون به تغذیه نیاز دارد؟

چرا دائما قصد داریم با دیدگاه شایسته بودن و نبودن به همه چیز بنگریم؟

ما می توانیم لیاقت دریافت عشق از دیگران را داشته باشیم و دیگر به دنبال درک اینکه چرا فلانی ما را دوست دارد و یا چرا خوشبختی به سمت ما آمده است نباشیم. ما می توانیم ایده های مربوط به لایق بودن یا نبودن را کنار بگذاریم. چرا که نه؟

اما قبل از انجام این کار لازم است نکاتی را راجع به آن بدانید.

 

قطعا تا به حال با افرادی روبرو شده اید که به مسائل، خیلی ساده یا خیلی افراطی نگاه میکنند و در واقع صفر و صدی هستند؛این افراد معمولا به دلیل مشکلات عاطفی به این حالت دچار میشوند. مشابه این اتفاق را میتوان در طی هیپنوتیزم به وجود آورد و سپس با استفاده از تکنیک هایی این طرز تفکر اشتباه را در فرد اصلاح کرد .

از این طریق به فرد کمک می کنیم که با انعطاف پذیری بیشتری نسبت به خود و زندگی خود نگاه کند.

برای مثال مادر یکی از مراجعین من بارها و بارها سر فرزند خود فریاد کشیده بود و گفته بود که “او به اندازه یک لوبیا ارزش ندارد” و سپس او را به شدت کتک زده بود. ایده ی “اندازه یک لوبیا هم ارزش نداشتن” به بخشی از شخصیت مراجع من تبدیل شده بود. هیپنوتیزم کمک بسیاری به این فرد کرد؛ زیرا اگر بخواهیم اثرات چنین رویدادهای دردناکی را برطرف کنیم، باید در سطح احساسات با “هیپنوتیزم” کار کنیم وگرنه هر چه قدر هم به چنین آدمی بگوییم که فرد با ارزشی است، تا زمانی که روی بخش آسیب دیده ی عاطفی اش کار نکنیم، اثری ندارد.

ما باید قبل از بررسی تعصبات مربوط به کمبود اعتماد به نفس فرد از هیپنوتیزم بالینی برای رفع مشکل عزت نفس او استفاده کنیم.

تکنیک سوال پرسیدن از ذهن ناخودآگاه افراد

می توانیم از افرادی که فکر می کنند به اندازه کافی خوب نیستند بپرسیم که این باور از کجا آمده است؟ آیا از افراد دیگر این عبارت را شنیده اند؟ آیا مایلند برای با لیاقت شدن کاری انجام دهند؟ آیا یک فرد میتواند لیاقتش را پس از اینکه از دست داد سپس دوباره کسب کند؟ آیا می توان نیازها را بدون فکر به این که آیا سزاوار آن هستیم یا نه برآورده کرد؟

ما می توانیم این سؤالات را از افراد بپرسیم، که می تواند دیدگاه های تازه و گسترده تری را راجع به طرز فکر ناخودآگاه آن ها به ما بدهد.

 

آیا می دانید چطور فردی که احساس می کند “لیاقت کافی” ندارد را بدون این که عصبانی شود کنترل کنید؟

چنین فردی به دیگران اجازه نمیدهد که به او کمک کنند زیرا فکر می کند که “لیاقت آن را ندارد”، که این قضیه مانع پذیرش سخنان درمانگر میشود و در چنین شرایطی جایگزین کردن یا تغییر شکل دیدگاه های قبلی فرد برای درمانگر بسیار دشوار خواهد شد و فرد با شنیدن هر جمله ی مستقیمی از سوی درمانگر، مثل این که “تو لیاقتش را داری” به شدت عصبانی میشود.

اولین کاری که باید در این شرایط انجام دهیم این است که به فرد کمک کنیم تا استرس و تنش خود را کنترل کند و آرام باشد، زیرا همه ما وقتی تحریک یا درواقع عصبانی می شویم تمایل داریم با هرچیزی افراطی برخورد کنیم ؛ در حقیقت ترس یا عصبانیت ما را مجبور به انجام چنین واکنشی می کند.

التبه اگر چنین احساساتی به هیچ وجه در فرد وجود نداشته باشد و فرد اصلا در کامل بودن یا نبودن خود شک نکند، دچار خودشیفتگی می شود و با خود می گوید:

“من شگفت انگیزم و بهتر از بقیه هستم”.

بنابراین در قدم اول کنترل استرس در شرایط تنش زا، کمک بسیاری به کاهش فشار روانی در فردی که اعتماد بنفس کمی دارد میکند.

من از هیپنوتیزم برای آرام کردن مراجعینم استفاده میکنم و از این طریق به آن ها یاد می دهم چگونه اضطراب خود را در شرایط بحرانی کنترل کنند. همچنین همیشه از آن ها میخواهم افکار خود را بررسی کنند. این کار به آن ها کمک می کند تا تفکر افراطی خود را به چالش بکشند و میانه روی و تعادل را در پیش بگیرند.

همچنین پیش تر به این موضوع اشاره کردم که بعضی اوقات به افرادی که به آن ها برای افزایش اعتماد به نفس شان کمک می کنید ممکن است از درمان شما عصبانی شوند. بنابراین باید خیلی با دقت رفتار کنید. برای مثال، معمولاً خود من هنگام صحبت با چنین افرادی همه چیز را جمع می بندم و به آدم های دیگر نسبت می دهم و چگونگی برداشت از صحبت هایم را بر عهده خودشان میگذارم.

اعتماد به نفس

تحقیق در مورد افزایش و تقویت اعتماد به نفس

خیلی خوب است در باره مسائل مهمی مثل افزایش اعتماد به نفس کمی تحقیق کنیم و کتاب های خوب در این زمینه را بخوانیم و در این راه تمرین کنیم.

با اینکار ذهن ناخود آگاه خود را آموزش میدهیم که نگاه و درک بهتری از این موضوع حاصل کند.

خیلی از مراجعینم وقتی که درباره افزایش اعتماد به نفس و نوع نگاه صحیح با آنها صحبت میکردم به من میگفتند که چقدر احساس بهتری دارند و وقتی که سعی میکردم حس نادرستی که در این باره داشتند را در جلسات هیپنو آنالیز در ذهن آنها خنثی کنم به یکباره درمان میشدند و اعتماد به نفس پیدا میکردند و حسشان در مورد خودشان بهتر میشد و تصویر ذهنی در مورد خودشان را با تصویر جدیدی که واقعا داشتند که همان فرد با اعتماد به نفس است تعویض میکردند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *