امروز یاد گرفتم چرا فیلم متری شیش و نیم فیلم بدی بود؟

فیلم متری شیش و نیم فیلمی بود که واقعا فیلم نبود و یک پازل تبلیغاتی کارگردانی شده بود برای فروش بیشتر.

در این ویدیو بیشتر توضیح دادم .

چرا سینما میریم که فیلم ببینیم؟

سینما رفتن و فیلم دیدن یکی از بهترین تفریحات همه ما هست. هروقت که وقتی پیدا میکنیم با دوستان یکی نظر میده و میریم سینما.

یه جور تمرین باهم بودن است و خیلی خوش میگذره. مخصوصا وقتی که با خوردن پف فیل و نوشابه هم همراه باشه.

خیلی ها سینما رفتن رو دوست دارن. دلیل روانشناسی داره. چون یه تمرین با هم بودن بدون استرس هست. راحت کنار هم میشینیم و سرگرم میشیم و کم کم یخهامون باز میشه و یجور ارتباط عاطفی هم بینمون ایجاد میشه.

بعد از فیلم هم که بحث داغه. همه نظرشون رو در مورد فیلم میدن و خوش میگذره. بجای اینکه به همدیگه گیر بدیم ایندفعه به کاراکترای فیلم گیر میدیم و اونها رو نقد میکنیم. کاراکترهایی که شاید الهام گرفته از زندگیهای خودمون هست. بعضی مواقع هم چیزای خوب یاد میگیریم از فیلم و از کاراکتر نقش اول الهام میگیریم.

خیلی وقتها هم جو میگیرتمون و میخوایم عین شخصیت اول فیلم عمل کنیم.

سینما رفتن عالی هست.

به جرات میتونم بگم که سینما رفتن رو همه آدمها دوست دارن. تو ایران ما هم خیلی طرفدار داره خدارو شکر.

سلام به اهالی عشق. من رضا خدامهری ، هیپنوتراپیست و محقق در زمینه های سلامت ذهن و روان در برلین هستم.

شما میتونید شخصا با من در تماس باشید و راهنمایی بگیرید

چرا باید فیلمها رو نقد کنیم؟

به نظر من نقد از زندگی میاد. اگر از خودمون و دیگران نقد نمیکردیم به این پیشرفت ذهنی نمیرسیدیم. دنیایی رو در نظر بگیرید که هرکی هرکاری میکنه همه تصدیق میکنن. چه اتفاقی میفتاد؟ هیچی رو هیچی بند نمیشد. سینما و فیلم هم دقیقا مثل بقیه چیزهاست و باید نقد بشه تا اینکه بهتر عمل کنه.

یادتون باشه ،هرکی از نقد میترسه بدونید که حتما یه جای کارش میلنگه.

فیلم متری شیش و نیم

فیلم متری شیش و نیم یکی از اون فیلمهایی هست که عوامل تولید فیلم بسیار هوشمندانه عمل کردند و فیلم سروصدای زیادی کرد. هم از داستان بگیرید و هم بازی هنرپیشه ها و بقیه. فروش بسیاری داشت. از این مدل فیلمهای فروش مدار متاسفانه در سینمای امروز ایران زیاد دیده میشه.

یادمه که استاد مارکتینگمون همیشه میگفت بهترین فرصت در بحران بوجود میاد.

همیشه بحران راهی بوده برای سود یکسری از آدمها که مثالش رو همه جا میتونید ببینید.

همیشه در بحران هست که ثروتندان ثروت بشتری جذب میکنند و فقرا بیشتر فقیر میشوند.

بحران امروز ما هم مشکلات اجتمایی هست که همه ما با آن دست به گریبان هستیم. بحرانی که راهی شده است برای کیسه دوزی یک سری افراد سود جو.

فیلم متری شیش و نیم هم خوب سوار این موج شد و سود برد.

سوالی که بوجود میاد این هست که چطور یک فیلم بسیار بد میتواند فروش و سرو صدای زیادی بکند؟

فیلمی بدی که ظاهرا بسیار خوب است ولی با دقت که نگاه میکنی یکی از بدترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است؟

مدیا بهترین هیپنوتیزور

ما در قرن بیست و یک در قرنی هستیم که علم تبلیغات بسیار پیشرفت کرده است. فرمول بسیار ساده ای هم دارد.

او ذهن مصرف کننده را بررسی میکند. ضعف و یا حبابی از نیاز را پیدا میکند و برای آن برنامه ریزی کرده و محصول بی کیفیت خود را به شما میفروشاند.

ما هم که به ظاهر یکی از نیازهای خود را برطرف کرده ایم رضایت کافی داریم و او را ستایش میکنیم.

امروزه هزاران محصولی که ما به آنها اصلا نیاز نداریم را جوری به ما نشان میدهند که ما فکر میکنیم بدون آنها زندگی امکان ندارد.

مثل محصولات بهداشتی یا داروهای مولتی ویتامین و غیره.

فروش بالا دلیل بر خوب بودن فیلم نیست

متاسفانه در سینمای ایران فیلمهایی رو میبینیم که فروش زیادی میکنند و فیلمهای بسیار بدی هستند. چطور سلیقه ما بینندگان به این فیلمهای بد رای مثبت میدهد؟ آیا مشکل از ماست یا مشکل از اونهاست؟

راز؟

در هیپنوتراپی یاد گرفتم که اول قبول کنم که ما انسانها یک کامپیوتر قدرتمند بیولوژیکی هستیم. وقتی این رو قبول کنی خیلی از سوالها رو میتونی بهتر جواب بدی.

ذهن ما در مرکز فرماندهی این سیستم سریع و دقیق بیولوژیکی همه چی را برای بقای بیشتر ما کنترل و نظارت میکند. برای او بین یک موز یا یک سیب هیچ فرقی نیست. بلکه او به این می اندیشد که ما به کدام یک از آنها بیشتر نیاز داریم تا بیشتر زنده بمانیم.

این نیاز هم میتواند عاطفی باشد و هم غذایی.

پس با یک کامپیوتری طرف هستیم که فرق بد و خوب را نمیداند. فقط به بقا و بیشتر زنده ماندن فکر میکند.

سیگار کشیدن خیلی بد است ولی کلی انسان سیگاری اطرافمان میشناسیم که همه آنها میدانند که سیگار زندگی آنها را زودتر به پایان میدهد ولی همچنان سیگار میکشند. وابستگی عاطفی لحظه ای سیگاریها برای چند لحظه هم که شده برای مغز آنها در ارجهیت است در مقابل سلامتی آنها.

آیا مغز اشتباه کرده است؟

خیر

پس مشکل از کجاست؟

او گریبانگیر برنامه ای عاطفی مخربی شده است که در مغز او توسط دوستانش در جوانی نصب شده است. دقیقا مثل کامپیوتر که میتوانیم مثلا فتوشاپ را در آن نصب کنیم.

حال این برنامه مخرب به او دستور میدهد که سیگار بکشد. در واقع برنامه ای است که توسط ساز و کارهای عاطفی خود مغز دستکاری شده است و خود را به عنوان یک برنامه خوب جا زده است.

دقیقا مثل ویروسی که وارد بدن میشود و خود را مانند مانند بقیه سلولهای بدن آرایش میکند که سلول دفایی بدن او را نشناسد. و وقتی که سیستم دفایی بدن اورا به عنوان یک خودی قبول کرد حالا او شروع به خرابکاری میکند.

فیلم متری شیش و نیم

فیلم متری شیش و نیم هم دقیقا همانند آن ویروس از ضعف ها و حبابهای ذهن انسانی ما استفاده کرد که مغز ما او را به عنوان یک فیلم خوب بشناسد.

توضیح مفصلی را در ویدیو نقد فیلم متری شیش و نیم گفتم که حتما باید نگاه کنید تا متوجه شوید این اتفاق چطور می افتد و چطور یک فیلم بد پر فروش میشود.

نتیجه

نتیجه اینکه فیلم متری شیش و نیم نتیجه جریان مخربی است که در سینمای ایران اتفاق افتاده است و سینمای ایران را تهدید میکند و باید جلوی این جریان فروش مدار حتما گرفته شود و تنها راهش هم این است که ذهن خود را بهتر بشناسیم که گول فیلمهایی از قبیل متری شش و نیم را نخورد.

مقاله های شبیه به این مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *