مهربانی-ارتباطات-تیم‌های-بهداشتی

نقش دل‌سوزی در بهبود روابط تیمی در حوزه‌ی سلامت

یه محقق یه تعریفی از «دل‌سوزی» ارائه داده و باور داره که این مفهوم می‌تونه کلید بهبود ارتباطات داخل تیم‌های درمانی باشه و مراقبت از بیماران رو ارتقا بده. نیکی مک‌کلین، که دانشجوی دکترا تو دانشکده‌ی سلامت جمعیت دانشگاه آوکلنده، میگه: «دل‌سوزی یه رابطه‌ی قوی با تجربه‌ی بیمارا و نتیجه‌ی درمانشون داره، از جمله ایمنی، ارتباط بهتر با خدمات درمانی و کاهش بستری دوباره‌ی بیمارستان.» اون ادامه می‌ده: «از طرف دیگه، بی‌مهری توی تیم‌های درمانی – مثل رفتارای توهین‌آمیز، حرفای سربسته یا تند – تو تحقیقات گسترده نشون داده که عامل سه‌چهارم اتفاقات ناراحت‌کننده تو محیط بیمارستاناست که به بیمارا آسیب زده.» پس، درسته که دل‌سوزی ممکنه یه مفهوم نرم و خوشایند به نظر بیاد، اما در واقع یه ابزار خیلی جدی برای بالا بردن ایمنی بیمارا و بهتر کردن تجربه‌ها و نتایج درمانشونه.

معنی دل‌سوزی و اهمیتش

مک‌کلین با بررسی و تحلیل دقیق مقالات تحقیقاتی چاپ‌شده، یه تعریفی از دل‌سوزی به‌دست آورده و فهمیده که این مفهوم، یه چیز عملی، مثبت و با هدفه. اون می‌گه: «بنیاد و اساس دل‌سوزی، ادب و انتخاب کارهاییه که نشون‌دهنده‌ی احترام، بخشندگی، صداقت و دربرگیری همه هست.» مک‌کلین ادامه میده: «وقتی با یه اختلاف نظر روبرو می‌شیم، که این موضوع هم تو حوزه‌ی بهداشت و هم تو دنیای بزرگ‌تر خیلی رایجه، دل‌سوزی یه طرز فکر و رویکرده که توش شما با انتخاب‌هاتون، احترام اون فرد مقابل رو حفظ می‌کنید.»

یه تیم درمانی که دارن درباره‌ی مراقبت از بیمار تو یه محیط بیمارستانی روشن و مدرن حرف می‌زنن.
همکاری و دل‌سوزی تیم‌های درمانی، کلید موفقیت تو مراقبت از بیماره.

فرق بین دل‌سوزی، هم‌دردی و همدلی

مک‌کلین متوجه شد که پژوهشگرا معمولاً دل‌سوزی رو با هم‌دردی و همدلی اشتباه می‌گیرن. مقاله جدیدش، که با همکاری استاداش دکتر لورا ویلیکن-مایرز و پروفسور تونی داول به‌عنوان نویسنده‌های همکار منتشر شده، به‌تازگی توی مجله‌ی پزشکی بریتانیا چاپ شده. با این حال، فرق گذاشتن بین این کلمات مهمه چون دل‌سوزی، مستقل از حس و حال بقیه، یه چیز جداست و می‌شه تو آموزش پزشکی یادش داد. همدلی یه واکنش احساسی درونیه که به حس مشترک یا درک احساسات و شرایط بقیه، چه ناراحتی باشه چه خوشحالی، مربوط می‌شه و باعث عمل می‌شه، نه اینکه خودِ یه عمل باشه.

دل‌سوزی و همدلی تو سیستم بهداشت و درمان

همدلی یعنی پاسخ دادن به ناراحتی بقیه با تمایل به کم کردنش، اما این پاسخ ممکنه به یه عمل بیرونی منجر نشه. برعکس، دل‌سوزی مجموعه‌ای از کاراست که در جواب به تمایل برای کمک به بقیه انجام می‌شه تا بتونن بهتر بشن و این کار می‌تونه از یه پاسخ همدلانه یا یه انتخاب آگاهانه ناشی بشه. مک‌لین فکر می‌کنه که می‌شه دل‌سوزی رو بیشتر تو فرهنگ تیم‌ها و سازمان‌ها جا داد، که این می‌تونه روابط رو داخل تیم‌های درمانی و با بیمارا بهتر کنه و همچنین تجربه‌ی بیمارا از ایمنی و اعتماد رو بیشتر کنه. اون میگه: “این چیزیه که می‌تونیم به‌طور واقعی اندازه‌گیریش کنیم و انتظار داشته باشیم، مثلاً، تو آموزش پزشکی، تو سیاست‌ها یا تو سازمان‌ها.”

تصویری که تفاوت بین دل‌سوزی، هم‌دردی و همدلی رو نشون می‌ده؛ یه دکتر که داره با دل‌سوزی به حرف بیمارش گوش می‌ده.
درک احساسی توی ارتباط با بیمارا: فرق گذاشتن بین دل‌سوزی و همدلی مهمه.

دل‌سوزی می‌تونه وجود داشته باشه حتی وقتی دکترا خیلی خسته‌ان و نمی‌تونن ابراز همدلی کنن. با این حال، سازمان‌ها باید محیط و فرهنگ‌هایی رو به‌وجود بیارن که به آدما و تیم‌ها این اجازه رو بده دل‌سوزی رو حفظ کنن، قبل از اینکه انتظار داشته باشن این ویژگی رو از کارمنداشون داشته باشن. مک‌لین اضافه می‌کنه.

مک‌لین سابقه‌ی خوبی تو بهتر کردن کیفیت کار داره و به‌عنوان یه درمانگر شغلی آموزش دیده. اما تجربه‌ی اون تو برخورد با سیستم بهداشت و درمان، وقتی بچه‌ش مریض بود، علاقه‌ش به دل‌سوزی رو شعله‌ور کرد و به سمت حمایت از بیمارا بردش. اون میگه: “اینکه دل‌سوزی وجود داشت یا نه، به اندازه‌ای که رو ما تاثیر گذاشت، مهم نبود. چیزی که بیشترین تاثیر رو رو نتیجه‌ی درمان ما داشت، دل‌سوزی‌ای بود که توی تیم‌های درمانی دیده می‌شد.”

یه تیم درمانی که دارن موثر و با همکاری تو یه اتاق بیمارستان کار می‌کنن.
تیم‌های درمانی موفق، تعامل مثبت دارن که باعث افزایش حس ایمنی و اعتماد بیمارا می‌شه.

اون ادامه میده: “ما شاهد بودیم که تیم درمانی‌مون همدیگه رو تضعیف می‌کنن، توی موقعیت‌های استرس‌زا با احترام حرف نمی‌زنن، مشاوره‌های درمانی متفاوتی بهمون میدن و با هم کار نمی‌کنن. اینا بیشترین تاثیر رو رو ما داشت.” و از طرف دیگه، ما تیم‌های درمانی واقعاً موفق رو دیدیم. “از نظر ایمنی و اعتماد بیمار، تعامل تیمای درمانی با هم، بیشتر از اینکه خودشون چطور با ما رفتار می‌کردن، رو حس ما از ایمنی و اعتماد تاثیر داشت.”

انتشارای بعدی مک‌لین به بررسی تحقیقات دکترای اون می‌پردازن که شامل نظرسنجی‌ها و مصاحبه‌ها با افرادیه که تو سیستم‌های بهداشتی تو سراسر دنیا کار می‌کنن و همینطور کسایی که تو زمینه‌ی مراقبت متمرکز رو بیمار تخصص دارن، با این امید که دل‌سوزی به یه اصل تو بهداشت و درمان تو هر سطحی تبدیل بشه.

مقاله های شبیه به این مقاله

بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *